ایلام ( بخش نخست: انسان ایلامی)

ایلام ( بخش نخست: انسان ایلامی)

شوش محل تلاقی راه‌های مهم نیز بود. در طرف غرب سوار بر کلک طی مدت سه روز در اماره‌ی فعلی عراق به دجله می‌رسیدند و یک هفته بعد به بابل. در سمت شمال از دیر باز در امتداد کرخه و کشگان جاده‌ای بود که به خرم‌آباد وصل می‌شد و با گذر از بروجرد به ری، رگای باستانی و رگای کتاب طوبیاس (14:1) می‌رسید. تاریخ ثبت: (1394/11/10 )  تاریخ بروزآوری: (1394/11/10 )

رودخانه های خوزستان (مسیر امروزی) و آبادی های دوره ایلام 1200 تا 600 پیش از میلاد

استرابون، جغرافیدان عهد باستان، گزارش می‌کند که مارها و مارمولک‌هایی را که در گرمای :نیم‌روز تابستانی در راه شوش می خزیدند، خورشید بی رحم ایلام زنده زنده تفت میداد (۱۵. ۳. ۱۰). در واقع دیولافوا دمای هوای ظهر تیرماه را ۷۲ درجه‌ی سانتیگراد در آفتاب اندازه گرفته است. بنا بر محاسبه‌ی دکتر گرملیتسا، دمای هوا در ناحیه‌ی دزفول در همان وقت سال ۵۰ درجه ی سانتیگراد در سایه بوده است. متوسط دمای خوزستان در تیرماه ۳۸ درجه است. پایین ترین درجه ی دما در زمستان حدود ۰/۵ درجه است. با این همه حتی در ماه فروردین هم گرمای تابستانی حکمفرماست. از سوم تا هجدهم مرداد گرما غیرقابل تحمل می‌شود، اما از ماه شهریور کم کم رو به کاهش می گذارد.

دشت ایلام، که ایرانیان از سده‌های میانه نام خوزستان بر آن گذاشته اند. مساحتی در حدود ۴۲۰۰۰ کیلومتر مربع دارد، یعنی حدوداً به وسعت دانمارک خاک خوزستان از نظر زمین شناسی از رسوبات نرم تشکیل شده است. ارتفاع خوزستان از سطح دریا از حدود صفر در کنار خلیج فارس و کم کم بالا می رود: در نزدیکی اهواز، مرکز خوزستان، به حدود ۱۰۰ متر و در پای سرزمین‌های کوهستانی لرنشین، در اندیمشک کنونی، به حدود 170 متر می‌رسد.

دریاچه سد دز

در روزگار باستان دشت خوزستان انبار واقعی میوه و غله بود. شاهان ساسانی (۶۳۸-۲۲۴م.) با به کار گرفتن اسیران جنگی رومی به ساخت سدها مبادرت ورزیدند و به این واسطه شبکه‌ی آبیاری را گسترش دادند. خوزستان حتی در سده‌های میانه هم رونقی داشت. جغرافیدانان اسلامی سده دهم میلادی (چهارم هجری) از محصول نیشکر این منطقه تعریف کرده‌اند. اما با اغاز عصر جدید خوزستان رو به افول گذاشت. به علت نبود زهکشی مناسب، زمین‌های بسیاری تبدیل به شوره زار شد، تا این که صنعت نفت جان تازه‌ای به این استان بخشید. هرچند که مدت مدیدی (از سال ۱۹۰۸ به بعد) تنها از چاه‌های نفت در حاشیه‌ای شرقی خوزستان بهره برداری می‌شد. همچنین از سال ۱۹۶۱ به بعد پس از وقفه‌ای پنج سده‌ای، کشت نیشکر دوباره آغاز شد. برای آبیاری کشتزارهای گسترده در منطقه ی هفت تپه (میان اهواز و شوش) کانالی را نوسازی کرده‌اند که به روایت محلی کانال داریوش نامیده می‌شود. اما در حقیقت، همان گونه که رومن گیرشمن نشان داده است، این کانال از شاه ایلامی اونتش ناپیریشه (حدود ۱۲۵۰ پ. م.) است. در بهار سال ۱۹۶۳ میلادی محمدرضا شاه پهلوی در نزدیکی دزفول سدی را افتتاح کرد که بنا بود خوزستان را از بیابانی به رنگ قهوه‌ای خاکستری بار دیگر به سرزمین سبز حاصلخیزی تبدیل کند. سد دز که ۲۰۳ متر بلندی دارد امکان آبیاری دو هزار هکتار زمین مزروعی را  فراهم می‌آورد و همزمان برق منطقه را تأمین می‌کند (۵۲۰۰۰۰ کیلووات در سال ). 

 پایه‌ی شکوفایی روزگاران گذشته‌ی خوزستان فراوانی آبراه‌هایش بود. دست کم سه رود در خوزستان جریان دارد.

غربی‌ترین رود امروز کرخه نامیده می‌شود.

 

دریاچه سد کرخه

آشوری ها اوقنو(لاجورد) می‌خواندند و یونانیان خواسپس طول کرخه به اندازه ی رود اودر است. آب کرخه به صافی و گوارایی شهرت داشت. هرودوت (188.1)، می‌گوید که کوروش کبیر (۵۳۰-۵۵۹ پ. م.) هنگامی که عازم نبرد بوده، دستور می‌داده تا برای سفره‌ی او آب کرخه را در کوزه‌های سیمین بر گردونه‌هایی چهار چرخه که قاطر آن را می‌کشید، همراه بیاورند. رود میانی خوزستان امروز دز نامیده می شود. ایلامی‌ها و آشوری‌ها آن را ایدیده می‌خواندند و یونانی‌ها کوپراتس. دز از بروجرد در لرستان سرچشمه می‌گیرد و در بند قیر به سومین رود، یعنی کارون، که رود شرقی خوزستان است می ریزد. کارون را یونانیان پاسیتیگریس می‌نامند. طول آن بیش از رود البه (در آلمان) است. در خرمشهر به اروندرود (یعنی جایی که دجله و فرات به هم می‌پیوندند) و از آن جا به خلیج فارس می‌ریزد.

رود شاعور

البته در روزگار باستان کرخه و دز به کمک شاخه‌ای از کرخه که بخشی از آن به احتمال زیاد مصنوعی بود، با یکدیگر ارتباط داشتند. این شاخه را ایلامی‌ها اولای و یونانی‌ها اویلایوس می‌نامیدند. شوش، پایتخت ایلام، همان گونه که در کتاب دانیال نبی (۱۶:۸) می‌خوانیم. میان دو شاخه‌ی اولای قرار داشت، یعنی در مرکز شبکه‌ای وسیعی از آبراه‌ها. شوش به کمک اولای، هم از راه کرخه که در روزگار باستان به خلیج فارس می‌ریخت (امروز در باتلاقهای دجله فرو می‌نشیند) و هم از طریق دز و کارون به دریای آزاد راه داشت. البته امروز اولای به رود کوچک شاعور تبدیل شده است که اگرچه هنوز هم پس از گذشتن از غرب آرامگاه دانیال به دز می ریزد. 

 

 

 

 

شکارچی برهنه ایلامی

شوش محل تلاقی راه‌های مهم نیز بود. در طرف غرب سوار بر کلک طی مدت سه روز در اماره‌ی فعلی عراق به دجله می‌رسیدند و یک هفته بعد به بابل. در سمت شمال از دیر باز در امتداد کرخه و کشگان جاده‌ای بود که به خرم‌آباد وصل می‌شد و با گذر از بروجرد به ری، رگای باستانی و رگای کتاب طوبیاس (14:1) می‌رسید. سومین جاده شوش را از طریق شوشتر به ایذه و منطقه‌ی اصفهان وصل می‌کرد و کمی جنوبی‌تر از طریق بهبهان و باشت و فهلیان به تخت جمشید و شیراز می‌پیوست.

با این همه، اگر سرزمین‌های کوهستانی شمال، شرق و جنوب شرقی، یعنی لرستان امروزی و کوه‌های بختیاری، به ایلام تعلق نمی‌داشت، خوزستان به رغم کشاورزی پربار خود هرگز اهمیتی را که در روزگار باستان داشت نمی یافت.

ایلامیان باستان این سرزمین کوهستانی را به ویژه آن بخشی را که در شرقی قرار داشت، انزان یا انشان می‌نامیدند. آن‌ها هم شهر شوش و هم دشت خوزستان را شوشون می‌خواندند. سومری‌ها ایلام را با نشانه‌ی NIM می‌نوشتند که در زبان آنها «بالا» معنی می‌دهد. از این جا می‌توان دریافت که برای ساکنان بین النهرین ایلام واقعی در «بالا» قرار داشت، یعنی نه در خوزستان بلکه در کوه‌های پشت آن، ایلامی‌ها خود نام سرزمینشان را با هجاهای میخی hal-ta-am-ti می‌نوشتند. که احتمالاً hal-tampt  خوانده شود، که در آن احتمالاً hal به معنای «سرزمین» است و tampt به معنای «سرور (بخشنده)» بنابراین احتمالاً ایلامی‌ها سرزمین خود را «سرزمین سرور» یا «سرزمین خدا» می‌دانستند.

ارتباط میان سرزمین‌های پست و مرتفع ایلام، یعنی میان شوشون و انزان برای تاریخ و فرهنگ آنان اهمیت بسیار داشت. برتری ایلام بر همسایگان بین النهرینی‌اش که در دشتی هموار می‌زیستند، در همین نکته است. بین النهرینی‌ها برای شکوفایی فرهنگ خود به مواد خام سرزمین‌های مرتفع ایلام نیازمند بودند. سومری‌ها و بابلی‌ها از طریق راه‌های تجاری یا لشکرکشی‌ها، الوار و سنگ‌های معدنی (مس، سرب، قلع، نقره) سنگ‌های (بازالت، مرمر، نوعی گرانیت، مرمر سفید، آراگونیت، ابسیدیان یا شیشه‌ی آذرین)، سنگ‌های نیمه قیمتی (عقیق، هماتیت، لاجورد)، و البته اسب‌های مورد از خود را از آن جا تأمین می‌کردند.

دسته بندی ایلامی‌ها از نظر مردم‌شناسی بسیار دشوار است. محقق هر چه بیشتر در منابع غور می‌کند، بیشتر این احساس به او دست می‌دهد که ایلامی‌ها ایلامی بوده اند، با استقلالی منحصر به خودشان تاکنون نشانه‌ای از خویشاوندی آن‌ها با اقوام دیگر به اثبات نرسیده است. قبایلی کوه نشینی که از جانب شمال غرب با آنها همسایه بوده‌اند، یعنی لولوبی‌ها و دیگر مردمان معروف به سو، مشترکاتی داشته‌اند.

البته مردم ایلام یکدست نبودند. هنگامی که در حدود سال ۵۰۰ پیش از میلاد داریوش دستور داده تا بر کاشی‌های کاخ شوش محافظان ویژه‌ی او را تصویر کنند. هنرمند به وضوح میان سه نژاد تمایز قائل شده، گروه اول محافظان را با پوست سفید تصویر کرده است و معلوم است که مقصودش محافظان پارسی گروه دوم پوست قهوه‌ای دارند و گروه سوم تقریباً سیاه.

انسان ایلامی

 محافظانی که پوستشان تقریباً سیاه است ظاهراً ایلامی‌های دشت بوده‌اند. امروز هم در خوزستان اغلب به مردمی بر می‌خوریم که پوستی تیره دارند، گرچه به هیچ وجه سیاه نیستند. این‌ها اغلب خود را از تبار عرب می‌دانند و میان خود به عربی سخن می‌گویند. احتمالاً مردم خوزستان قدیم ترکیبی بوده‌اند از ساکنان کهن تیره پوستی با نژاد نامعلوم و سامیانی که از دوران اکد (سده‌ی ۲۵ پیش از میلاد) فوج فوج از بین النهرین به این ناحیه کوچ کرده بودند. در عوض محافظان قهوه‌ای پوست احتمالاً ایلامی‌های کوه نشین هستند و ممکن است نیای لرهای فعلی باشند، یعنی لرهای فیلی در شمال خوزستان و بختیاری‌ها در شرق و جنوب شرقی آن. لرها اغلب موسیاه هستند با پوستی متمایل به قهوه‌ای، نژادی نیرومند و کوه نشین، با بالایی اندکی بلندتر از دشت نشین‌ها در این‌ها هم می‌توان اختلاط با بیگانگان را تشخیص داد. 

ماهیگیران برهنه ایلامی لاکپشتهای بزرگی را به خشکی می کشند

بنابراین این‌ها ایلامی خالصی نمانده‌اند. اما این آمیختگی کم تراز آمیختگی ایلامی‌های دشت نشین با بیگانگان است. به علاوه این آمیختگی ارتباطی با سامی‌ها ندارد. بلکه حاصل پیوند با اقوام هند و اروپایی به ویژه پارس‌هاست. این نفوذپارس‌ها در نهایت سبب شد که «ایلامی – لرها» از سده‌های میانه فقط به گویشی فارسی سخن گویند. اما حتی در حدود سال 1000 میلادی جغرافی‌دانان اسلامی در بعضی نواحی خوزستان به گویشی نامفهوم برمی‌خورده‌اند. این گویش که آن را «خوزی» نامیده‌اند. ظاهراً آخرین بازمانده‌ی زبان ایلانی بوده است به علاوه، این اصطلاح «خوزی» به روزگار رواج فارسی باستان باز‌می‌گردد: داریوش بزرگ (522-486 پ.م) دیگر ایلام را نمی شناخته، بلکه فقط با نام هوژه آشنا بوده است. ظاهراً این هوژی‌ها آن قبیله‌های ایلامی بودند که یونانی‌ها آن را اوکسی‌ها نامیده‌اند و به اکراه تسلیم سپاه اسکندر شدند. این‌ها کوه نشینانی بودند که در منطقه‌ای میان بهبهان و فهلیان زندگی می‌کردند و بنابراین برجاده‌ی شوش - تخت جمشید مسلط بودند. اینان هنگامی که بنا بر عادت از سپاه مقدونیدر حال گذر حق عبور خواستند، اسکندر از پرداخت سرباز زد و با زحمت فراوان توانست راه عبور خود را بگشاید.

یک ایلامی قایق خود را به ساحل می آورد

تصاویر مهرهای هزارهی سوم پیش از میلاد آگاهی‌هایی از زندگی روزمره‌ی ایلامیان باستان در اختیار ما می‌نهند که اگرچه خلاهایی در آن هست ولی بسیار روشنگرند. مهرسازان ایلامی محیط پیرامون خود و مردم سرزمین خود را با مشغولیت‌های مختلف نشان می‌دهند.

طبیعت خوزستان بر روی نقش مهرها خود را از طریق رودخانه‌های پیج در پیچی نشان می‌دهد که در آنها ماهیان در میان سواحلی آکنده از نی شنا می‌کنند. در مناطق کوهستانی، در میان درختان صنوبر و سدر و سقز، گاومیش‌ها و بزها و قوچ‌های کوهی جست و خیز می‌کنند. جانوران گوناگونی که در آرامش به چرا مشغولند یا از پیش شیر می‌گریزند، دشت‌ها و بیشه‌زارها را سر زنده می‌دارند. بر نقش‌ها می‌توان شکارچیان ایلامی را دید که یا کاملاً برهنه‌اند یا جز لنگی به تن ندارند (تصاویر ۲ و ۳). سلاح‌های آنها تیر و کمان، نیزه یا تبرزین است. آنها به همراه سگ‌هایشان به شکار گوزن، آهو، گراز و حتی گربه‌ی وحشی می‌روند. در حالی که یک جا (تصویر ۴) ماهیگیران برهنه لاکپشت‌های بزرگی را به خشکی می‌کشانند، در جای دیگر (تصویر ۵) یک ایلامی قایق خود را که دماغه‌ی برگشته‌ی زیبایی دارد به ساحل می‌آورد. صاحب قایقی به خشکی که می‌رسد خود بهترین صیدها، دو بز ماهی بزرگ، را می‌برد و به دنبال او، وردستش لاوکی پر از ماهی‌های کوچکی بر سر دارد.

 

ایلام ( بخش نخست: انسان ایلامی)

ایلام ( بخش دوم: معاش و خلق و خوی انسان ایلامی)

ایلام ( بخش سوم: خط و زبان ایلامی)


 
 

منبع: شهریاری ایلام، والتر هینتس، ترجمه پرویز رجبی، انتشارات ماهی

برچسب: ایلام; شوش; خوزستان
اثر یا گردآوری: ;منبع: شهریاری ایلام، والتر هینتس

آخرین مطالب مرتبط:

1399/08/08 12:19
در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • «انجمن خرد» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • انجمن خرد از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • درج در قسمت هایی که با ستاره قرمز مشخص گردیده الزامی است.
  • تعداد کاراکترهای نام، ایمیل و نظر نباید به ترتیب بیش از 100، 300 و 500 بیشتر باشد . در صورت عدم رعایت متاسفانه نظر شما ثبت نخواهد گردید.
  • نظرات پس از تأیید مدیر سایت منتشر می‌شود.

نام:

پست الکترونیک:

متن نظر:

کد امنیتی:

نظرات: