اقتصاد ایران مسیر را برای یکه تازی مافیا هموار کرده است!

۲ بازدید  |  1405/07/17  | 

فرشاد مومنی، نظام فعلی تصمیم گیری های کلان کشور را فاقد قدرت تشخیص میان منافع ملی و مناسبات رانتی دانست و گفت: نظام تصمیم گیری اقتصادی ما با محدود کردن دسترسی به داده ها و پنهان کاری آماری، عملا نهاد علم را از کارکرد انداخته و مسیر را برای یکه تازی مافیا هموار کرده است.

مشاهده آلبوم تصاویر
اقتصاد ایران مسیر را برای یکه تازی مافیا هموار کرده است!
اقتصاد ایران مسیر را برای یکه تازی مافیا هموار کرده است!

فرشاد مومنی:

به گزارش انجمن خرد آورده شده از ایسنا؛ فرشاد مومنی - رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد - در نشستی با عنوان جنگ «روایت ها؛ کاوشی در سازوکارهای مهندسی اندیشه ها و واقعیت ها» اظهار کرد: جنگ روایت ها در زمینه مهندسی اندیشه ها و واقعیت های اقتصادی، بهانه انتشار یک مجموعه سه جلدی با عنوان «روش شناسی و مبانی نقد در اندیشه ها و تحلیل رخدادهای اقتصادی» است که به یکی از حیاتی ترین نیازهای معرفتی امروز ایران در زمینه فهم عالمانه از امر اقتصادی مربوط می شود و حاصل سال ها تلاش و پژوهش دکتر مراد راهداری است.

وی افزود: در زمانه ای که اصیل اندیشیدن و پرداختن به نیازهای عمیق معرفتی در کشور ما پاداش خاصی دریافت نمی کند، این اهتمامی که وی به خرج داده، زحمت هایی که کشیده اند و خیری را که برای آینده ایران و سهم خودشان ایجاد کرده اند، مایه تقدیر است.

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تصریح کرد: اگر بخواهم به مطالبی که آقای راهداری زحمت کشیده اند، از زوایای دیگری بپردازم به صورت روزمره ما با انواع پرشماری از دستکاری های واقعیت در راستای منافعی که نسبتی با منافع ملی ندارد روبرو هستیم. دامن زدن به مباحث بنیادی که به ما کمک می کند قادر شویم گزاره های معتبر علمی را از گزاره های نامعتبر تفکیک بکنیم، شاید یکی از حیاتی ترین خدماتی است که از یک نظام توسعه خواه انتظار می رود و ما متاسفانه در کشورمان کوچک ترین ردی از این نوع مسئولیت شناسی ها نمی بینیم.

مومنی گفت: کاری که مدت هاست در حال انجام آن هستم درباره مسئله نقش آفرینی دولت در توسعه، از دوره بعد از انفجار اطلاعات و انقلاب های انفورماتیکی و الکترونیکی است که می گویند ما با یک شرایط بسیار غیرمتعارف از نظر بارش اطلاعات و متحیرکردن انسان روبرو هستیم و یکی از مهم ترین مسئولیت های جامعه مدنی و نهادهای تخصصی مدنی و حتی دولت این است که با اطلاعات مناسب مردم را از این وضعیت نجات بدهند.

این کارشناس اقتصادی خاطرنشان کرد: شیوه مواجهه ما با این عصر انفجار اطلاعات چه باید باشد و چیست؟ کلید بحث این است که چون ما آموزشی نداریم که قابلیت تشخیص راست از دروغ و گزاره معتبر علمی از گزاره نامعتبر علمی را داده باشد، دائما درگیری هایی را مشاهده می کنیم که یک دفعه می بینید پشت پرده اش منافعی است که یا به اولیگارش ها و مافیاهای داخلی برمی گردد و یا به قدرت های بیرونی که این یک موضوع حیاتی است.

قدرت تشخیص در نظام تصمیم گیری های اقتصادی فاجعه است

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: می گویند در عصر انفجار اطلاعات، مسئله قدرت تشخیص درست از نادرست در تمام عرصه ها تبدیل می شود به یکی از حیاتی ترین مسائل است و شما اگر دقت کرده باشید، یکی از کانون های تشدید بحران در حیطه اقتصاد ایران این است که با ادله و قواعد پرشماری می توان نشان داد که نظام تصمیم گیری های اساسی اقتصادی ما و نظام تخصیص منابع ما، از نظر قدرت تشخیص، عدم بلوغ در حد فاجعه آمیز دارد.

مومنی تصریح کرد: به زبان آسان می آید که یک نظام تصمیم گیری و تخصیص منابع در شرایطی که ما بیش از هر دوره تاریخی دیگر به اعتماد مردم، به غیرتمندی مردم نسبت به هویت ملی و تمامیت کشورشان نیاز داریم، می بینیم که به تخصیص ارز به نیازهای ضدتوسعه ای، اولویتی غیرمتعارف داده می شود، نسبت به تخصیص ارز به حیاتی ترین زمینه هایی که بها و سلامت انسان ها به آن وابسته است.

وی اظهار کرد: بحران فاجعه آمیز در قدرت تشخیص، یک ملاحظات معرفتی و یک ملاحظات منفعتی دارد؛ یعنی گاه می شود که یک طرف پایبندی بیشتری مثلا به منافع یک گروه خاص در داخل یا خارج داشته است و اینکه شما می بینید در شرایطی که برای تامین ارز مورد نیاز برای غذای مردم، داروی مردم و مواد اولیه تولید می گویند نداریم، اما بخش مهمی از منابع ارزی صرف واردات کالاهای قابل تولید در کشور می شود،

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: معنای این مسئله آن است که کسانی به عنوان مثال نظام آموزش عالی ما تربیت کرده و الان باید بیایند در سرنوشت اقتصادی کشور مشارکت کنند، این آمیزه جهل و فساد و احیانا وابستگی، تمام فرصت های شغلی این جوان ها را دودستی تقدیم می کند به خارج از کشور و طنز تلخ این است که بیرونی ها کسانی هستند که در تبلیغات رسمی تحت عنوان استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل مورد حمله قرار می گیرند.

مومنی ادامه داد: کلید بحث آقای کتاب اقای راهداری و در کل مطالبی که اشاره کردند این است که اگر شما روش علمی را برگزینید، این مسئله در تسخیر علم قرار دارد و شما هم می توانید سازوکارهایی تمهید کنید که جلو فریب، دروغ، دستکاری واقعیت و معرفی کردن نمونه های بدلی به جای نمونه های حقیقی گرفته شود. سازوکارهایی را تمهید کنیم که بالاترین سطح مشارکت دانایان برای افشاگری درباره دروغگوها و فاسدها را ما مشاهده بکنیم، نه اینکه برعکس باشد و هرکی که داناتر باشد، سرخورده تر بشود.

این کارشناس اقتصادی گفت: کلید بحث این است که این ها همه در تسخیر علم قرار دارد و در هنگام منازعه هژمونیک بین قدرت های بزرگ، مسئله مداخله در مقدرات ایران، یک مسئله یقینی در طول تاریخ ۲۵۰ سال گذشته است و شما می بینید که یک دفعه ذهنیتی رواج داده می شود که رنگ ولعاب به اصطلاح مترقی بودن، مدرن بودن و روشنفکری بودن هم دارد و هر نوع تصوری درباره توطئه را مساوی با شیوه تفکر «دایی جان ناپلئون» در نظر می گیرد و به نام «توطئه اندیشی» رد می کند.

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: این در چه شرایطی است؟ در شرایطی است که متجاوزانه به ایران، به صورت علنی می گویند ما برنامه برای فروپاشی شما داریم و به دروغ می گویند که مشکل ما با حکومت ایران است، ولی تمام تحریم ها و بمب هایی که به ایران تحمیل می کنند را به غیرانسانی ترین شکل های قابل تصور، مستقیما مردم را هدف قرار می دهد.

مومنی تصریح کرد: اما چون آن ها از یک امپریالیسم رسانه ای برخوردار هستند، می توانند آن دروغ را پرتکرار و خیلی گسترده مطرح و کسانی می آیند و می گویند کسی که راجع به وجود توطئه تصوری داشته باشد، این دچار توهم توطئه است و این هم واقعا یک موضوع عجیب است که ما با آن روبرو هستیم؛ یعنی بدیهی ترین مشاهده های عینی خودشان را هم انکار می کنند و می گویند اصلا دنیای ما، دنیای وابستگی متقابل است و اصلا مسئله سلطه و سلطه گری و سلطه پذیری در آن موضوعیت ندارد.

هیچ خدمتی بالاتر از «آموزش اندیشیدن» به انسان ها نیست

وی افزود: وقتی که ما در عین حال که آه می کشیم از اینکه چقدر نظام اداره رسانه ای ما با آموزش فاصله دار است، بزرگ ترین رحمت های خداوند را طلب می کنم که نثار روح شهید بهشتی بشود که می گفت اگر می خواهید یک خدمتی به انسان ها بکنید، هیچ خدمتی به اندازه «آموزش اندیشیدن» نزد خداوند پیدا نمی شود. این هم یک تصور از دین و در حالی که تصورات دیگری هم داریم که شما خود روزمره مشاهده می کنید.

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: شهید بهشتی دارد با استناد به قرآن می گوید که مخاطب پیام قرآن فقط مسلمان ها نیستند، این حق از آنِ مطلق ناس (همه مردم) است؛ یعنی همه انسان ها در همه زمان ها و همه مکان ها از دیدگاه خداوند شناخته می شوند و انسان آزاد است و آزاد آفریده شده و هر قدر که دنیا به سمت پیچیدگی بیشتر می رود، نیاز به آموزه ها درباره درست اندیشیدن بیشتر می شود و با استناد به متون اسلامی می گوید که هیچ خدمتی به انسان ها در تراز آموزش درست اندیشیدن نیست. شما ببینید که ما توسط چه کسانی و با اندیشه چه کسانی انقلابمان پیروز شد و الان چه خبر است.

این کارشناس اقتصادی گفت: حدود ۴۰ سال پیش انتشارات رسا یک کتابی منتشر کرد؛ خیلی خارق العاده بود. عنوان کتاب این بود: «هیچ کس باور نمی کند». در آن کتاب، این امپریالیسم خبری و نظام های سلطه بین المللی که مافیاها و الیگارش ها هم عوامل داخلی آن ها هستند، ما را نسبت به پدیده توطئه غیرحساس می کنند و می گوید که اگر کسی وجود توطئه را در مناسبات بشری در سراسر جهان انکار بکند، اوست که باید مشاعرش به چالش کشیده بشود؛ یعنی انقدر این مسئله بدیهی و مسلم است.

وی افزود: ماجرا این است که از حالت مطلقه به توطئه اندیشی، معنایش این نیست که تو واقعیتی به نام توطئه را منکر بشوی؛ معنایش این است که حواست را جمع کنی که آن هایی که این کار را انجام می دهند، ذیل عنوان برچسب توطئه اندیشی، ما را به سمت مطلق انگاری نبرند. توطئه را باید پذیرفت و تو در برابرش مصلوب الاختیار و بی اراده نبود.

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تصریح کرد: در طول تاریخ بشر از این زاویه همواره به ما تذکر داده اند که نسبت به جعل و دستکاری واقعیت و عرضه نمونه های بدلی حساس باشیم. این حساسیت در عصر انفجار اطلاعات اهمیتش بیشتر می شود؛ بنابراین آموزش دادن جامعه در این زمینه، جزو حیاتی ترین حقوق انسانی انسان هاست. مثلا هزار سال پیش و بلکه خیلی بیشتر، ائمه ما طرفداران خود را از جدی گرفتن احادیث و روایات مجعول، برحذر می داشتند.

مومنی خاطرنشان کرد: واقعیت در راستای منافع معین، چه در ساحت علم، چه در ساحت دین و چه در ساحت اداره جامعه، همواره یک مسئله قطعی و یقینی بوده است. مثلا زنده یاد علامه امینی در کتاب درخشان «الغدیر» و در جلد پنجم، ۳۵ راوی حدیث های جعلی را معرفی می کند و به دقت تعداد روایت های جعلی و دروغینی را که آنان در راستای منافع معین ساخته اند، ذکر می کند. این مسئله در تاریخ اسلام و همه ادیان معتبر بوده است؛ چراکه بلافاصله منافع خاص اقتضا می کند که این واقعیت ها واژگونه سازی شوند. این همان تعبیر حضرت علی بن ابیطالب (ع) است که دین را همچون «پوستین وارونه» می سازند.

این کارشناس اقتصادی گفت: بسیار جالب است که حتی در دوره ای که نه انقلاب صنعتی رخ داده بود، نه عصر انفجار اطلاعات بود و نه حتی ماشین چاپ اختراع شده بود، این مسئله دستکاری واقعیت در راستای منافع معین، به این شدت وجود داشت. از این زاویه، در کتاب خانم ماریانا مازوکاتو با عنوان «ارزش همه چیز» (که با ترجمه آقای احمد سیف و همکارانشان منتشر شده)، تصریح شده است که یکی از مهم ترین فلسفه های جدی گرفته شدن آموزه نئوکلاسیکی در اقتصاد، این بود که آن حساسیتی که میان فعالیت های «مولد» و «غیرمولد» وجود داشت، در راستای منافعی باید از بین می رفت.

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: خانم مازوکاتو تاکید می کند که از زمان پیدایش نظریه «مطلوبیت نهایی»، اذهان از اینکه یک فعالیت مولد است یا خیر، به حاشیه رفت و حساسیت ها به شدت افول کرد و همه تمرکزها روی «قیمت» گذاشته شد.

مومنی در ادامه گفت: او می گوید اینکه این همه تمرکز افراطی روی قیمت گذاشته شده و بازی با قیمت ها محور قرار گرفته، فلسفه اش خلط تمایز میان «سود» و «رانت» است. در این چارچوب، وقتی محور سنجش در اقتصاد فقط قیمت باشد، مانند نقابی است که مرز بین ارزش آفرینی های مبتنی بر استثمار، تخریب محیط زیست، بی کیفیت کردن زندگی و نابودی منابع و ذخایر را می پوشاند؛ پراکه مسئله کمیابی را به قیمت می سپاریم و در نتیجه، از استثمار و نابودی حقوق عمومی «قباحت زدایی» می شود.

این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: حال می توانیم به نظام تصمیم گیری های اساسی کشورمان بگوییم که از صد کانال به شما گفتیم که مسیر صحیح را گم کرده اید و با کمال تاسف فایده ای نداشته است. آیا این تذکرات می تواند در آنان محل تامل ایجاد کند؟

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: جوزف شومپیتر در کتاب «کاپیتالیسم، سوسیالیسم و دموکراسی» می گوید که از سرآغاز دومین موج انقلاب صنعتی، در صحنه واقعی دنیا، «قیمت» عنصر تعیین کننده مزیت رقابتی نیست، بلکه «کیفیت» عنصر تعیین کننده است.

مومنی اظهار کرد: اما الان در ربع دوم قرن بیست ویکم، بخش اعظم قاعده گذاری های ما به گونه ای است که کیفیت را که تابع میزان بهره وری تولیدی کشور و توانمندی های فناورانه است، حذف کرده و می خواهد مزیت های دوپینگی، استثماری و ضدتوسعه ای را به عنوان مزیت در کشور جا بیندازد. به اسم صادرات غیرنفتی، از طریق استثمار انسان ها، ندادن حقوق حقه کارگران و نادیده گرفتن هزینه های تحمیل شده به محیط زیست (که پایداری نوع بشر را تضمین می کند)، برای خود مزیت رقابتی ایجاد می کنند. تعبیر این است که به اسم مزیت رقابتیِ مبتنی بر قیمت، این ها «فقر فروشی»، «محیط زیست فروشی» و «آینده فروشی» می کنند و از این وضعیت شادمان هم هستند.

شرمندگی درباره سیاست هایی که این سرنوشت را به اقتصاد ما تحمیل کرده، حیاتی تر است

وی تاکید کرد: غرض اینکه این مسئله، وقتی ذهن شما را معطوف به حیطه های خاص می کند، در عمل شما را محروم می سازد از اینکه حیطه های دیگری را ببینید. چرا ما الان راجع به پدیده نفوذ این قدر چشممان ترسیده و ضربه های هولناک خورده ایم؟ به این دلیل که ذهن نظام هایی که باید به نفوذهای مبتنی بر سلطه بیگانگان استوار باشد، به اسم ترس از نفوذ، برخی توجیه کردند که به جان دلسوزترین متفکران و ایران دوستان بیفتید و بلاهای عجیب و غریب بر سر آن ها بیاورید. وقتی تمام ذهنت را معطوف به آن کردی، از کانون اصلی باز می مانی؛ این را به آن «قدرت تشخیص» می گویند.

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: این قدرت تشخیص، یک وجه فردی دارد و یک وجه جمعی. آموزش های عمومی باید قدرت تشخیص هایی را برجسته کند که محیط زیست ما و معیشت مردم را به مخاطره می اندازد. شما دیدید که چند هفته پیش سخنگوی دولت گفت ما منع امنیتی داریم که درباره داده های مربوط به فقر در سال ۱۴۰۴ صحبت کنیم.

این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: خطاب به عزیزانی که با نهایت حسن نیت چنین تصمیمی را گرفته اند می گویم اگر کارنامه سیاست حذف ارز ترجیحی، جهش های پرشمار نرخ ارز و خصوصی سازی های غارتی و نابرابرساز، آن قدر فقر آفریده که شما از ذکر عدد و رقم شرمنده اید، خوب شرمندگی درباره آن سیاست هایی که این سرنوشت را به ما تحمیل کرد، حیاتی تر است.

وی خاطرنشان کرد: بحث سر این است که اگر ما قدرت تشخیص عالمانه داشته باشیم، می توانیم نجات پیدا کنیم؛ وگرنه می توانیم آلت دست اولیگارش ها و مافیاها در داخل، و قدرت های ستیزه جو و تجاوزگر در خارج شویم. بارها به کرات دیده اید که این متجاوز، وقتی دیده در اثر سیاست های فقرزا کار به استخوان مردم رسیده، برنامه تجاوزش را جلو انداخته است. به این عریانی حرف هایی زده می شود، ولیکن آن هایی که باید ببینند و بشنوند، حواسشان معطوف به چیزهای دیگری است.

چند درصد مردم می توانند جت شخصی بخرند و چند درصد به دلیل نداشتن پول کرایه وسایل نقلیه عمومی در عذابند؟!

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: وظیفه اهل علم و رسانه های باشرف، حقیقت خواه و عدالت طلب است که به این ها گوشزد کند که اگر تعداد جمعیت فقرا به حدی رسیده که خیلی خجالت دارد، توقف سیاست هایی که این سرنوشت را به ما تحمیل کرده، خیلی حیاتی تر است. ببینید، ماجرا این است که در این «جنگ روایت ها»، همان قدر که بحث روایت است، جنگ بر سر منافع هم هست. شما نگاه کنید؛ یک دفعه آقایی می آید می گوید مردم می خواهند زندگی کنند؛ خب بخیلش و بر منکرش لعنت! اما آن مردمی که تو می گویی، بر اساس استنتاج هایی که بعد از این عبارت درست می کنی، چند درصد از جمعیت این کشور هستند؟ و آن مردمی که اصلا درباره شان حرف زده نمی شود، چند درصد جمعیت هستند؟

مومنی تاکید کرد: ما در مملکتی زندگی می کنیم که بقای مناسبات رانتی، به عدم شفافیت، دروغ پراکنی، گیج کردن مخاطب و دادن آدرس های غلط وابسته است. تمام این فریبکاری ها هم با یک ظاهر دلنشین و با تعابیر بسیار محترمانه ای صورت می پذیرد.

وی گفت: در دولت مرحوم رئیسی، یکی از مقامات آن دولت با افتخار اعلام کرد که ما تصویب کردیم خرید و فروش جت شخصی آزاد بشود و او در مقام توجیه گفته بود دیدیم مردم از این ترافیک خیلی آزرده خاطرند؛ بنابراین باید به آن ها فرصت دهیم که جت شخصی بخرند و با پرواز از این ترافیک عبور کنند. اینکه واقعا بخشی از مردم که مورد نظر آن شخص بودند از طریق خرید جت شخصی کارشان راه می افتد، تردیدی نیست؛ اما ببینیم آن میزان مردمی که با خرید جت شخصی آرامش پیدا می کنند چند درصد جمعیت جامعه هستند و آن مردمی که به خاطر نداشتن پول کرایه وسایل نقلیه عمومی در عذابند، چند درصد؟

نظام مدیریت پولی ایران رهاشده ترین نظام پولی دنیاست

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: همه نگران مردم اند و تمام قاعده گذاری ها و مجوزهایشان هم این گونه است اما چرا این شرم آور تلقی نمی شود که از سال ۲۰۱۹، گزارش رقابت پذیری جهانی که WEF (مجمع جهانی اقتصاد) منتشر می کند، می گوید سیستم ایران از نظر تنظیم گری، رتبه آخر در جهان را دارد و این یعنی ما یک بازار پولی درست کردیم که هر که قدرت داشته باشد، هر کاری را می تواند انجام دهد. ما بارها نشان داده ایم که برآیند این وضعیت چیست؛ یعنی شما اگر بخواهی یک وام چند میلیون تومانی بگیری، باید مدارک زیادی را ارائه دهی و ضامن به همراه داشته باشی اما اما وام های چند هزار میلیارد تومانی، طبق گزارش مرکز پژوهش های مجلس که من پیش تر خواندم، بدون وثیقه و با نرخ بهره صفر به افراد حقیقی و حقوقی خاص داده می شود.

مومنی گفت: وقتی مجمع جهانی اقتصاد می گوید نظام مدیریت پولی ایران رهاشده ترین نظام پولی دنیاست، من می پرسم چرا عزیزان از این وضعیت احساس شرم نمی کنند؟ چطور می شود که شما این رهاشدگی را ایجاد می کنید، در حالی که تولید ما و عامه مردم زیر آوار فشارهای رباخوارها در حال له شدن هستند.

وی تاکید کرد: تکان دهنده است که این رهاشدگی پول رخ داده، آن هم در شرایطی که در قرآن بالاترین حساسیت نسبت به مسئله ربا ابراز شده است. چطور می شود شمایی که این قدر دغدغه ارزش ها را دارید، راجع به سلطه ربا هیچ واکنشی نشان نمی دهید و حتی در شرایطی که فقط خدا می داند به آدم چه حالی دست می دهد کسانی با لباس های خاصی آمدند و گفتند که فلان مسئله از این موضوع مهم تر است و آبی هم از آب تکان نخورد.

نصف جمعیت ایران حتی یک بار هم موفق نمی شوند تسهیلات از سیستم بانکی دریافت کنند

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: خداوند به ما اسلام شناسان بزرگی داده، اما صلاح ندانستند در این زمینه صحبت کنند که آیا واقعا منطق قرآن این است که آن رفتار جزئی ظاهری، از سیطره مناسبات رانتی در اقتصاد با آن عواقبی که قرآن توضیح داده و شهید بهشتی تفسیر کرده، مهم تر است؟

مومنی افزود: در ماجرای بازار پول که به گواه گزارش ۲۰۱۹ مجمع جهانی اقتصاد رهاشده ترین بازار بوده و رتبه آخر را دارد تا می خواهی کوچک ترین اصلاحی انجام دهی، می گویند مردم دچار ترس می شوند و نقدینگی خود را از بانک ها بیرون می کشند. من می گویم این مردمی که شما این قدر برایشان دل می سوزانید چه کسانی هستند؟ گزارش های رسمی می گوید ۵۰ درصد کل جمعیت ایران در تمام طول عمرشان حتی یک بار هم موفق نمی شوند تسهیلات یا اعتباری، ولو بسیار اندک از سیستم بانکی دریافت کنند.

درباره نقدینگی آدرس غلط می دهند

وی هشدار داد که این ها روی مسئله نقدینگی آدرس غلط می دهند، در حالی که تمام احکام تئوری های اقتصادی درباره نقدینگی منوط به این است که توزیع نقدینگی میان بازیگران اقتصادی متناسب باشد. گزارش های رسمی نشان می دهد از کل سپرده های بلندمدت که تقریبا سه چهارم کل نقدینگی را در بر می گیرد تنها یک درصد از سپرده گذاران صاحب ۷۴ درصد منابع هستند و من گمان نمی کنم در هیچ عرصه ای از عرصه های حیات جمعی ایران، این شدت از نابرابری ناموجه، ظالمانه و مخرب سابقه داشته باشد.

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: اگر آثار متفکران بزرگ و صاحب صلاحیت مانند کتاب «تاریخ نگاری اقتصاد ایران در دوره ۱۳۴۰ تا ۱۴۰۰» اثر دکتر شاکری را بخوانید؛ با مستندات رسمی نشان می دهد از وقتی بانک های خصوصی شکل گرفتند، سوداگری روی حیاتی ترین نیازهای انسان و کشور به اوج رسید و کشور را تا مرز فروپاشی پیش برد.

مومنی ادامه داد: سوداگری روی ارز، سکه، زمین و مسکن گسترش یافت و اعتنا و تمایل سیستم بانکی برای پوشش دادن نیازهای بخش تولید به سمت صفر درصد میل کرد و این در حالی است که بر اساس موازین اسلامی و منطق بازدهی تولید، هزینه هایی که تولیدکنندگان به رباخواران پرداخت می کنند در برخی سال ها از ۳۰ درصد کل هزینه هایشان فراتر رفته است.

صورت های مالی بانک ها در بورس نشان می دهد بخش عمده سودآوری آنها متکی بر سوداگری روی طلا و ارز است

این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: بانک مرکزی به عنوان یک نهاد حاکمیتی که رئیس آن در ده ها مرکز تصمیم گیری کلیدی حضور دارد، به جای تثبیت ارزش پول ملی و کنترل تورم، خودش وارد گود سوداگری شده و درآمدهای چند ده هزار میلیارد تومانی از محل سوداگری سکه و دلار شناسایی می کند. وقتی سیاست گذار خودش این کاره شد، دیگر توان و اراده کنترل بانک های خصوصی را ندارد و صورت های مالی بانک ها در بورس نشان می دهد بخش عمده سودآوری آن ها هیچ ربطی به عملیات بانکداری ندارد، بلکه متکی بر سوداگری روی طلا و ارز است.

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: وقتی نظام پاداش دهی، ارزش بانک مرکزی را نه در کنترل تورم بلکه در میزان پولی که از محل سوداگری به خزانه دولت می ریزد تعریف می کند، نتیجه اش همین رهاشدگی مطلق در بازار پول می شود؛ در حالی که قرآن بالاترین انذارها را نسبت به مناسبات ربوی داده و ریشه همه این مسائل در ضعف قوه تشخیص سیاست گذاران است که میدان را برای تاخت وتاز مافیاها باز کرده و منافع ملی را به حاشیه رانده است.

مومنی توضیح داد: در علم اقتصاد قاعده این است که اگر سیاستی پس از اجرا نتیجه معکوس داد، باید متوقف شود؛ اما اینجا سیاستی را ۱۰۰ بار آزموده اند و شکست خورده، با این حال بر تداوم آن اصرار دارند. از طرفی نسبت به فساد هم حساسیت زدایی شده و بحث ها را صرفا روی واژه ها می برند که آیا فساد «سیستمیک» است یا خیر.

وجود فساد را همه قبول دارند؛ چرا چاره ای نمی اندیشید؟

وی تصریح کرد: اصل وجود فساد را که همه قبول دارند؛ پس چرا چاره ای نمی اندیشید؟ بودجه ها و برنامه ها با فرض «فساد صفر» نوشته می شوند، در حالی که همه می دانند در بستر عدم شفافیت، تخصیص منابع به ضد خود تبدیل می شود. همان طور که در کتاب «تاریخ تمدن» آمده، تمام تمدن ها بدون استثنا در اثر پوسیدگی ناشی از فساد درونی فروپاشیده اند.

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: علاوه بر ربا و فساد، نسبت به وابستگی ذلت آور تولید کشور به واردات نیز حساسیت زدایی شده است. اخیرا در گزارشی دیدم که در دو - سه سال اخیر، سهم کالاهای واسطه ای در واردات کشور به طرز غیرمتعارفی بالا رفته است. این امر در نگاه نخست شاید نشانه رونق تولید به نظر برسد، اما گزارش های پایش محیط کسب وکار نشان می دهد استفاده از ظرفیت های تولیدی به کمترین میزان در دهه های اخیر سقوط کرده است. تناقض اینجاست که آنچه به اسم کالای واسطه ای وارد می شود، عمدتا قطعات منفصله (CKD) برای مونتاژکاری ها است؛ یعنی صنعت کشور را به چند دهه عقب برگردانده اند و به سرهم بندی تقلیل داده اند.

مومنی گفت: فقر گسترده را با منع انتشار آمار لاپوشانی می کنند، درباره نابرابری های بی سابقه سکوت می شود و با وابستگی وارداتی مونتاژکاری از عمق فاجعه حساسیت زدایی صورت می گیرد. اما در برابر این مسائل حیاتی حساسیتی وجود ندارد و توجه ها به امور فرعی معطوف است و هر چند وقت یک بار فضاسازی رسانه ای راه می اندازند، گروه های ذی نفع منتفع می شوند و هزینه اش با تحمیل سیاست های انقباضی و تورمی روی دوش فرودستان و تولیدکنندگان می افتد.

وی تاکید کرد: اگر قرار است کشور نجات یابد، تکیه گاه اصلی نظام تصمیم گیری باید بر دوش دانایان و اهل خرد قرار بگیرد. نمی توان از یک طرف ادعای دعوت از نخبگان را داشت و از طرف دیگر دسترسی آن ها به داده های آماری را مسدود کرد. چرا باید آمار فقر طبقه بندی شود؟

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: مرحوم علی رضاقلی در کتاب «اندیشه بی خانمان» نکات بسیار راهگشایی مطرح کرده است. فیلسوفان علم می گویند علم چهار رکن دارد و اگر دو رکن آن وارداتی و تقلیدی شود، باید فاتحه علم را در آن جامعه خواند؛ آن دو رکن، یکی «مسئله» و دیگری «نقد» است. اگر در کشوری علاوه بر دانش، مسئله ها و نقدها هم ترجمه ای و وارداتی باشند، نهال علم هرگز در آن سرزمین ثمر نخواهد داد.

مومنی هشدار داد: پنهان کاری داده ها و محروم کردن دانشگاهیان و کارشناسان از داده های حیاتی رویکردی که متاسفانه از اواخر دهه هفتاد و سال ۱۳۸۰ به بهانه جلوگیری از اضطراب جامعه بر بانک مرکزی و سایر نهادها حاکم شد فلج کردن نهاد علم است. اگر بنا بر این است، پس درِ دانشگاه ها را ببندید چراکه نمی شود دانشجو تربیت کرد، اما مسیر دسترسی او به اطلاعات را بست و او را به سمت مهاجرت سوق داد.

وی در پایان گفت: اثر ارزشمند دکتر مراد راهداری با عنوان «روش شناسی و مبانی نقد در اندیشه ها و تحلیل رخدادهای اقتصادی»، گامی مهم در جهت روشن نگه داشتن چراغ تفکر انتقادی است. در دوره ای که به دلیل سیاست های تورمی و افت تیراژ کتاب ها به ارقامی مانند ۱۰۰ نسخه، هیچ پاداش مادی برای پژوهشگر باقی نمی ماند، کار کسانی که عمر خود را پای تولید اندیشه می گذارند، مصداق واقعی جهاد فی سبیل الله است.

منبع: https://www.isna.ir/news/1405071711027
اقتصاد ایران رانت اقتصادی نظام پولی بانکی حذف فیلتر
بازگشت به لیست

مطالب مشابه پیشنهادی