تنگه هرمز؛ گورستان تجارت جهانی یا کلید پایان جنگ؟

۱۳ بازدید  |  1405/07/28  |  86295923

تهران-یک تحلیلگر اقتصادی راه خروج تنگه هرمز از بحران کنونی را دستیابی به توافقی تضمین شده برای رفع تحریم ها، دسترسی ایران به درآمدهای خود و ترک مخاصمه ای پایدار دانست و تاکید کرد: تنگه هرمز نباید به گورستان تجارت جهانی تبدیل شود بلکه باید کلید پایان دادن به جنگ، محاصره و منطق سلطه باشد.

مشاهده آلبوم تصاویر
تنگه هرمز؛ گورستان تجارت جهانی یا کلید پایان جنگ؟
تنگه هرمز؛ گورستان تجارت جهانی یا کلید پایان جنگ؟

علیرضا عباسی استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل اقتصادی در یادداشت اختصاصی برایایرنابه تحلیل شرایط حاکم بر تنگه هرمز و اثر آن بر اقتصاد و تجارت جهانی پرداخت و نوشت: غرق شدن چند کشتی کانتینری در تنگه هرمز، پس از جنگ نفتکش ها و در شرایط تداوم انسداد این آبراه حیاتی، بار دیگر تنگه هرمز را به مسئله اول جهان تبدیل کرده است.

اکنون تمام دنیا دارد هزینه اقتصادی این جنگ را می پردازد؛ جنگی که آمریکا مسئولیت اصلی آغاز آن را بر عهده دارد.

اهمیت تنگه هرمز نه تنها کاهش نیافته، بلکه بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. جریان نفت و گاز، محصولات پتروشیمی، تجارت کالا، ارتباطات، سفر و پرواز و مهم تر از همه، جریان سرمایه گذاری در پروژه های منطقه، همگی از این بحران آسیب می بینند.

هیچ اقتصاد منطقه ای نمی تواند در شرایطی که امنیت مسیرهای حیاتی تجارت و انرژی به خطر افتاده است، افق روشنی برای توسعه ترسیم کند. این وضعیت تا زمانی که آمریکا به تفاهم نامه اسلام آباد بازنگردد، تحریم ها و محاصره اقتصادی ایران برچیده نشود و توافقی بلندمدت برای ترک مخاصمه، با افق دست کم پنجاه ساله یا نامحدود و ضمانت های اجرایی معتبر، شکل نگیرد، می تواند ادامه یابد.

کسانی که سیاست ایران در قبال تنگه هرمز را نکوهش می کنند، اگر به ابعاد واقعی محاصره اقتصادی، تشدید تحریم ها و توقف تجارت توجه کنند، درمی یابند که مسئله فقط باز ماندن یک آبراه نیست؛ مسئله، ساختن نظمی است که در آن امنیت برای همه باشد، نه امتیازی برای برخی و محرومیتی برای دیگران.

اگر ایران هزینه دردناک محرومیت را می پردازد، جهان نیز نمی تواند خود را از هزینه های این بحران مصون بداند. یا امنیت برای همه، یا برای هیچ کس.

آنچه در این جنگ می بینیم، بازتولید منطق کلاسیک قدرت است؛ همان منطقی که هند را مستعمره کرد، بخش هایی از آفریقا و آمریکای لاتین را به بند کشید و منابع ملت ها را در خدمت قدرت های مسلط قرار داد.

امروز نیز این پرسش مطرح است که آیا هدف، صرفاً تغییر رفتار ایران است یا تسلط بر منابع انرژی آن و تضعیف کشوری که می تواند به قدرتی بزرگ اقتصادی، نظامی و فناورانه در غرب آسیا تبدیل شود.

اما آیا می توان با تکیه بر قدرت نظامی آمریکا، هوش مصنوعی، نفوذ اطلاعاتی و مهندسی روایت ها، موازنه قدرت منطقه را برای همیشه تغییر داد؟ آیا برتری نظامی الزاماً به مشروعیت سیاسی و پذیرش عمومی تبدیل می شود؟ تجربه منطقه نشان داده است که میان قدرت تحمیل شده از بیرون و قدرتی که از ریشه های تاریخی، اجتماعی و جغرافیایی برخوردار است، تفاوتی اساسی وجود دارد. حتی پیمان های رسمی نیز لزوماً به معنای همراهی افکار عمومی نیستند.

ایران سرزمینی با پیشینه تمدنی چند هزار ساله، منابع عظیم طبیعی، سرمایه انسانی و موقعیتی ژئوپلیتیکی کم نظیر است. این ظرفیت ها به معنای مصونیت از آسیب یا تضمین پیروزی در هر تقابلی نیست؛ اما نشان می دهد که نمی توان آینده ایران را صرفاً با محاسبات نظامی و فشار اقتصادی تعیین کرد. هر ایرانی می تواند هسته ای از مقاومت ملی باشد؛ اما قدرت پایدار زمانی شکل می گیرد که این ظرفیت انسانی در خدمت وحدت، تولید و ثروت آفرینی قرار گیرد.

هیچ ایرانی آگاه و برخوردار از احساس مسئولیت ملی نمی تواند نسبت به آینده منابع کشور بی تفاوت باشد؛ آینده ای که در آن نفت جزیره خارک صادر شود، اما دسترسی ایران به درآمد حاصل از منابع خود با محدودیت های خارجی مواجه باشد. مسئله فقط فروش نفت نیست؛ مسئله حق ایران برای دسترسی به درآمدهای خود، توسعه اقتصادی و تصمیم گیری مستقل درباره آینده اش است.

ما در قرن بیست ویکم می خواهیم به قدرتی بزرگ اقتصادی، صنعتی، نظامی و فناورانه در غرب آسیا تبدیل شویم. تحقق این هدف، نه با شعار و نه صرفاً با مقاومت در برابر فشار خارجی، بلکه با رهبری سیاسی کارآمد، وحدت نیروهای سیاسی، بسیج منابع ملی، اصلاح حکمرانی و هدایت سرمایه ها به سمت تولید و نوآوری ممکن است. رفع تحریم ها و پایان محاصره اقتصادی نیز از شروط اساسی آزاد شدن این ظرفیت است.

امروز تنگه هرمز در مرکز این معادله قرار گرفته است. ادامه تقابل، هزینه های سنگینی برای ایران و جهان دارد؛ اما نادیده گرفتن این اهرم راهبردی نیز واقعیت های مناقشه را تغییر نمی دهد.

راه خروج، بازگشت به مذاکره و دستیابی به توافقی است که امنیت متقابل، رفع تحریم ها، دسترسی ایران به درآمدهای خود و ترک مخاصمه ای پایدار را تضمین کند. تنگه هرمز نباید به گورستان تجارت جهانی تبدیل شود؛ باید کلید پایان دادن به جنگ، محاصره و منطق سلطه باشد.

منبع: https://www.irna.ir/news/86295923
باشگاه نخبگان ایرنا نفت تنگه هرمز حذف فیلتر
بازگشت به لیست

مطالب مشابه پیشنهادی