زادگاه داعش - بخش نهم (دوره سوم حکومت آل سعود - قسمت دوم: قدرت گیری عبدالعزیز)

زادگاه داعش - بخش نهم (دوره سوم حکومت آل سعود - قسمت دوم: قدرت گیری عبدالعزیز)

در پنج سالگی الفبا را یاد گرفت و قرآن می‌خواند و اجزائی از کتاب الهی را از بر داشت، در هشت سالگی همراه با عمّش محمد بن‌ فیصل‌ و شیخ عبدالله بن عبداللطیف آل شـیخ در مـجلس مذاکره آشـتی با محمد بن الرشید حضور داشت. تاریخ ثبت: (1398/07/25 )  تاریخ بروزآوری: (1398/07/25 )

عربستان در زمان تولد عبدالعزیز بن عبدالرحمان بن فـیصل بـن ترکی - 1876 میلادی

در تمامی دوران تحصیل و پس آز آن هیچگاه بدرستی همسایگان ایران عزیز به ما معرفی نشده و همواره اغلب مردم بر این تصور اشتباه بودند که از دوران باستان خاورمیانه محل سلطه گری و تسلط فرهنگی ما ایرانیان بوده و بقیه اقوام هیچ نداشته و از کمترین سواد و سلحشوری برخوردار بوده‌اند و اگر تغییر و تحولی در دوره معاصر در منطقه بویژه کشورهای جنوبی خلیج فارس رخ داده به برکت کشف و استخراج نفت بوده است، یا تنها استقلال، رشد و توسعه اقتصادی در آنها را مرهون کمک انگلیس به تجزیه امپراطوری عثمانی، حضور لورنتس عربستان، ویلیام شکسپیر و بعد تر آمریکا و اسرائیل بوده است و آل سعود تماماً برگرفته از توطئه‌ای انگلیسی – صهیونیستی است. حتی این امر به جایی کشیده شده است که در برخی مقالات فارغ التحصیلان روابط بین الملل استناد به عکسی از محمد بن عبدالوهاب به همراه جد آل سعود می‌شود غافل از اینکه زمانی که این دو هم پیمان شدند (1137قمری/1724میلادی/1103 خورشیدی) و زمان اختراع دستگاه اولیه عکاسی و ثبت اولین عکس تاریخ 1827 میلادی می‌باشد که 62 سال پس از مرگ ابن سعود و 35 سال بعد از مرگ محمد بن عبدالوهاب است.

در این سلسله مطالب تلاش کرده‌ام نگاهی روشنتر به تاریخ سعودی به عنوان زادگاه اصلی داعش بیاندازم، در این قسمت به تلاش‌های عبدالعزیز بن عبدالرحمان در راه پایه‌گذاری عربستان سعودی می‌پردازم.

 

کودکی عبدالعزیز بن عبدالرحمان بن فـیصل بـن ترکی

 

بـعد از اعلام استقلال مصر، خدیو مصر ناچار‌ شد‌ ارتش خـود را از جـزیرة العرب فـراخواند . فـیصل بـن ترکی بعد از رفتن مـصری‌ها فرصتی پیدا کرده از قاهره به نجد آمد و در‌ ریاض‌ به حکومت پرداخت و تا سال‌ 1282‌ در آنجا بـود . امـّا بعد از مرگش باز جنگ خانگی آل سـعود شـروع شـد و بـه جـان هم افتادند . آل رشـید فـرصت پیدا کرده ریاض‌ را‌ متصرف شدند و شیخ کویت‌ دست‌ اندازیهای خود را به نجد آغاز کرد . ارتش عثمانی در سال‌ 1288‌ه. ق. به‌ کمک کویتی‌ها استان شیعه نشین احساء و قطیف را تصرف کرده ضمیمه بصره کردند. محمد بن رشید شمری‌ (امیر حایل ـ در‌ مغرب‌ نجد ـ بزرگترین امرای آل رشید بود) در سال 1306ه.ق. بر دیگر هم قبیله‌های خود غلبه کرده ریاض را‌ از‌ ایشان‌ گرفت و ضمیمه حکومت حایل سـاخت . هـمین امیر شمّری در سال 1308ه.ق. ناحیه قَصیم و عُنَیْزه و بُریْدَه را ‌‌بگشود‌ و یکه تاز صحاری نجد شد .

عربستان پیش از تلاش عبدالعزیز بن عبدالرحمان برای تصرف ریاض - 1900 میلادی

بازگشت آل سعود به نجد


عبدالعزیر بن عبدالرحمان در ایام جنگهای داخلی نجد و درگیریهای خونین پسران فیصل بـا یـکدیگر، روز 29 ذیحجه 1293‌ /1876میلادی/1255 خورشیدی‌ در ریاض متولد شد ، در پنج سالگی الفبا را یاد گرفت و قرآن می‌خواند و اجزائی از کتاب الهی را از بر داشت، در هشت سالگی همراه با عمش محمد بن‌ فیصل‌ و شیخ عبدالله بن عبداللطیف آل شـیخ در مـجلس مذاکره آشـتی با محمد بن الرشید حضور داشت. در ده سالگی گرفتار مصائب زد و خوردهای خانوادگی شد و در یازده سالگی با‌ والدین‌ خـود‌ ناگزیر از ترک ریاض و کوچهای‌ پیاپی‌ در‌ صحاری احساء و کویت و الربع الخالی گـردید. او در ایـن سـفرهای پرخطر فنون جنگ‌های صحرایی و حکومت بر صحرانشینان را فراگرفت و در شعر‌ و ادب‌ عربی‌ مهارت یافت. قسمت اعظم قرآن و احـادیث ‌ ‌نـبوی را‌ حفظ‌ کرد و از امثال عربی و تاریخ و جغرافیای عربستان و وقایع و ایام قبایل و مفاخر و عیوب آنـان و احـوال رجـال و سرداران صحرا اطلاع کافی‌ به‌ دست‌ آورد. او بدویان را شناخت و رفتارها و توقعات و نیازهای ایشان را‌ درک کرد و اخبار نـجد و سرگذشت نیاکان خود را از پدر و سایر رجال سعودی شنید و از چگونگی مداخلات بیگانگان‌ بخصوص‌ ترک‌ها‌ و انـگلیسی‌ها و آلمانی‌ها در عربستان آگاهی کافی‌ پیدا‌ کرد. ضمناً از خاندان ابن عبدالوهاب اخبار سیره و مغازی رسـول الله و تـاریخ اسلام‌ و شرح‌ مذاهب‌ اسلامی را بیاموخت و در مدرسه اجتماع بدوی تجارب بسیار اندوخت . . . و خلاصه آنکه فردی شایسته‌ برای‌ حکومت در صحرا و کارشناسی مطلع از فرهنگ و سنن عربی بار آمد .
عبدالرحمان بن فـیصل پدر عبدالعزیر که برای بازپس گیری ریاض‌ با‌ عشایر‌ قصیم علیه ابن رشید متحد گـشته و شکست سختی خورده بود، رهسپار قطیف و احساء‌ گردیده و در احساء استاندار‌ عثمانی‌ به او پیشنهاد اطـاعت کـرد تا حکومت ریاض را بازیابد اما نـپذیرفت و وارد کویت شد. شیخ کویت ابتدا به او اجازه اقامت در خاک خود را نداد و عبدالرحمان ناگزیر چندی بـه یـکی از قبایل عجمان پناه برد اما زندگی بین آن اعراب را‌ برای‌ خود و خانواده اش ناامن و پرخطر دید. پس به الرَبْعُ الخالی رفته چند‌ ماهی‌ را‌ بین قبیله بنی مُرَّه گذراند. آن ماه‌ها سخت ترین ایـام زنـدگی عبدالعزیز بود. بنی مُرَّه‌ وحشی‌ ترین‌ و خونخوارترین اعراب صحرا بودند و شرایط بسیار دشوار زندگی در صحاری سوزان و بادهای‌ سموم‌ و گرسنگی و تشنگی و خوردن سوسمار و خرمای خشک و شیر شتر برای امیرزاده ای جـوان چـون او سـخت و بلکه‌ غیر‌ قابل تحمل مـی‌نـمود . مـع ذلک همه این دشواریها را ناگزیر بر‌ خود‌ هموار کرد و راه و رسم مبارزه با فقر‌ و گرسنگی‌ و تشنگی‌ را بخوبی فراگرفت.
در نهایت شیخ کویت او را پذیرفت، خانه عبدالرحمن در کویت‌ کوچک‌ و نـامناسب بـود ، افـراد خانواده او فقط دو اطاق خواب و یک اطاق نشیمن و یـک‌ اطـاق‌ برای انبار و پخت و پز داشتند‌. لیکن‌ در همین‌ سرای‌ کوچک‌ حرفهای بزرگ زده می شد و رجال‌ سیاسی‌ عرب و اروپایی در آن رفت و آمد مـی‌کـردند . تـرک‌ها می خواستند عبدالرحمان‌ را‌ به سوی خود بکشند. شیخ کویت‌ کـه با کشتن دو برادرش به حکومت رسیده بود آرزوی تسلّط بر عربستان را در سر می‌پروراند. پیوسته حرکات و فعالیت‌های عبدالرحمان‌ را‌ زیـر نـظر داشـت. روس‌ها می‌ کوشیدند‌ از‌ ضعف ایران و عثمانی‌ استفاده‌ کنند و بر راه دریایی‌ هـند‌ مـسلّط شوند. آلمانی‌ها با ترکان عثمانی هم پیمان شده، درصدد بودند راه آهن برلین را به‌ کویت‌ متصل سازند و بالأخره انـگلیسی‌ها کـه بـیش‌ از‌ سه قرن‌ در‌ خلیج‌ فارس سابقه داشتند و در‌ بوشهر و سایر بنادر معتبر ایران نـمایندگی سـیاسی و بـازرگانی دایر کرده بودند ـ و دامنه نفوذشان از مشرق‌ تا‌ اقیانوس کبیر امتداد داشت ـ نقشه‌های‌ دقـیق‌ بـرای‌ عـربستان‌ طرح‌ کرده مراقب عبدالرحمان‌ و عبدالعزیز‌ بودند و آن پدر و پسر را می آزمودند .
عبدالعزیز همه این جریانات را مـی دیـد و مذاکراتی را‌ که‌ با‌ پدرش می‌شد می‌شنید و در ذهن‌ خود‌ نقشه‌ استمداد‌ از‌ بریتانیا‌ را بـرای اسـترداد مـلک موروثی می‌پروراند. قبل از او شیخ مبارک از این راه رفته و کشتی‌ها انگلیسی را برای حمایت خود بـه سـاحل کویت کشیده‌ بود . عبدالرحمان در ایام اقامت در کویت بخت خود را برای حمله به عـشایر قـحطانی و جـنگ با آل رشید برای پس گرفتن ریاض از ایشان آزمود اما شکست خورد. شیخ‌ مبارک‌ هم یک بـار بـه ریاض حمله برد لیکن در برابر حریف بسختی مغلوب گردید (1318ه/1900م/1278خ) مقدّر این بـود کـه ریـاض به دست عبدالعزیز فتح شود و سلطنت سعودی بار‌ دیگر‌ در نجد استقرار یابد.

عربستان پیش از تسلط کامل عبدالعزیز بن عبدالرحمان - 1926 میلادی

* پس از عملیات خارق العاده عبدالعزیز جوان در بازپس گیری ریاض و تسلط بر نجد و غلبه بر آل رشید که در قسمت پیشین شرح آن رفت را در ادامه به بررسی اجمالی اقدامات او در تسلط کامل بر عربستان می‌پردازیم:


- ۴ شوال ۱۳۱۹ق/۱۴ ژانویۀ ۱۹۰۲م/ 24 دی 1280 خ : تصرف ریاض و تجدید حکومت آل سعود بر نجد.
- ۱۳۲۲ق/۱۹۰۴م/1283 خ: قلمرو سعودی‌ها به مرزهای پیشین رسانده و خود را امیر نجد و امام وهابیه خواند.
- ۱۳۲۴ق/۱۹۰۶م/1285 خ: آل رشید را به‌ سختی شکست داد و عبدالعزیز رشیدی را کشت.
- ۱۳۳۰ق/۱۹۱۲م/1291 خ: ابن سعود نخستین منطقۀ مسکونی برادران(اخوان التوحید یا برادران یکتاپرستی) را ایجاد کرد. او  در کنار جنگ با مخالفان، برای توسعه و تثبیت نیروی خود به ایجاد آبادی‌های وهابی دست زد و ساکنان آن‌ها را  که در حقیقت سازمانِ دینی ـ نظامیِ وهابیان بود تأسیس و سپس شمار آن‌ها را افزایش داد. اعضای این مناطق عقاید وهابیت را در صحرا نشر می‌دادند. این آبادی‌ها که بنیادهای یک سازمان متمرکز را تشکیل داد، در سال‌های بعد وسیلۀ تثبیت نیروی وهابیان شد. عبدالعزیز همچنین کوشید تا قبایل بیابان گرد شبه جزیره را که پیش از آن به کشورهای همسایه کوچیده بودند و اینک به سبب چیرگی انگلستان بر عراق و فلسطین، و فرانسویان بر سوریه و لبنان و ایجاد راه‌های آهن و اتومبیل‌رو، به سرزمین نیاکان خویش باز می‌گشتند. اسکان دهد.
بازگشت این قبایل که با فزونی بیش از پیش دشواری‌های زیستی همراه بود، آتش زد و خورد میان آنان را بر سر آبشخور و چراگاه برافروخت. در چنین شرایطی پیکار فرمانروای نجد در برابر جدایی گرایی و هرج و مرج قبیله‌ای و در راه یکپارچه کردن سرزمین‌های شبه جزیرۀ عربستان و تبدیل آن به صورت دولتی متمرکز، چهره‌ای ترقی خواهانه به خود گرفت. چنانکه سازمان اخوان التوحید، هم ابزار خاموش ساختن آتش کینه‌کشی‌ها و خونریزی‌های قبیله‌ای و هم اسکان بیابان‌گردان گشت. چنین بود که فرزندان قبیله‌ای و هم اسکان بیابان‌گردان گشت. چنین بود که فرزندان قبیله‌های مطیر و شمّر در همین سال نیز نخستین آبادی را به نام «الهجره» پدید آوردند، تا ۱۳۳۸ق/۱۹۲۰م/1299خ، تعداد آن‌ها در نجد به ۵۲ و در سراسر عربستان سعودی تا ۱۳۵۸ق/۱۹۳۹م/1318خ به ۱۴۳ رسید.
پس از آن‌که بیابان‌گردان در آبادی‌ها جایگزین شدند و با ساکنان واحه‌ها و سایر قبیله‌ها درآمیختند، پیوندهای خود را با قبیله‌های‌شان از دست دادند و از تأثیر روابط عشیره‌ای ر‌هایی یافتند و سرانجام به وهابیت و فرمانروایی بن سعود گردن نهادند.
ساکنان این آبادی‌ها فقط به کار کشاورزی نمی‌پرداختند، بلکه خدمات سپاهیگری را نیز فراهم می‌کردند. هر آبادی را امیری داشت که ساکنانش او را با تأیید بن سعود بر می‌گزیدند.
-  ۱۳۳۳ق/۱۹۱۵م/1293خ :
انگلستان و بن سعود؛ انگلستان برای خشنود ساختن قبایل عرب و استفاده از آنان برای حمله بر عثمانیان، رئیس دو خانوادۀ محتشم در عربستان یعنی شریف حسین و بن سعود را که با هم سخت دشمنی داشتند، به بازی گرفت و نزد هر یک افسری از کارگزاران خود را گسیل داشت: توماس ادوارد لارنس (۱۸۸۸-۱۹۳۵م) را به اردوگاه شریف حسین و ویلیام شکسپیر (۱۸۷۶-۱۹۱۵م) را به نزد سعودی‌ها روانه کرد. پس از کشته شدن شکسپیر در جنگ میان بن سعود و بن رشید هاری سنت جان بریجر فیلبی (۱۸۸۵-۱۹۶۰م) را که تظاهر به اسلام کرده و خود را عبداللـه نام نهاده بود، به آن‌جا فرستاد تا بن سعود را بر عثمانی‌ها و هم‌پیمانانشان بشوراند و حکومت عربستان بزرگ به او واگذار شود.
انگلستان همچنین پیمان‌های نهانی مبتنی بر همان وعده‌ها با عبدالعزیز منعقد کرد و حکومت او را بر نجد و احساء و قصیم و جُبَیْل به رسمیت شناخت و کمک مالی هنگفتی نزد او ارسال داشت. با اینهمه، انگلستان از نیروی روزافزون بن سعود بیمناک بود و از این‌رو به ایجاد اختلاف میان قبایل هوادار بن سعود پرداخت. در عین حال، او را برای تصرف سراسر احساء یاری داد.
انگلستان به این وسیله هم از نفوذ ترک‌های جوان و آلمان در سواحل خلیج فارس جلوگیری کرد و هم امتیازی پرارزش از بن سعود به دست آورد.
در پیمانی که در ۱۳۳۳ق/۱۹۱۵م/1293خ میان سِرپِرسی کاکس از سوی انگلستان و بن سعود منعقد شد، مقرر گشت که بن سعود بر سرزمین‌های «حمایت شدۀ» بریتانیا در شبه جزیرۀ عربستان نتازد، امتیازی در نجد به دشمنان انگلیس ندهد، جانشین خود را از میان دشمنان آن برنگزیند، سیاست خارجی خود را با انگلستان هماهنگ سازد و در مورد آن با این کشور به توافق رسد؛ و در برابر، انگلستان هر سال شصت هزار لیره به بن سعود پرداخت کند، اما دیری نپایید که پاره‌ای از مواد این پیمان شکسته شد.
- در ۱۳۳۶ق/۱۹۱۸م/1296خ:
میان شریف حسین و بن سعود بر سر واحۀ خورمه پیکار شد و شریف حسین از آن‌جا پا پس نشست و بن سعود جنگ خود را برای یکپارچه‌سازی سرزمین‌های شبه جزیره‌ی عربستان از سر گرفت و بر حمایت شدگانِ انگلستان در منطقه، شکست‌های سخت وارد آورد. وهابیان در آغاز رو به سوی شمال نهادند و در برابر امیر کوهستان شمر، بن رشید، به نبرد در ایستادند. در پی جنگی که یک ماه به درازا کشید، بخشی از این امیرنشین و مرکز آن «حایل» به نجد پیوست. بن سعود سپس به جنگ شریف حسین رفت و نیروهای او در ۱۳۳۷ق/۱۹۱۹م، ارتش حجاز را در واحۀ «تربه» درهم شکست و راه را برای پیشروی سعودی‌ها به سوی حجاز هموار ساخت، اما انگلستان به بن سعود هشدار داد که نیروهایش را عقب بکشد.
- ۱۳۳۸ق/۱۹۲۰م/1298خ:
وهابی‌ها سرزمین «عسیر» بر کرانۀ دریای سرخ را اشغال کردند، اما به سبب دخالت انگلستان، از پیوستن آن به خاک خود بازماندند. در نتیجۀ قراردادی که به دنبال گفت و گو‌ها بسته شد، عسیر تابع نجد گشت، اما فرمانروایی‌اش در دست حاکم پیشین آن، امیر حسن، باقی ماند. انگلستان نیز برای تضعیف نیروی سعودیان که می‌خواستند سراسر شبه جزیره را اندک اندک به زیر سلطه کشند، خاندن رشید را در کوهستان شمر به جنگ با نجدیان تحریک کرد، اما ناکام ماند و بن سعود در ۱۳۳۹ق/۱۹۲۱م پس از گردهمایی عالمان و پیران قبایل در ریاض که طی آن بن سعود را پادشاه نجد و همۀ سرزمین‌های وابسته به آن شناختند، سراسر امیرنشین شمر را ضمیمۀ خاک نجد کرد و پسرش فیصل به اشغال آبْ‌ها، پایتخت عسیر، پرداخت.
- ۱۳۴0ق/ ۱۹۲1م/ 1301 خ:
پس از اینکه نیروهای انگلستان از شمال نجد یعنی از سوی عراق و اردن بر سعودی‌ها تاختند و شکست‌هایی بر وهابیان وارد آوردند تا اینکه در گردهمایی «عُقَیْره» که در جمادی‌الاول ۱۳۴۱ق/دسامبر ۱۹۲۲م برپا شد، بریتانیا بن سعود را واداشت که برای مشخص شدن مرزهای شمال باختری نجد پیمانی ببندد. بر پایۀ این پیمان، بخشی از سرزمین نجد به دست عراق و کویت افتاد و میان عراق و نجد؛ و نجد و کویت، دو منطقۀ «بی‌طرف» پدید آمد. این پیمان همچنین ساختن مراکز پاسداری و نظامی و استحکامات را در گرداگرد چاه‌های آب این منطقه ممنوع شمرد. در عوض، انگلستان فرمانروایی بن سعود را بر نجد، شمر و جوف به رسمیت شناخت و وی ناگزیر شد که از حکومت عسیر چشم بپوشد.
در ۱۳۴۲ق/۱۹۲۳م/1303خ:
پس از آن‌که بن سعود گردهمایی کویت را که به ابتکار انگلستان و برای کم توان کردن دولت نجد برپا داشته بود، مردود شمرد، انگلستان مواد پیمان ۱۳۳۳ق/۱۹۱۵م را شکست و از ارسال کمک مالی به بن سعود شانه خالی کرد. این کار موجب شد که بن سعود از التزام‌هایش نسبت به انگلستان ر‌ها شود و برای تحقق طرح دیرین خود یعنی یکپارچه‌سازی سرزمین‌های شبه جزیره بیش از پیش بکوشد.
- دوشنبه 26 رجب ۱۳۴۲ق/3 مارس۱۹۲۴م/12 اسفند1304خ:
درحالی که در دو سال ابتدایی جنگ جهانی اول، به نظر می‌رسید که عثمانی در خاورمیانه دست بالا را دارد، شورش اعراب که در سال ۱۹۱۶ روی داد، باعث شد تا اوضاع به ضرر آنان شود. با امضای متارکه مودروس در سی‌ام اکتبر ۱۹۱۸، تقسیم و تجزیه امپراتوریِ شکست خورده عثمانی میان نیروهای پیروز جنگ آغاز شد. با اینکه امپراتوری، از جمله پایتخت آن یعنی قسطنطنیه، به اشغال نیروهای بریتانیایی و فرانسوی درآمده بود، آنان به سلطان این اجازه را دادند که بتواند عنوان خود را به صورت ظاهری حفظ کند. با این حال، با اشغال شهرهای ترک‌نشین، جنبش‌هایی آغاز گردید که سرانجام منجر به پیروزی آنان در جنگ استقلال ترکیه به رهبری مصطفی کمال (که بعدها آتاتورک نام گرفت) و تأسیس جمهوری ترکیه شد. سلطنت عثمانی در روز یکم نوامبر ۱۹۲۲ ملغی اعلام شد و هفده روز بعد، سلطان محمد ششم از ترکیه خارج گردید و دو سال بعد، در سوم مارس ۱۹۲۴، خلافت عثمانی نیز ملغی اعلام شد.
- ۱۳۴۲ق/۱۹۲۴م/1304خ:
پس از الغای امپراطوری عثمانی، شریف حسین با خام‌اندیشی، و شاید به پشتیبانی انگلستان، خود را خلیفۀ کل مسلمانان خواند، اما انگلستان بیش از این خود را نیازمند حمایت از او نمی‌دید و بن سعود نیز با اشارۀ «کمیتۀ خلافت اسلامی» هندوستان که زیر نفوذ انگلستان بود، بر او تاخت. به نظر می‌رسد که انگلستان با قطع کمک‌های مالی خود به بن سعود در حقیقت دست او را برای حمله به شریف حسین باز گذاشته بود. آنچه عزم بن سعود را بر حمله به حجاز استوار‌تر ساخت، اعلام ممنوعیت ورود حاجیان نجد به مکه از سوی شریف حسین بود. این همه موجب گشت که بن سعود در ذیقعده ۱۳۴۲ق/ژوئن ۱۹۲۴م برای مسلمانان دنیا پیام فرستد و آن‌ها را از به رسمیت شناختن خلافت شریف حسین باز دارد.
علمای وهابی و پیران قبایل نجد نیز در همایشی که بن سعود بر پا کرد، قطعنامه‌ای دربارۀ حمله به حجاز گذراندند و او در صفر ۱۳۴۳ق/سپتامبر ۱۹۲۴م بر شریف حسین تاخت. وهابیان در آغاز طایف را اشغال کردند و چند روز بعد به دروازه‌های مکه رسیدند.
- ربیع‌الاول ۱۳۴۳ق/سپتامبر ۱۹۲۴م/ شهریور 1303خ : سقوط مکه
«حزب ملی حجاز» بر شریف حسین فشار آورد و او را واداشت تا به سود پسرش علی کناره‌گیری کند. اما علی نیز که تاب پایداری در خود نمی‌دید در این تاریخ مکه را به بن سعود واگذاشت، و چند ماه بعد مدینه و جده نیز به اشتغال بن سعود درآمد.
رجب 1344ق/ فوریه 1926/بهمن 1304خ: شوروی به عنوان اولین کشور بزرگ حکومت سعودی را به رسمیت شناخت.
پس از اینکه عبدالعزیز بن عبدالرحمان بن فـیصل بـن ترکی معروف به بن سعود در ۲۲ جمادی‌الثانی ۱۳۴۴ق/۷ ژانویۀ ۱۹۲۶م به عنوان سلطان حجاز و نجد و ملحقات بر تخت نشست. یک ماه بعد دولت اتحاد شوروی به عنوان نخستین کشور بزرگ، دولت بن سعود را به رسمیت شناخت و هیأت نمایندگی سیاسی این کشور برای نخستین‌بار وارد جده شد.
۱۳۴۵ق/اکتبر ۱۹۲۶م/ مهر 1305خ: عاقبت عسیر هم به عربستان سعودی ملحق شد.
بن سعود پس از به رسمیت شناخته شدن توسط حکومت سوسیالیستس شوروی در ربیع‌الاول ۱۳۴۵ق/اکتبر ۱۹۲۶م آب‌ها را اشغال کرد و امیر حسن را از عسیر گریزاند و جانشین او را واداشت تا تعهد سپارد که در پیمان‌های مخالف وهابیان وارد نشود، اما ۴ سال بعد او را نیز از میان برداشت و عسیر را رسماً به خاک خود ملحق کرد.

شاه فیصل حاکم عراق و ملک عبدالعزیز حاکم عربستان سعودی در 1920 میلادی

عاقبت رقابت خاندان هاشمی و سعودی


پس از این که انگلستان از پشتیبانی خانوادۀ شریف حسین در مقابل سعودیان شانه خالی کرده بود، برای سیطره بر مناطق میان مدیترانه و خلیج فارس و حفظ خطوط ارتباطی خود، طرحی دیگر افکند و کوشید تا خاندان هاشمی را در بخش‌های دیگری از مناطق عربی تحت نفوذ خود به حکومت برساند. از این‌رو با تشکیل کشورهای اردن و عراق حکومت دادن به امیر عبداللـه(1) در اردن و فیصل(2) در عراق پسران شریف حسین و برادران شریف علی کوشید تا بخشی از نجد را به قلمرو آنان ملحق کرده و فاصله مدیترانه و دریای سرخ تا خلیج فارس را با دو خاندان و سه حکومت پر کند.

سر جان فیلبی

اما بن سعود به مخالفت برخاست و انگلستان از بیم عقیم ماندن طرح خود مجبور شد امتیازی برای بن سعود قائل شود. پس پیمانی در 1۳۴۵ق/۱۹۲۷م/1306خ میان انگلستان و بن سعود به امضاء رسید که طی آن انگلستان استقلال کامل و مطلق بن سعود را به رسمیت می‌شناخت و دست او را برای بیرون راندن علی پسر شریف حسین از حجاز باز می‌گذاشت. بن سعود در برابر، به تشکیل امیرنشین اردن تن در داد و از دشتی که نجد و سوریه را به یکدیگر می‌پیوندد چشم پوشید و آن را به اردن شرقی واگذاشت. در عقد این پیمان کوشش‌های جان فیلبی که روابط دوستانه‌ای با بن سعود داشت و سرانجام عضو شورای خصوصی او شد، نقش مهمی بازی کرد. 

در نهایت در رجب ۱۳۴۵ق/ژانویۀ ۱۹۲۷م/ بهمن 1305خ، پادشاهی رسمی بن سعود بر حجاز و نجد و مناطق پیوسته به آن اعلام گردید و پادشاهی عبدالعزیز بن عبدالرحمان بن فـیصل بـن ترکی معروف بن سعود از سوی انگلستان هم رسمیت یافت.

 


 

پی‌نوشت:
(1) عبدالله بن الحسین معروف به عبدالله اول (زاده ۱۸۸۲ میلادی در مکه - درگذشته ۲۰ ژوئیه ۱۹۵۱ در بیت المقدس) دولتمرد عرب و نخستین فرمانروای اردن هاشمی (در بین سال‌های ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۱) بود.
(2) فیصل بن حسین ملقب به ملک فیصل اول (مه ۱۸۸۳ - ۸ سپتامبر ۱۹۳۳) اولین پادشاه عراق مدرن و بنیان‌گذار سلسله هاشمی عراق شد.


 

منابع:

1- مشایخ فریدنی؛ آل سعود و عربستان سعودی، مجله میقات حج - بهار 1374 - شماره 11

2- تاریخ معاصر کشورهای عربی، فرهنگستان علوم شوروی، ترجمۀ محمدحسین شهری، تهران، ۱۳۶۱ش.

3- حسین بن خزعل، تاریخ الجزیره العربیه فی عصر الشیخ محمد بن عبدالوهاب، بیروت، ۱۹۶۸م.

4- حسین بن غنام، تاریخ نجد، به کوشش ناصرالدین اسد، بیروت، ۱۴۰۵ق، فهرست.

5- حمزه، فؤاد، قلب جزیره العرب، ریاض، ۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م.

6- دائره‌المعارف الاسلامیه.

7- زرکلی، خیرالدّین، الاعلام، بیروت، ۱۹۸۴م.

8 - سعید، ناصر، تاریخ آل سعود، ۱۴۰۴ق، ص ۷۱۶، ۷۱۷.

9- سعید سلیمان، احمد، تاریخ الدول الاسلامیه و معجم الاسرالحاکمه، مصر، ۱۹۶۹م.

10- شوادران، بن جامین، خاورمیانه، نفت و قدرتهای بزرگ، ترجمۀ عبدالحسین شریفیان، تهران، ۱۳۵۴ش.

11- کیلی، جی سی، الحدود الشرقیه لشبه الجزیره العربیه، ترجمۀ خیری حماد، بیروت، ۱۹۷۱م.

12- لنچافسکی، ژرژ، تاریخ خاورمیانه، ترجمۀ هادی جزایری، تهران، ۱۳۳۷ش.

13- لوتسکی، تاریخ عرب در قرون جدید، ترجمۀ پرویز بابایی، تهران، ۱۳۵۶ش.

14- نشاشیبی، ناصرالدین، در خاورمیانه چه گذشت، ترجمۀ فیروز خلعتبری، تهران، ۱۳۶۳ش.

15- نشاشیبی، ناصرالدین، در خاورمیانه چه گذشت، ترجمۀ محمدحسین روحانی، تهران، ۱۳۵۷ش.

16- ابو حکیما، احمد، تاریخ سعودی، بیروت، ۱۹۶۵؛

17- هاپ وود، درک، (ویراستار)، شبه جزیره عربستان، لندن، ۱۹۷۲.

18 -هوارث، داود، پادشاه کویر، لندن، ۱۹۶۴.

19 - لاریمر، از خلیج فارس، عمان و آسیای سعودی، انگلستان، ۱۹۷۰.

20 - خاور میانه و شمال آفریقا (۱۹۸۴-۱۹۸۵). لندن، ۱۹۸۴.

21- جی پترسون، «دفاع، عربستان، تکامل مسئولیت»، Orbis، مجله امور جهان، سال ۱۹۸۴، جلد. ۲۸، شماره سوم

22- فیلبی، اچ سنت جان، عربستان سعودی، بیروت، ۱۹۶۸.


 

زادگاه داعش و دیگر گروه‎‌های سلفی خاورمیانه (بخش1)  

زادگاه داعش (بخش2: عبدالعزيز بن محمد بن سعود)

زادگاه داعش (بخش3: سعود بن عبدالعزيز و سقوط سعودی‌ها)

زادگاه داعش – بخش 4 (آبشخور فکری- قسمت اول)

زادگاه داعش - بخش5 (آبشخور فکری- قسمت دوم)

زادگاه داعش - بخش6 (دوره دوم حکومت آل سعود- قسمت اول)

زادگاه داعش - بخش7 (سرانجام دوره دوم حکومت آل سعود- قسمت پایانی)

زادگاه داعش - بخش هشتم (دوره سوم حکومت آل سعود - قسمت اول: خروج عبدالعزیز)

زادگاه داعش - بخش نهم (دوره سوم حکومت آل سعود - قسمت دوم: قدرت گیری عبدالعزیز)

1398/08/29 03:33
در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • «انجمن خرد» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • انجمن خرد از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • درج در قسمت هایی که با ستاره قرمز مشخص گردیده الزامی است.
  • تعداد کاراکترهای نام، ایمیل و نظر نباید به ترتیب بیش از 100، 300 و 500 بیشتر باشد . در صورت عدم رعایت متاسفانه نظر شما ثبت نخواهد گردید.
  • نظرات پس از تأیید مدیر سایت منتشر می‌شود.

نام:

پست الکترونیک:

متن نظر:

کد امنیتی:

نظرات: