در یادبود باستانشناس تمدنهای خاموش در ایران گفته شد:
به گزارش انجمن خرد آورده شده از ایسنا در آیین یادبود یوسف مجیدزاده که عصر یکشنبه سوم آبان ماه ۱۴۰۵ برگزار شده،جبرئیل نوکنده، رییس موزه ملی ایراندر سخنانی با اشاره به بیش از ۶ دهه فعالیت علمی این باستان شناس گفت: مجیدزاده عمر خود را وقف میراث فرهنگی ایران کرد و در عرصه های آموزش، پژوهش، کاوش های باستان شناسی و دفاع از حقوق میراث فرهنگی ایران در مجامع بین المللی، چهره ای برجسته و اثرگذار بود.
نوکنده با اشاره به این که در این آیین، جمعی از مقامات، همکاران، دوستان و شاگردان استاد، به صورت حضوری و از طریق ارتباط تصویری، از زوایای مختلف به خدمات علمی و ابعاد شخصیتی او می پردازند، افزود: فرصت شاگردی مستقیم مجیدزاده را در دانشگاه یا میدان کاوش نداشته ام، با این حال، از نوشته های او بسیار آموختم و از زنده یاد دکتر صادق ملک شهمیرزادی، دوست دیرین مجیدزاده نیز درباره او بسیار شنیدم. ملک شهمیرزادی همواره با احترام ویژه ای از مجیدزاده یاد می کرد.
رییس موزه ملی ایران در ادامه، خاطره ای از دوران فعالیت خود در طرح بازنگری سیلک به سرپرستی دکتر صادق ملک شهرزادی روایت کرد و گفت: ۲۸ دی ماه ۱۳۸۰، دکتر یوسف مجیدزاده به همراه استاد ربیع فر و استاد میری از کاوش های سیلک بازدید کردند. در آن زمان، از استاد مجیدزاده خواستم در بخش سفال حضور یابد و درباره پرسش های مربوط به سفال آلویی و ارتباط آن با تپه قبرستان راهنمایی ام کند. پس از بررسی دقیق یافته ها و ارائه رهنمودهای علمی، مجیدزاده با نگاهی موشکافانه گفت که در میان سفال ها حتی یک قطعه سفال آلویی ندیده است. این موضوع، پرسش مهمی را در طرح بازنگری مطرح کرد؛ اینکه چرا یافته های ما با توصیف ارائه شده از سفال آلویی در رساله دکتری او تفاوت داشت؟
نوکنده این خاطره را نشانه ای از صداقت و امانت داری مجیدزاده در کار علمی دانست و یادآور شد: شرح این خاطره در صفحه ۱۴ کتاب «زیگورات سی» اثر زنده یاد دکتر ملک شهمیرزادی آمده است.
او با اشاره به پیشینه پژوهش های مجیدزاده اظهار کرد: رساله دکتری او در دانشگاه شیکاگو در سال ۱۹۷۶ درباره فرهنگ های پیش از تاریخ فلات مرکزی ایران و بر پایه کاوش های تپه قبرستان نوشته شد. پژوهش رساله دکتری من نیز بر مبنای نتایج طرح بازنگری شکل گرفت، از این رو، به واسطه این قرابت علمی و مطالعه آثار و کتاب های استاد، با اندیشه های او آشنایی دارم. آنچه درباره مجیدزاده می گویم، برخاسته از آشنایی با آثار و پژوهش های اوست.
رییس موزه ملی ایران با تأکید بر جایگاه علمی این باستان شناس ادامه داد: بی تردید، یوسف مجیدزاده یکی از ستون های استوار باستان شناسی ایران بود و در کارنامه علمی او دستاوردهای شاخصی به چشم می خورد.
نوکنده یکی از مهم ترین دستاوردهای مجیدزاده را شناسایی زنجیره تولید فلزکاری کهن در تپه قبرستان دانست و گفت: او در این محوطه توانست شواهد مربوط به مراحل مختلف تولید فلز، از کوره و قالب تا اشیای ساخته شده را شناسایی کند و با انتشار مقالات علمی معتبر، جایگاه ایران را در تاریخ فلزکاری کهن جهان نشان دهد.
او با اشاره به تداوم فعالیت های پژوهشی مجیدزاده در دوره هایی که امکان کاوش برای او فراهم نبود، افزود: استاد در چنین شرایطی نیز دست از پژوهش نکشید و با انتشار آثاری همچون «ایران در آغاز شهرنشینی» و انجام پژوهش های بنیادی درباره تاریخ و تمدن ایران، به گسترش دانش باستان شناسی کمک کرد. مجموعه های چندجلدی او درباره باستان شناسی بین النهرین نیز توانمندی پژوهشگران ایرانی را در شناخت هنر و فرهنگ ایران و میان رودان نشان می دهد.
نوکنده با اشاره به حضور مجیدزاده در مجامع علمی بین المللی اظهار کرد: در چهارمین کنگره بین المللی باستان شناسی خاور نزدیک در برلین، در سال ۲۰۰۴، متخصصان بسیاری در انتظار سخنرانی او بودند. مجیدزاده با استدلال های دقیق، توجه جامعه علمی را به جنوب شرق ایران و منطقه کرمان جلب کرد و دیدگاه های رایج درباره فرهنگ های باستانی ایران را به چالش کشید.
او در ادامه، پروژه باستان شناسی تپه ازبکی (استان البرز) را از دیگر فعالیت های مهم مجیدزاده برشمرد و افزود: او در این محوطه توانست توالی فرهنگ های فلات مرکزی ایران را از دوره های پیش از تاریخ تا دوره های متأخر شناسایی کند. کشف قلعه مادی و لایه های مرتبط با این دوره نیز درک ما را از دوره مادها در فلات مرکزی دگرگون ساخت.
رییس موزه ملی ایران با اشاره به آرزوی مجیدزاده برای تبدیل تپه ازبکی به یک مجموعه بزرگ موزه ای گفت: این طرح به دلیل تغییرات مدیریتی به سرانجام نرسید، اما امیدواریم روزی این آرمان ارزشمند محقق شود.
نوکنده در پایان سخنانش گفت: نام و یاد یوسف مجیدزاده در تاریخ باستان شناسی ایران و غرب آسیا جاودانه خواهد ماند.
انتقاد از کنار گذاشتن مجیدزاده از دانشگاه/ او را به دلیل صراحت و دانشش از دانشگاه کنار گذاشتند
محمدابراهیم زارعی، رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، در آیین یادبود «باستان شناس تمدن های خاموش» با اشاره به خاطرات دوران تحصیل خود با این باستان شناس گفت: مجیدزاده از استادانی بود که با سخاوت علمی، دانش و تجربه، خود را در اختیار دانشجویان قرار می داد و تمام تلاشش این بود که آموخته هایش را به دیگران منتقل کند.
زارعی در ابتدای سخنانش از برگزارکنندگان این آیین و حاضران، از جمله استادان و پیشکسوتان باستان شناسی، قدردانی کرد و با ابراز خرسندی از اینکه فرصت شاگردی مجیدزاده را داشته است، به بیان خاطراتی از دوران تحصیل خود در دانشگاه تهران پرداخت.
او گفت: من افتخار شاگردی دکتر مجیدزاده در دانشگاه تهران را داشتم. در آن دوران، پیش از آنکه فرصت آشنایی با دانش و توانایی های علمی او را پیدا کنیم، مطالبی درباره ایشان می شنیدیم که با واقعیت تفاوت داشت مبنی بر اینکه ایشان سواد کافی و صلاحیت ندارند. اما وقتی درس «بین النهرین در دوران تاریخی» را با او گذراندیم، تازه متوجه شدیم با چه دانشمندی روبه رو هستیم.
رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی ادامه داد: چهار ساعت کلاس با مجیدزاده داشتیم و در تمام این مدت، مطالب ارزشمند و اسلایدهای علمی ارائه می کرد. کلاس های او بسیار جذاب بود و در کنار درس بین النهرین، درس «آغاز شهرنشینی در ایران» را نیز با ایشان گذراندیم؛ کلاسی که به دلیل نگاه عمیق علمی و شیوه سخاوتمندانه تدریس او، تجربه ای ارزشمند برای ما بود.
زارعی با تأکید بر اینکه مجیدزاده در آموزش دانشجویان از هیچ تلاشی دریغ نمی کرد، افزود: یکی از ویژگی های برجسته او این بود که برای نمایش فضل و دانش خود تدریس نمی کرد، بلکه می خواست آموخته هایش را به دیگران منتقل کند. با حوصله به پرسش های دانشجویان پاسخ می داد و در آموزش، بسیار سخاوتمند بود.
او با اشاره به تجربه دیگری از دوران تحصیل خود گفت: درس تاریخ و باستان شناسی عیلام را نیز به او سپردند. به یاد دارم که مجیدزاده گفته بود تخصص اصلی اش در آن حوزه نیست، اما تلاش می کند این درس را به بهترین شکل ارائه دهد. حاصل کار او چنان ارزشمند بود که جزوه آن درس می توانست به کتابی تبدیل شود؛ موضوعی که اهمیت دانش و توان علمی او را نشان می داد.
رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی با انتقاد از کنار گذاشته شدن مجیدزاده از محیط دانشگاهی اظهار کرد: او به دلایلی نابخردانه از دانشگاه کنار گذاشته شد. به اعتقاد من، یکی از دلایل این اتفاق آن بود که مجیدزاده دانشمند بود و در بیان دیدگاه هایش صراحت داشت و با کسی تعارف نمی کرد. همین ویژگی باعث شد عده ای نخواهند او در دانشگاه حضور داشته باشد و تلاش کردند زمینه دور ماندنش از دانشگاه را فراهم کنند.
زارعی با اشاره به محروم شدن نسل های بعدی دانشجویان از حضور این استاد برجسته گفت: متأسفانه نسل های بعد از ما از فرصت بهره مندی از دانش و تجربه او در دانشگاه محروم شدند و مجیدزاده مدت ها از فضای دانشگاهی دور ماند.
او با یادآوری گفت وگویی با این باستان شناس اظهار کرد: زمانی در دانشگاه تهران نشسته بودیم و صحبت می کردیم. مجیدزاده به جایگاه علمی دانشکده ای که در آن تحصیل کرده بود اشاره کرد و گفت که این دانشگاه جزو دانشگاه های معتبر جهان است و حتی معرفی و تأیید علمی استادان این دانشگاه می تواند زمینه ساز پذیرش دانشجویان آن در مراکز دانشگاهی برجسته شود، اما خودش در ایران روزگار دشواری را می گذراند.
زارعی با اشاره به شرایط دشوار زندگی این باستان شناس افزود: به یاد دارم روزی به من گفت که مجموعه کتاب های دهخدا را فروخته است تا بتواند سهم خود را برای آسفالت بام آپارتمان تأمین کند. شنیدن چنین خاطره ای درباره استادی با آن جایگاه علمی، مایه شرمساری است و باید از کسانی پرسید که شرایط را برای او چنین دشوار کردند.
او با بیان اینکه قصد دارد درباره دشواری های زندگی مجیدزاده صریح سخن بگوید، تأکید کرد که جامعه علمی ایران نباید از رنج هایی که این استاد برجسته در دوران حیات خود متحمل شد، غافل بماند.
رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی در ادامه با اشاره به بازگشت مجیدزاده به عرصه فعالیت های باستان شناسی گفت: در دوره ای دیگر، با تلاش های مهندس بهشتی و آقای گلشن و همراهی دیگر علاقه مندان، زمینه حضور دوباره او در عرصه میراث فرهنگی فراهم شد. مجیدزاده در این دوره، با فعالیت های ماندگار خود در جیرفت، این محوطه باستانی را به جهان معرفی کرد؛ کاری بزرگ که به یکی از مایه های افتخار ایرانیان تبدیل شد.
زارعی با اشاره به نقش آموزشی مجیدزاده در جریان کاوش ها افزود: او در کنار فعالیت های پژوهشی، به آموزش نیز توجه داشت و با فروتنی در نشست ها و برنامه های علمی شرکت می کرد و دانش و تجربه خود را در اختیار دیگران می گذاشت.
او همچنین خاطره ای از حضور مجیدزاده در همایشی در دانشگاه همدان در سال ۱۳۸۸ بیان کرد و گفت: در آن سال، همایشی درباره امکانات و توانمندی های باستان شناسی ایران برگزار کردیم. مجیدزاده به همراه دکتر میری در این برنامه حضور یافت و یک روز کامل در نشست ها شرکت کرد. راهنمایی های او، به ویژه درباره واحدهای درسی و آموزش باستان شناسی، بسیار ارزشمند بود.
زارعی با اشاره به انتشار کتاب سه جلدی مجیدزاده درباره جیرفت، اظهار کرد: بسیار خرسندم که کتاب جیرفت او را در سه جلد منتشر کردیم. این اثر با تلاش های آقای میری آماده شده است و امیدواریم در مراسم چهلم زنده یاد دکتر مجیدزاده از آن رونمایی کنیم.
او با تأکید بر ماندگاری نام و یاد این باستان شناس در تاریخ ایران گفت: مجیدزاده، با وجود دشواری هایی که در خارج از فضای دانشگاهی و در زندگی شخصی خود تجربه کرد، در تاریخ ایران ماندگار خواهد بود.
رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی در پایان سخنانش، ایران دوستی مجیدزاده را از مهم ترین ویژگی های شخصیتی او دانست و افزود: او به ما عشق به ایران و حس وطن دوستی آموخت. در دوران دانشجویی، کمتر کسی را دیده ام که به اندازه دکتر مجیدزاده برای تقویت عشق ما به ایران تلاش کرده باشد و من خود را از این بابت مدیون این مرد بزرگ می دانم.
اتفاقات مهمی که مجیدزاده رقم زد
سیدمحمد بهشتی، رییس اسبق سازمان میراث فرهنگیدر این مراسم با اشاره به تجربه های خود در این سازمان، گفت: زمانی که در سال ۱۳۷۶ به سازمان آمدم، با این مشکل روبه رو بودیم که شناخت کافی از رشته های تخصصی مختلف و متخصصان آن ها وجود نداشت. برای شناخت بهتر ظرفیت های علمی کشور، از افرادی که به دیدارم می آمدند می خواستم برجسته ترین متخصصان زنده و فعال در هر رشته را معرفی کنند؛ چه در داخل ایران و چه خارج از کشور.
او افزود: این کار را چند ماه ادامه دادم و پس از جمع بندی پیشنهادها، در حوزه باستان شناسی به نام هایی رسیدم که افراد مختلف بر شایستگی علمی آن ها اتفاق نظر داشتند. در همین فرایند، سراغ دکتر مجیدزاده را گرفتم و متوجه شدم که در فرانسه زندگی می کند. پس از به دست آوردن اطلاعات بیشتر و برگزاری جلسات متعدد، تلاش کردیم زمینه ای فراهم شود تا از ظرفیت این چهره های علمی برای ایجاد تحول در باستان شناسی ایران استفاده کنیم.
بهشتی با اشاره به نقش مجیدزاده و دکتر ملک شهمیرزادی، باستان شناسان برجسته در شکل گیری رویکردهای تازه در این حوزه ادامه داد: این دو بزرگوار در رقابتی شیرین و برادرانه، سنت های جدیدی را در باستان شناسی ایران پایه گذاری کردند. یکی از این سنت ها آن بود که کاوش باستان شناسی صرفاً به کشف آثار محدود نماند و به عرصه ای برای آموزش نیز تبدیل شود.
او توضیح داد: بر اساس این رویکرد، اعضای هیات کاوش باید مقاله ای با نام خود منتشر می کردند و گزارش هر فصل کاوش نیز پیش از آغاز فصل بعدی آماده و منتشر می شد. همچنین تأکید داشتند که هیات های باستان شناسی تنها از متخصصان این رشته تشکیل نشوند، بلکه از دانش کارشناسان رشته های مرتبط، از جمله حوزه محیط زیست، نیز استفاده کنند.
رییس اسبق سازمان میراث فرهنگی با اشاره به شکل گیری هیات های بین المللی باستان شناسی در ایران گفت: یکی دیگر از اتفاقات مهم، تشکیل هیات های بین المللی بود که این دو بزرگوار در پایه گذاری آن نقش داشتند. این همکاری ها کمک کرد تا باستان شناسی ایران از ظرفیت های علمی گسترده تری بهره مند شود.
بهشتی در ادامه با اشاره به ضرورت پیوند باستان شناسی با جامعه و مشارکت مردم در حفاظت از میراث فرهنگی اظهار کرد: پیش از آن، در بسیاری از موارد وقتی کاوشی انجام می شد، مردم محلی از آنچه در جریان بود فاصله داشتند، اما در تجربه هایی که با حضور استادانی مانند دکتر ملک شهمیرزادی شکل گرفت، اهالی محل نیز در جریان فعالیت ها قرار می گرفتند و برایشان توضیح داده می شد که باستان شناسان چه می کنند و اهمیت این کار چیست.
او افزود: همین رویکرد به مردمی شدن باستان شناسی کمک کرد. وقتی جامعه نسبت به آثار تاریخی و ارزش آن ها آگاهی پیدا کند، حفاظت از میراث فرهنگی نیز پشتوانه اجتماعی بیشتری خواهد داشت. چنین زمینه ای در مواجهه با اتفاق تلخ جیرفت هم اهمیت داشت و کمک کرد شرایط بحرانی در مدت کوتاه تری مهار شود.
بهشتی با اشاره به پیگیری های مجیدزاده درباره پرونده جیرفت گفت: او پس از اتفاقاتی که در جیرفت رخ داد، موضوع را رها نکرد و همچنان پیگیر و پشتیبان این پرونده بود. مجیدزاده نسبت به آنچه برای آثار تاریخی این منطقه اتفاق افتاده بود، احساس مسئولیت می کرد و آن را مسئله ای جدا از مسئولیت خود نمی دانست.
او همچنین به پیگیری های مجیدزاده درباره عرضه آثار جیرفت در بازارهای بین المللی اشاره کرد و گفت: مجیدزاده در این زمینه نیز تلاش کرد و با پیگیری موضوع در مجامع و رسانه های بین المللی، به ایجاد فضایی کمک کرد که عرضه این آثار در حراجی ها با محدودیت و دشواری بیشتری روبه رو شود.
رییس اسبق سازمان میراث فرهنگی در پایان با قدردانی از برگزارکنندگان مراسم یادبود مجیدزاده، ابراز امیدواری کرد شاگردان و نسل های بعدی باستان شناسان نیز همان احساس مسئولیت را در کار خود دنبال کنند و یاد و میراث علمی او را زنده نگه دارند.
گاهی چه برخوردهایی با چهره های علمی صورت می گیرد
جلیل گلشن، باستان شناس و رییس اسبق پژوهشگاه میراث فرهنگینیز با اشاره به سابقه آشنایی خود با این باستان شناس گفت: حدود نیم قرن است که از زمان دانشجویی سال ١٣۴٩ با دکتر مجیدزاده آشنا هستم. در این سال ها، علاوه بر جایگاه علمی او، ویژگی های شخصیتی و شیوه ارتباطش با دانشجویان و همکاران نیز برای من اهمیت داشته است.
او با اشاره به آنچه بر مجیدزاده در دوره فعالیت دانشگاهی اش گذشت، اظهار کرد: درباره کم لطفی هایی که به او شد، دوستان دیگر هم صحبت کردند. من وارد همه جزئیات نمی شوم، اما در مقطعی پرونده او را با عنوان «عدم صلاحیت علمی» به هیات تخلفات اداری وزارت علوم فرستادند و بر اساس رأی صادرشده، از دانشگاه اخراج شد.
گلشن ادامه داد: پس از آن، پرونده دکتر ملک را نیز با همین عنوان فرستادند، اما خوشبختانه برای او چنین اتفاقی نیفتاد. در مورد مجیدزاده، پس از اخراج، تلاش هایی از سوی سازمان میراث فرهنگی و دیگر افراد برای رفع این اتهام و بازگرداندن او به کار انجام شد. دانشجویان او نیز در این مسیر همراهی کردند؛ بسیاری از آن ها بعدها در سازمان میراث فرهنگی، دانشگاه ها یا بخش های دیگر مشغول به کار شدند.
او افزود: سرانجام حکم اخراج مجیدزاده لغو و حکم بازگشت به کارش صادر شد، اما او دیگر بازگشت را نپذیرفت و گفت که در این فاصله بازنشسته شده است. به باور من، این اتفاق از جمله نمونه های تلخی بود که نشان می دهد گاهی چه برخوردهایی با چهره های علمی صورت می گیرد.
گلشن در ادامه با اشاره به ویژگی های استادان نسل گذشته باستان شناسی گفت: آنچه استادانی مانند دکتر عزت الله نگهبان، دکتر مجیدزاده و دکتر ملک را متمایز می کرد، تنها آموزش و انتقال دانش نبود؛ آن ها در کنار آموزش، به پرورش دانشجویان نیز اهمیت می دادند. ممکن است استادی از نظر علمی در مرتبه بالایی قرار داشته باشد، اما لزوماً به پرورش شاگردان خود توجه نکند. ویژگی برجسته این استادان آن بود که به رشد علمی و شخصیتی دانشجویان اهمیت می دادند.
او با یادآوری فضای ارتباطی دانشگاه در آن سال ها گفت: دکتر نگهبان هر سال دانشجویانی را که فارغ التحصیل می شدند به منزل خود دعوت می کرد. در خانه دیگر استادان، از جمله دکتر مجیدزاده، نیز به روی دانشجویان باز بود و رابطه استاد و دانشجو به شکل خشک و اداری امروز نبود. این ارتباط در جریان کارهای میدانی و فصل های کاوش، که دانشجویان چند ماه در کنار استادان خود می گذراندند، عمق بیشتری پیدا می کرد.
گلشن با ابراز تأسف از کم رنگ شدن این رابطه افزود: متأسفانه این وجه از آموزش به تدریج فراموش شده است. امروز روابط استاد و دانشجو در بسیاری موارد اداری و ماشینی شده و دانشجویان بیشتر آموزش می بینند، در حالی که پرورش آن ها به اندازه گذشته مورد توجه قرار نمی گیرد.
رییس پیشین سازمان میراث فرهنگی در بخش دیگری از سخنانش به کاوش های جیرفت و نقش مجیدزاده در شناخت تمدن این منطقه اشاره کرد و گفت: یکی از افتخارات باستان شناسی ایران، پژوهش هایی است که به شناخت تمدن جیرفت انجامید. در آن دوره، قاچاقچیان در محوطه های باستانی فعالیت می کردند و وضعیت بسیار نگران کننده بود. من از تعدادی از باستان شناسان و مسئولان پژوهشی خواستم برای آغاز فعالیت های علمی در جیرفت اقدام کنند، اما برخی از آن ها تأکید داشتند که ابتدا باید امنیت لازم در منطقه فراهم شود.
او ادامه داد: با پیگیری های انجام شده، شرایط منطقه تا اندازه ای آرام شد و زمینه برای آغاز فعالیت های باستان شناسی فراهم آمد. در ادامه، مجیدزاده که جیرفت در حوزه تخصصی او قرار داشت، به منطقه رفت و کاوش ها را دنبال کرد. این پژوهش ها به شناسایی شواهد مهمی از تمدن منطقه انجامید و بخشی از خلأهای موجود در شناخت تاریخ و تمدن ایران را روشن کرد.
گلشن با اشاره به حضور متخصصان رشته های مختلف در کاوش های جیرفت اظهار کرد: مجیدزاده یک هیات بین المللی تشکیل داد و از متخصصان برجسته حوزه های گوناگون دعوت کرد تا در این پروژه مشارکت کنند. حضور این متخصصان دستاوردهای علمی مهمی داشت و در کنار آن، به پیگیری پرونده آثار قاچاق شده جیرفت نیز کمک کرد.
او با اشاره به خروج غیرقانونی آثار جیرفت از کشور گفت: بخشی از اشیای جیرفت قاچاق شده و به خارج از ایران انتقال یافته بود. مجیدزاده در دادگاه ها حاضر می شد و تأیید می کرد که این آثار متعلق به ایران هستند. اعضای هیات او نیز در روند پیگیری پرونده ها مشارکت داشتند و این تلاش ها به بازگشت شماری از آثار به کشور کمک کرد.
گلشن در پایان با گرامی داشت یاد مجیدزاده گفت: او در خاطرات کسانی که با او زندگی و کار کرده اند و همچنین در کتاب ها و آثار علمی اش زنده خواهد ماند. امیدوارم یاد و نامش همواره گرامی داشته شود.
اشیای غارت شده جیرفت با تلاش های یوسف مجیدزاده به ایران برگشت
معصومه مصلی، رییس پژوهشکده باستان شناسی، در این آیین یادبود، با اشاره به نقش این باستان شناس در بازگرداندن آثار تاریخی جیرفت به ایران، گفت: پیگیری های مجیدزاده در روند حقوقی بازگرداندن چند کانتینر از اشیای جیرفت از لندن، نقشی تعیین کننده داشت و این دستاورد بدون تلاش های او به دست نمی آمد.
او با بیان اینکه افتخار شاگردی مستقیم مجیدزاده را نداشته است، افزود: با وجود این، از استادانی آموخته ام که خود شاگرد او بوده اند و از این طریق با بخشی از اندیشه ها و دستاوردهای علمی اش آشنایی دارم. متأسفانه مجیدزاده در دوره تحصیل من در جمع استادان دانشگاه تهران حضور نداشت، اما همواره نام و جایگاه علمی او در میان همکاران و استادان مطرح بود.
رییس پژوهشکده باستان شناسی با اشاره به ویژگی های شخصیتی و حرفه ای استادان برجسته این حوزه ادامه داد: شخصیت هایی مانند دکتر صادق ملک شهمیرزادی و دکتر یوسف مجیدزاده، در کنار دانش و توانایی علمی، از ویژگی هایی چون ازخودگذشتگی برخوردار بودند و منافع شخصی خود را در اولویت قرار نمی دادند. این ویژگی در میان شماری از استادان برجسته باستان شناسی دیده می شود و شایسته قدردانی است.
مصلی با اشاره به همکاری مستقیم خود با مجیدزاده در پرونده بازگرداندن اشیای تاریخی جیرفت اظهار کرد: در این زمینه، دکتر میری نیز حضور داشتند و برای بازگرداندن اشیای غیرمجاز خارج شده از کشور تلاش کردند. اگر پیگیری های مجیدزاده نبود، با وجود تلاش های مجموعه میراث فرهنگی، بازگشت این آثار با دشواری های جدی روبه رو می شد.
او افزود: مجیدزاده با تمام توان این موضوع را پیگیری کرد و در روندهای حقوقی و دادگاه حضور یافت و مسئولیت اظهارات و امضاهای خود را پذیرفت؛ مسئولیتی که می توانست پیامدهای حقوقی سنگینی برای او داشته باشد. پیگیری های او کمک کرد چند کانتینر از اشیای تاریخی جیرفت به کشور بازگردد؛ دستاوردی که به اعتقاد من، یکی از موفقیت های بزرگ در حوزه میراث فرهنگی ایران است.
رییس پژوهشکده باستان شناسی در ادامه با اشاره به نقش دکتر عزت الله نگهبان در پرورش نسل جدید باستان شناسان ایران گفت: شایسته است از خردورزی و دوراندیشی دکتر نگهبان نیز یاد کنیم. او با اعزام دکتر ملک شهمیرزادی و دکتر مجیدزاده به آمریکا از طریق بورس تحصیلی، زمینه آموزش تخصصی آنان در حوزه پیش از تاریخ ایران را فراهم کرد تا دانش روز این حوزه به کشور منتقل شود.
مصلی افزود: از آن زمان، با تلاش این استادان و دیگر پژوهشگران ایرانی و همکاری با متخصصان خارجی، باستان شناسی پیش از تاریخ در ایران توانست مسیر علمی خود را توسعه دهد و به روزتر شود.
او با تأکید بر مسئولیت اجتماعی باستان شناسان گفت: استادان این حوزه صرفاً به آموزش و پژوهش علمی نمی پردازند، بلکه مسئولیت سنگینی در قبال آثار تاریخی کشور و شناخت میراث پیشینیان دارند. یکی از وظایف مهم آنان این است که این مسئولیت را به دانشجویان منتقل کنند و در نسل جوان، توجه به حفظ و صیانت از میراث فرهنگی ایران را پرورش دهند.
رییس پژوهشکده باستان شناسی ابراز امیدواری کرد که این رویکرد همچنان در دانشگاه ها و مراکز پژوهشی کشور تقویت شود و با دعوت از استادان، پژوهشگران و فعالان حوزه باستان شناسی برای ارائه دیدگاه ها و پیشنهادهای خود به پژوهشکده باستان شناسی گفت: ما در پژوهشکده از نظرات و پیشنهادهایی که به تقویت دانش باستان شناسی و حفظ میراث فرهنگی و داشته های ارزشمند ایران کمک کند، استقبال می کنیم. ممکن است با توجه به شرایط کنونی کشور، اجرای برخی برنامه های پرهزینه از نظر مالی امکان پذیر نباشد، اما برای انجام اقدامات زیرساختی ضروری و فراهم کردن زمینه اجرای درست آن ها آمادگی داریم.
پرسش بنیادین باستان شناسی چیست؟
حکمت الله ملاصالحی، باستان شناس و استاد دانشگاه و از شاگردان یوسف مجیدزاده،در مراسم یادبود این باستان شناس با اشاره به مسئله مرگ و میراثی که انسان از خود به جا می گذارد، اظهار کرد: هیچ رخدادی در زندگی انسان اجتناب ناپذیرتر از مرگ نیست. همه ما روزی این جهان ناپایدار و گذرا را ترک می کنیم، اما پرسش اخلاقی مهمی که پیش روی ما قرار می گیرد این است که هنگام رفتن، چه میراثی از خود به جا می گذاریم.
او ادامه داد: حتی اگر کسی به تاریخ باور نداشته باشد، باز هم با این پرسش روبه روست که میراث او برای دیگران و جهان چه خواهد بود. انسان تنها موجودی نیست که در جهان و کیهان اثری از خود باقی می گذارد، اما میراث فرهنگی چیزی فراتر از میراث طبیعی است؛ این میراث به چگونگی حضور انسان در جهان و نسبت او با فرهنگ و تاریخ مربوط می شود.
ملاصالحی با انتقاد از نگاه صرفاً اطلاعاتی به میراث فرهنگی گفت: گاهی تصور می کنیم با از بین رفتن آثار باستانی، فقط بخشی از اطلاعات تاریخی را از دست می دهیم، درحالی که مسئله میراث فرهنگی صرفاً مسئله اطلاعات نیست، بلکه مسئله نسبت وجودی ما با میراث، فرهنگ و تاریخمان است.
این باستان شناس افزود: پرسش بنیادین باستان شناسی این است که فرهنگ انسانی چگونه بر این سیاره پدید آمده، کجا شکل گرفته و چه مسیری را طی کرده است. تلاش باستان شناسان این است که حتی از اندک آثاری که از گذشته باقی مانده اند، سرنخ هایی به دست آورند و سیر شکل گیری و تحول فرهنگ انسانی را بشناسند.
او با تأکید بر اینکه باستان شناسی نباید به شناسایی و توصیف آثار محدود بماند، اظهار کرد: آثار باستانی نشانه هایی از گذشته اند. باستان شناس باید بتواند از این نشانه ها عبور کند و به سپهر فرهنگ، تاریخ و تحولات جوامع انسانی راه یابد. هر اثر و هر لایه باستان شناختی می تواند جهانی از رفتارها، اندیشه ها و شیوه های زیست انسان را در خود پنهان کرده باشد.
ملاصالحی با اشاره به پیچیدگی پژوهش های باستان شناختی ادامه داد: فهم این شواهد به دانش نظری به تنهایی وابسته نیست. باستان شناس باید کار میدانی کرده باشد و با دشواری های کاوش، لایه نگاری و شناخت فرایندهای زمین شناختی آشنا باشد. در کاوش های بزرگ مقیاس، با مجموعه ای پیچیده از لایه های زمین شناختی و شواهد مربوط به رفتار و اندیشه انسان روبه رو هستیم که تفسیر آن ها به دانش و تجربه نیاز دارد.
او با یادآوری نقش استادان نسل گذشته در آموزش عملی باستان شناسی گفت: تجربه میدانی جایگاه بسیار مهمی در تربیت باستان شناس دارد. دانشجویان باید در کنار استادان خود در میدان کار کنند تا بتوانند روش کاوش، لایه نگاری و تفسیر یافته ها را به درستی بیاموزند. در این زمینه، استادانی مانند دکتر عزت الله نگهبان بر اهمیت تجربه عملی تأکید داشتند.
ملاصالحی در ادامه به نقش یوسف مجیدزاده در آموزش و راهنمایی دانشجویان اشاره کرد و گفت: مجیدزاده به شاگردانش توجه داشت و آن ها را تشویق می کرد. او به دانشجویانی که برای کار میدانی و کاوش آماده می شدند، اهمیت می داد و می خواست با تجربه و دستاوردی ارزشمند از میدان بازگردند.
او همچنین با قدردانی از افرادی که در دوره های مختلف از فعالیت علمی و میدانی باستان شناسان حمایت کردند، بر اهمیت فراهم کردن زمینه پژوهش برای محققان تأکید کرد.
این استاد دانشگاه در پایان با تأکید بر ماندگاری میراث علمی مجیدزاده، یادآور شد که ارزش یک باستان شناس تنها به آثاری که کشف یا منتشر می کند محدود نیست؛ شیوه نگاه او به گذشته، روش علمی ای که به کار می گیرد و تجربه ای که به نسل های بعد منتقل می کند نیز بخشی از میراث اوست.
مجیدزاده همه دانشجویانی را که در اخراجش همکاری کردند، بخشیده بود
رضا میری، باستان شناس و رییس انتشارات پیشین پژوه، در مراسم یادبود یوسف مجیدزاده با اشاره به سابقه آشنایی خود با این باستان شناس گفت که این آشنایی از سال ۱۳۵۳ و پس از بازگشت او شکل گرفت و در ادامه، به ارتباطی پایدار تبدیل شد.
او با اشاره به دشواری هایی که مجیدزاده در مسیر فعالیت علمی و دانشگاهی خود پشت سر گذاشت، از تلاش هایی برای فراهم کردن زمینه ادامه فعالیت او و تقویت ظرفیت باستان شناسی ایران سخن گفت. به گفته میری، یکی از موضوعات مهم در این مسیر، دفاع از استقلال علمی و جایگاه باستان شناسی بود.
میری همچنین به دوره ای اشاره کرد که مجیدزاده در فرانسه زندگی می کرد و با وجود دشواری های موجود، به فعالیت های پژوهشی خود ادامه داد. او از تألیف و تکمیل مجموعه ای سه جلدی درباره بین النهرین یاد کرد و گفت آماده سازی این مجموعه حدود ۱۲ سال به طول انجامید.
این باستان شناس در بخش دیگری از سخنانش به تلاش ها برای معرفی پیوند آثار تاریخی منطقه خلیج فارس با فرهنگ و تمدن ایران اشاره کرد. او توضیح داد که انتشار کتابی درباره این آثار به زبان های فارسی، انگلیسی و فرانسوی در دستور کار قرار گرفت تا زمینه شناخت بهتر این پیوند تاریخی فراهم شود.
میری همچنین از تلاش های مجیدزاده و همکارانش برای بازگرداندن اشیای تاریخی قاچاق شده به ایران سخن گفت. به گفته او، پیگیری این پرونده ها در مجامع قضایی بین المللی به مستندات دقیق نیاز داشت؛ ازاین رو، تهیه عکس و طراحی از آثار تاریخی موجود در مراکز مختلف کشور اهمیت پیدا کرد. او به انجام بخشی از این کار در چند استان اشاره کرد.
این باستان شناس در ادامه با اشاره به جایگاه مجیدزاده در باستان شناسی ایران، از وسعت فعالیت های پژوهشی و ضرورت معرفی یافته های باستان شناختی سخن گفت.
میری در پایان، به نکته ای درباره رفتار شخصی مجیدزاده اشاره کرد و گفت که او حدود ۱۰ سال پیش به او گفته بود همه دانشجویانی را که در روند اخراجش همکاری کرده بودند، بخشیده است؛ موضوعی که به گفته میری، وجهی از منش و شخصیت این باستان شناس را نشان می دهد.
میری همچنین به علاقه مجیدزاده به ایران اشاره کرد و گفت: او خود را ایرانی می دانست و پاسپورت فرانسه نداشت و برای زندگی در فرانسه هر بار ویزای ١٠ ساله می گرفت.
تلاش کردند مجیدزاده را از میدان بیرون کنند اما او کسی نبود که به آسانی از میدان کنار برود
جلال رفیع فر، مردم شناس و باستان شناس، در آیین یادبود یوسف مجیدزاده با اشاره به سابقه طولانی آشنایی خود با این باستان شناس گفت: حدود ۵۵ سال پیش، زمانی که دانشجوی سال اول رشته باستان شناسی بودیم، با دکتر مجیدزاده آشنا شدم. این آشنایی به تدریج به رابطه استاد و شاگردی و سپس به دوستی عمیقی تبدیل شد که در تمام این سال ها ادامه داشت. ارتباط ما تقریباً دائمی بود؛ گاهی یکدیگر را می دیدیم و گاهی ساعت ها با هم تلفنی صحبت می کردیم.
او با بیان اینکه مجیدزاده شخصیتی کم نظیر داشت، افزود: در زمان کار، بسیار سختگیر بود و با کسی شوخی نداشت، اما پس از پایان کار، چنان صمیمیت و رفاقتی میان او و دوستانش شکل می گرفت که باورکردنی نبود. در جریان فعالیت های میدانی، از جمله زمانی که حدود سه ماه در دشت ازبکی با هم زندگی و کار می کردیم، این صمیمیت و همراهی را از نزدیک تجربه کردم. او در همان روزهای دشوار میدانی تلاش می کرد با صحبت ها و راهنمایی هایش به ما روحیه و انگیزه بدهد تا برای ادامه کار آماده باشیم.
رفیع فر با تأکید بر توانایی های آموزشی مجیدزاده اظهار کرد: او استادی تمام عیار بود؛ هم از نظر علمی و آموزشی و هم از نظر اخلاق حرفه ای جایگاهی کم نظیر داشت. من در پنج یا شش فصل کاوش، در محوطه هایی مانند ازبکی و جیرفت با او همکاری کردم و از کارکردن در کنار او لذت می بردم، زیرا هر روز فرصتی برای یادگیری بود. حتی زمانی که خودم به عنوان مدرس فعالیت می کردم، باز هم در کنار مجیدزاده چیزهای تازه ای می آموختم. من الفبای باستان شناسی را از او یاد گرفتم و خودم را مدیون آموزش هایش می دانم.
او افزود: من از نزدیک در جریان بخشی از مشکلات شخصی و خانوادگی او بودم و می دانم که چه دشواری هایی را تحمل کرد. متأسفانه کسانی که در جایگاه استاد و دانشجو قرار داشتند، تلاش کردند او را از میدان بیرون کنند تا خودشان جایگاه بیشتری به دست آورند. با این حال، مجیدزاده کسی نبود که به آسانی از میدان کنار برود؛ او با وجود فشارهای فراوان، به کار و پژوهش ادامه داد.
رفیع فر با اشاره به پرونده دانشگاهی مجیدزاده گفت: آن گونه که من به یاد دارم، پس از آنکه در روند قضایی بی گناهی او تأیید شد و زمینه بازگشتش فراهم آمد، رئیس وقت دانشگاه تهران با بازگشت او مخالفت کرد. همچنین جایگاه دانشگاهی او از استادیاری به دانشیاری تنزل یافت و در نهایت بازنشسته شد. این اتفاق ها برای کسی که از نظر علمی واجد شرایط بود، بی عدالتی بزرگی به شمار می رفت و توجیهی نداشت.
او ادامه داد: مجیدزاده با همسر و فرزندانش روزهای بسیار سختی را پشت سر گذاشت، اما متوقف نشد. به نوشتن کتاب و فعالیت پژوهشی ادامه داد و آثاری پدید آورد که همچنان از نظر کیفیت و ارزش علمی قابل توجه اند. مجموعه سه جلدی او درباره بین النهرین، با حدود هزار و ۶۰۰ صفحه، حاصل کاری بسیار گسترده و دشوار است. نگارش چنین اثری با آن حجم و کیفیت، به خودی خود کاری بزرگ است. کتاب های او درباره شهرنشینی و پژوهش هایش در حوزه باستان شناسی نیز از آثار ارزشمند این رشته به شمار می روند.
این باستان شناس همچنین به اهمیت کاوش های ازبکی و جیرفت و گزارش های علمی منتشرشده از این فعالیت ها اشاره کرد و گفت: مجیدزاده با ادامه کاوش ها و انتشار گزارش های علمی، به تقویت سرمایه علمی باستان شناسی ایران کمک کرد؛ حوزه ای که در دوره هایی آن چنان که باید مورد توجه قرار نمی گرفت.
رفیع فر با اشاره به سابقه باستان شناسی ایران و نقش پژوهشگران ایرانی در شکل گیری این رشته افزود: پیش از انقلاب، گروه هایی از کشورهای مختلف، از جمله بلژیک، فرانسه و آمریکا، برای انجام کاوش به ایران می آمدند و در برخی موارد، باستان شناسان ایرانی در این گروه ها جایگاهی در حد نیروی کار داشتند. ما از نزدیک شاهد این وضعیت بودیم. در مقابل، استادانی چون عزت الله نگهبان و دیگر پیشگامان باستان شناسی ایران برای آموزش و تربیت نیروهای متخصص تلاش کردند و زمینه رشد نسل های بعدی باستان شناسان را فراهم آوردند.
او با یادآوری نقش استادانی چون عزت الله نگهبان، دکتر ملک، دکتر مستوفی و مسعود گلزاری در شکل گیری و توسعه باستان شناسی ایران گفت: بسیاری از باستان شناسان و دانشجویان امروز در همان محیط های علمی آموزش دیدند و رشد کردند. آثار و پژوهش های این نسل اکنون در سطح بین المللی منتشر می شود و مورد استناد قرار می گیرد.
رفیع فر در بخش دیگری از سخنانش، انتشار آثار علمی مجیدزاده به زبان های خارجی و فارسی را موضوعی مهم دانست و اظهار کرد: برای من تأسف بار است که رساله دکتری او که در دانشگاه شیکاگو از آن دفاع کرده بود، بعدها در ایتالیا به زبان انگلیسی منتشر شد، در حالی که اثری با این اهمیت درباره ایران و برآمده از پژوهش درباره ایران، باید در کشور خودمان نیز جایگاه شایسته ای داشت و پیش از ترجمه انگلیسی به زبان فارسی ترجمه می شد. انتشار آثار پژوهشی درباره ایران، به ویژه آثار مهمی از این دست، در داخل کشور اهمیت زیادی دارد.
این باستان شناس در پایان، مجیدزاده را از عاشق ترین باستان شناسانی دانست که شناخته است و گفت: به باور من، «عاشق» یکی از بهترین واژه ها برای توصیف اوست. مجیدزاده به دوستی و رفاقت اهمیت فراوانی می داد و من در زندگی ام کمتر کسی را دیده ام که تا این اندازه برای دوستانش وقت بگذارد و زندگی اش را با آنان تقسیم کند.
او تا پایان عمر منتظر دعوتی بود تا برای رونمایی از کتاب هایش به ایران بیاید
اسکندر مختاری طالقانی، پژوهشگر میراث شهری، مرمتگر و چهره ماندگار میراث فرهنگی، در مراسم یادبود یوسف مجیدزاده، سخنانش را با تسلیت به خانواده این باستان شناس آغاز کرد و گفت: در تمام سال های دشوار، بیشترین رنج را همسر مجیدزاده متحمل شد. ما همسایه نزدیک آن ها بودیم و در سال های جنگ، از نزدیک شاهد دشواری هایی بودیم که این خانواده پشت سر گذاشت. فرزندانشان کوچک بودند، اما مجیدزاده اصرار داشت در تمام سال های جنگ خانواده اش در ایران بمانند، با آنکه امکان زندگی در خارج از کشور را داشت.
او ادامه داد: به همسر، فرزندان و نوه های مجیدزاده تسلیت می گویم. فکر می کنم در سال هایی که او دور از ایران بود و آرزوی بازگشت به کشورش را داشت، فرزندان و نوه هایش یکی از بزرگ ترین سرچشمه های شادی و امید او بودند.
مختاری طالقانی با اشاره به سابقه آشنایی خود و همسرش با مجیدزاده گفت: من و همسرم از سال ۱۳۵۵ در کلاس های او شرکت می کردیم. از همان جا رابطه دوستی ما شکل گرفت و تا واپسین روزهای زندگی او، این ارتباط میان ما و خانواده اش ادامه داشت.
این پژوهشگر میراث شهری در ادامه با اشاره به نقش افرادی که در دوره های دشوار از مجیدزاده حمایت کردند، اظهار کرد: بعضی افراد قدر موقعیت و اعتبار خود را می دانند و برای دفاع از حق، حتی اعتبار و آبروی خود را به خطر می اندازند. به نظر من، آقای بهشتی و آقای گلشن از جمله کسانی بودند که در مقاطعی برای دفاع از آنچه درست می دانستند، ریسک کردند. آن ها در تشخیص جایگاه شایسته افراد و دفاع از آن نقش داشتند؛ کاری که در آن زمان آسان نبود و امروز هم آسان نیست.
او با ابراز تأسف از سال های دوری مجیدزاده از ایران گفت: تا جایی که من می دانم، او در سال های پایانی زندگی اش همچنان منتظر دعوتی بود تا برای رونمایی از کتاب هایش به ایران بیاید. شاید در بعضی موارد درباره وضعیت جسمی یا شرایط سفر صحبت می کرد، اما تصور می کنم در انتظار فرصتی بود که بتواند به کشورش بازگردد و حاصل سال ها پژوهش خود را در ایران عرضه کند.
مختاری طالقانی با تأکید بر اهمیت آثار علمی مجیدزاده افزود: یکی از کمترین کارهایی که می شد برای او انجام داد، فراهم کردن امکان سفر به ایران و ارج گذاری به آثارش بود. او سال های عمر خود را صرف نگارش تاریخ کرده بود؛ برای نمونه، کتاب سه جلدی او درباره تمدن بین النهرین حدود ۲۵۰۰ ارجاع به منابع خارجی دارد. این حجم از پژوهش و استناد علمی نشان می دهد که با چه دقت و پشتکاری کار کرده است.
او با اشاره به دشواری هایی که مجیدزاده در مسیر حرفه ای خود پشت سر گذاشت، گفت: مجیدزاده در برابر بی مهری ها از میدان بیرون نرفت. او پاسخ آن رفتارها را با کار علمی داد؛ با کاوش های جیرفت، با حضور در دادگاه ها برای پیگیری پرونده آثار تاریخی و با اثبات ارزش پژوهش هایش. او شایسته بود، ایران را دوست داشت و به کشورش خدمت کرد؛ نه از راه رانت، بلکه با تحمل رنج و انجام کار علمی.
این پژوهشگر میراث شهری، توجه مجیدزاده به آموزش عمومی را نیز بخشی از ویژگی های برجسته او دانست و افزود: او به آموزش کودکان و مردم محلی در جیرفت توجه داشت. این کار نشان دهنده درک و هوشمندی او بود؛ اینکه باستان شناسی فقط به کاوش و انتشار مقاله محدود نمی شود، بلکه باید بتواند با مردم ارتباط برقرار کند و شناخت تاریخی را گسترش دهد.
مختاری طالقانی در پایان، عشق مجیدزاده به ایران را برجسته ترین ویژگی او توصیف کرد و گفت: او برای دوست داشتن ایران بهانه ای نمی آورد و با وجود تمام فراز و نشیب هایی که در طول سال ها تجربه کرد، همواره عاشق ایران ماند.
فخری دانش پورپرور، باستان شناسدر ادامه این مراسم با گله از اینکه همکار مجیدزاده بوده و فرصت سخنرانی نداشته، با دلجویی حضار به صحنه آمد و با اشاره به سابقه آشنایی و همکاری خود با این باستان شناس گفت: سال ۱۳۵۸، پس از بازگشت از چین، از آموزش وپرورش به دانشگاه تهران منتقل شدم و در گروه باستان شناسی با استادان این دانشگاه، از جمله دکتر مجیدزاده، آشنا شدم. در آن زمان، سیمین دانشور مدیر گروه بود و درس هایی درباره هنر هند، چین و ژاپن ارائه می داد که بعدها من جانشین او شدم. دکتر مجیدزاده هم درس های مربوط به بین النهرین و شهرنشینی را تدریس می کرد.
او با بیان اینکه در مدت همکاری با مجیدزاده به توان علمی و پشتکار او پی برده است، افزود: پس از یکی دو سال همکاری، احساس کردم با باستان شناسی پرتلاش و خستگی ناپذیر روبه رو هستم که همه دانش خود را درباره باستان شناسی به دانشجویان منتقل می کرد. او نسبت به مباحث علمی و نحوه مواجهه دانشجویان با درس ها حساس بود و از آن ها انتظار داشت با دقت و جدیت به مسائل مطرح شده بپردازند.
دانش پورپرور با تأکید بر ضرورت بیان وجوه مختلف شخصیت مجیدزاده گفت: وقتی از کسی صحبت می کنیم، باید در کنار انتقادها، خوبی ها و توانمندی هایش را هم ببینیم. مجیدزاده انسانی شریف و بامرام بود. ممکن بود از کسی دلخوری پیدا کند، اما این کدورت ها معمولاً خیلی زود برطرف می شد. به باور من، بسیاری از صحبت هایی که درباره او شده، درست است و با این حال، در حق او ظلم شد.
این استاد دانشگاه در ادامه، به فضای سیاسی و اجتماعی سال های نخست اواخر دهه پنجاه و اوایل دهه شصت که به حاشیه ها و شکایت های مطرح شده علیه این باستان شناس دامن زد، پرداخت.
باستان شناسی رشته ای غرب زده و غرب گرا تلقی می شد
محمدرضا چیت ساز، استاد دانشگاه و باستان شناس، با اشاره به جایگاه یوسف مجیدزاده و صادق ملک شهمیرزادی در باستان شناسی ایران، از برخوردهای صورت گرفته با این دو پژوهشگر در سال های گذشته سخن گفت و تأکید کرد که اندیشه ورزی و حساسیت اجتماعی آنان از جمله عواملی بود که تحملشان را برای ساختار حاکم دشوار می کرد.
او در بخشی از سخنانش با اشاره به شرایط امروز ایران گفت: در دی ماه سال گذشته کام بسیاری از ما ایرانیان تلخ شد. باید به این نکته توجه کنیم که سال هاست پروژه بزرگی علیه ایران و هویت تاریخی آن در فضای مجازی و عرصه های دیگر جریان دارد.
چیت ساز با اشاره به اهمیت پژوهش های باستان شناسی و نقش آن ها در شناخت گذشته ایران، به دیدگاه های یوسف مجیدزاده در این زمینه پرداخت.
این باستان شناس در ادامه، با اشاره به مقاله ای از یوسف مجیدزاده که در سال ۱۳۶۶ دریافت کرده بود، این نوشته را از نظر خود مانیفست باستان شناسی دانست و گفت: در سال ۱۳۶۶، آقای مجیدزاده مقاله ای را در یک روز پاییزی به من دادند. به نظر من، آن مقاله، مانیفست باستان شناسی بود؛ نوعی مرامنامه که پیوند باستان شناسی با حوزه های دیگر، ازجمله سکه شناسی و تاریخ، را نشان می داد. در آن دوره رسم بر این بود که مقاله هایی که قرار بود در مجموعه ای منتشر شوند، پیش از انتشار مجموعه به صورت مستقل به چاپ برسند. در همان سال درباره مقاله مجیدزاده یادداشتی نوشتم و این دیدار در دانشگاه تهران، کنار مجسمه فردوسی، صورت گرفت.
این باستان شناس سپس به شرایطی اشاره کرد که به طرح موضوع اخراج مجیدزاده انجامید. او با بیان اینکه صادق ملک شهمیرزادی نیز با محدودیت هایی روبه رو بود، گفت: صادق ملک شهمیرزادی از معدود استادانی بود که حتی پس از ۳۰ سال، یک ترفیع هم نگرفت. باستان شناسی در آن دوره رشته ای غرب زده و غرب گرا تلقی می شد و همه ما متهم بودیم، مگر اینکه می توانستیم خودمان را ثابت کنیم. به ویژه صادق ملک شهمیرزادی و یوسف مجیدزاده با این مشکل روبه رو بودند. اشکال بزرگ آن ها، از نگاه کسانی که تحملشان نمی کردند، این بود که اندیشه ورز بودند؛ موضع داشتند و در برابر مسائل اجتماعی بی تفاوت نبودند. این حساسیت اجتماعی چیزی نبود که حاکمیت آن دوره به راحتی بپذیرد.
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش، به تلاش های خود و تعدادی از دانشجویان برای پیگیری وضعیت مجیدزاده اشاره کرد و گفت که در آن زمان، علاوه بر فعالیت های دانشگاهی، در دبیرستان نیز تاریخ تدریس می کرده و به عنوان نماینده دانشجویان، موضوع را پیگیری می کرده است.
او با اشاره به دیدارهای خود با برخی چهره های دانشگاهی و فکری گفت که در این مسیر، دو بار با عبدالکریم سروش و سه بار با رضا داوری اردکانی دیدار کرده، اما این پیگیری ها به نتیجه موردنظر نرسیده است.
چیت ساز در ادامه، از نامه ای سخن گفت که در آن علت اخراج یوسف مجیدزاده «ضعف علمی» عنوان شده بود و ادامه داد: پس از دریافت نامه، ساعت ها با خود کلنجار رفتم که آن را باز کنم یا نه. سرانجام نامه را باز کرده و پس از آن، به همراه یکی دو نفر از دوستانم به خانه مجیدزاده رفتم تا موضوع را با او در میان بگذارم. در حضور ایشان سخنانی گفتم؛ از اینکه قرار است چنین استادی را از دست بدهیم، بسیار ناراحتیم، اما از سوی دیگر خوشحالیم که این ساختار نادرست و غلط، شما را از خودش بیرون می کند. پس از این دیدار، ساعت ها پیاده راه رفتم و به اتفاقی که رخ داده بود فکر کردم. مجیدزاده مدتی بعد در نشر دانشگاهی فعالیت کرد.
او در ادامه سخنانش به تحولات باستان شناسی ایران در سال های بعد پرداخت و از برگزاری نشستی با حضور باستان شناسان خارجی در سال ۱۳۸۲ یاد کرد.
به گفته این استاد دانشگاه، در مرداد آن سال، نشستی سه روزه با عنوان «نخستین نشست باستان شناسان غرب آسیا» برگزار شد و شماری از باستان شناسان خارجی، از جمله پژوهشگرانی همچون کارلوفسکی، اشمیت، فرانکل و سالینی در آن حضور داشتند.
این باستان شناس همچنین با اشاره به اینکه در سال ۱۳۸۵ مدیریت پژوهشکده پژوهشی را برعهده گرفته بود، به موضوع اختلاف نظرها درباره نام خلیج فارس در سال های بعد پرداخت و گفت: در سال ۱۳۸۷، هم زمان با افزایش بحث ها درباره استفاده از عنوان «خلیج عربی» به جای «خلیج فارس»، نشستی دوروزه با همکاری پژوهشگاه و دانشگاه دورهام برگزار شد.
او با اشاره به فهرست شرکت کنندگان این نشست بیان کرد: با وجود حضور شماری از افراد شایسته، نام یوسف مجیدزاده و دکتر آذرنوش در فهرست دیده نمی شد گرچه که مجیدزاده پیش تر مقاله ای درباره خلیج فارس منتشر کرده بود، همچنین دکتر آذرنوش.
ناصر نوروززاده چگینی، باستان شناس و چهره ماندگار میراث فرهنگینیز در این آیین، با اشاره به اینکه بخشی از تجربه های این باستان شناس و همکارانش در محیط دانشگاهی کمتر بازگو شده است، گفت: آنچه در این جلسه مطرح می شود، بخشی از تاریخ اجتماعی نانوشته ایران است؛ موضوعاتی که عملاً کمتر در جایی درباره آن ها صحبت شده است. من نیز در آن سال ها با چنین شرایطی روبه رو شدم و همین مسائل باعث شد در سال ۱۳۶۰ امکان ادامه حضور در دانشگاه تهران را نداشته باشم.
او با اشاره به نقش زنده یاد کیانی و جلیل گلشن در ادامه مسیر حرفه ای خود افزود: با همراهی و توصیه این دو، مسیر آشنایی من با مجیدزاده از همان فضای دانشگاهی ادامه پیدا کرد.
نوروززاده چگینی با یادآوری نخستین خاطرات خود از مجیدزاده گفت: سال ۱۳۵۰ وارد دانشگاه شدم و مسئولیت نمایش اسلایدها را برعهده داشتم. مجیدزاده در آن زمان به من اعتماد کرد و این نخستین خاطره ای است که از همکاری با او به یاد دارم.
او یکی دیگر از عرصه های همکاری با مجیدزاده را انتشار مجله تخصصی باستان شناسی دانست و اظهار کرد: در کنار فعالیت های آموزشی و میدانی، همکاری در انتشار مجله باستان شناسی نیز از بخش های مهم فعالیت های او بود. این مجله با مشارکت مجیدزاده و تعدادی دیگر از همکاران منتشر شد و طی حدود ۲۵ سال انتشار، به یکی از نشریات اثرگذار در حوزه باستان شناسی تبدیل شد. همکاری در این نشریه از افتخارات من است.
این باستان شناس همچنین با اشاره به گفت وگویی که در سال های پایانی زندگی مجیدزاده با او انجام داده بود، بر اهمیت ثبت خاطرات و دیدگاه های این پژوهشگر تأکید کرد و گفت: این گفت وگوها فقط درباره زندگی یک باستان شناس نیست، بلکه می تواند بخشی از تاریخ اجتماعی ایران را نیز روشن کند.
نوروززاده چگینی با اشاره به جایگاه میراث فرهنگی در شکل گیری هویت ملی افزود: باید توجه داشته باشیم که میراث فرهنگی تا چه اندازه در شکل گیری هویت و شخصیت ما به عنوان ایرانی نقش دارد و چگونه می تواند مسیر نگاه ما به آینده را تحت تأثیر قرار دهد. باستان شناسی تنها مطالعه اشیای تاریخی نیست، بلکه به شناخت ریشه های فرهنگی و تاریخی جامعه نیز کمک می کند.
او در بخش دیگری از سخنانش به اهمیت پژوهش های مجیدزاده در جنوب و جنوب شرق ایران اشاره کرد و گفت: مطالعات باستان شناسی در این مناطق، به شناخت گستره و پیوندهای فرهنگ ایرانی کمک می کند. یافته های جیرفت نیز اهمیت ویژه ای در این زمینه دارند و نگاه پژوهشگران را به جایگاه این منطقه در ارتباطات فرهنگی و تمدنی گذشته گسترش داده اند.
نوروززاده چگینی با تأکید بر اهمیت آثار به دست آمده در جیرفت ادامه داد: آنچه در این منطقه کشف شد، توجه به پیشینه فرهنگی و ارتباطات تمدنی را ضروری تر کرد. این یافته ها نشان دادند که برای شناخت گذشته ایران باید به شواهد باستان شناختی و پیوندهای منطقه ای آن ها توجه جدی داشت.
این چهره ماندگار میراث فرهنگی در پایان، با یادآوری نقش مجیدزاده در گسترش شناخت علمی از گذشته ایران، بر ضرورت ثبت خاطرات و تجربه های نسل های مختلف باستان شناسان تأکید کرد؛ تجربه هایی که به گفته او، بخشی از تاریخ علمی و اجتماعی کشور را تشکیل می دهند و نباید ناگفته باقی بمانند.
پیام صالحی امیری برای باستان شناسی که دور از وطن درگذشت
در ادامه این مراسم،پیام سیدرضا صالحی امیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، خوانده شد. در این پیام آمده است:
«خانواده ارجمند استاد، جامعه علمی و پژوهشی کشور و جامعه باستان شناسی ایران؛ درگذشت استاد دکتر یوسف مجیدزاده، پژوهشگری که با دانش، پشتکار و حضور مؤثر در میدان های باستان شناسی، سهمی ماندگار در گسترش شناخت ما از تاریخ و فرهنگ این سرزمین داشت، ضایعه ای برای جامعه علمی و فرهنگی کشور است.
نام او با پژوهش های ارزشمند درباره فرهنگ های پیش از تاریخ، تحولات جوامع باستانی و جایگاه ایران در مطالعات خاور نزدیک پیوند خورده است. از دشت قزوین تا محوطه های حوزه فرهنگی هلیل رود، فعالیت های او نشان دهنده اهمیت پژوهش های میدانی و نقش آن ها در بازسازی مستند گذشته تاریخی ماست.
در میان فعالیت های علمی آن زنده یاد، کاوش های جیرفت جایگاهی ویژه دارد؛ پژوهش هایی که توجه ایران و جهان را به ظرفیت های تاریخی و فرهنگی این منطقه جلب کرد. یافته های این منطقه زمینه ای ارزشمند برای مطالعه معماری، فرهنگ مادی، سازمان اجتماعی و ارتباطات باستانی، به ویژه در هزاره سوم پیش از میلاد، فراهم آورد. از این رو باید این کاوش ها در جیرفت ادامه یابد.
اهمیت کار دکتر مجیدزاده را نمی توان تنها در دستاوردهای حاصل از کاوش ها خلاصه کرد. پژوهش های او پرسش های تازه ای درباره جایگاه جنوب شرق ایران در شبکه ارتباطات جهان باستان مطرح کرد و زمینه را برای بازنگری در شناخت تحولات فرهنگی این منطقه فراهم آورد. این کاوش ها نشان دادند که برای فهم تاریخ ایران و ارتباطات تمدن های باستانی، باید به شواهد باستان شناختی در سراسر کشور توجه کرد و آن ها را در چارچوب پژوهش های تلفیقی و میان رشته ای مورد بررسی قرار داد.
فعالیت های علمی و انتشار آثار او همچنین زمینه توجه بیشتر پژوهشگران به محوطه ها و فرهنگ های باستانی ایران را فراهم آورد. این میراث علمی، مسئولیتی مهم بر دوش جامعه باستان شناسی می گذارد؛ تداوم کاوش های روشمند، انتشار دقیق نتایج، حفاظت از محوطه های باستانی و فراهم کردن زمینه مشارکت مؤثر پژوهشگران ایرانی در گفت وگوهای علمی جهان.
وجه ارزشمند دیگر کارنامه استاد فقید، پیوند میان پژوهش و آموزش بود. شناخت آثار و محوطه ها تنها با کشف یافته های تازه تحقق نمی یابد؛ دانش باستان شناسی از طریق تجربه میدانی، مستندسازی دقیق شواهد و انتقال روش های علمی به نسل های بعدی استمرار پیدا می کند. فعالیت های میدانی دکتر مجیدزاده، افزون بر دستاوردهای علمی، فرصتی برای آموزش و انتقال تجربه به پژوهشگران جوان فراهم می آورد.
از این رو، میراث او را باید نه تنها در آثار منتشرشده و نتایج کاوش هایش، بلکه در ارزش هایی چون روش مندی علمی و اهمیت تجربه میدانی نیز جست وجو کرد.
امروز پاسداشت نام و یاد دکتر مجیدزاده مستلزم آن است که پژوهش های جیرفت را با جدیت ادامه دهیم، از محوطه های ارزشمند کشور در برابر تخریب حفاظت کنیم و با مطالعه دقیق و همکاری های علمی، شناخت خود را از گذشته این سرزمین گسترش دهیم. این، ادای احترام واقعی به پژوهشگری است که عمر خود را در مسیر شناخت و معرفی میراث باستانی ایران سپری کرد.
به نمایندگی از وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، درگذشت این استاد و پژوهشگر برجسته را به خانواده، شاگردان، همکاران و همه اعضای جامعه باستان شناسی تسلیت می گویم و از درگاه خداوند متعال برای آن زنده یاد رحمت و آرامش ابدی و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت دارم.
بی تردید نام دکتر مجیدزاده در تاریخ باستان شناسی ایران و حافظه علمی و فرهنگی این سرزمین ماندگار خواهد ماند.»
درحال به روزرسانی است...