انتشار ۲ داستان از محمود دولت آبادی با صدای پسرش/ بررسی نسبت میان تجربه زیسته و شاعرانگی

۱۰ بازدید  |  1405/07/26  |  86296127

تهران-داستان های «هجرت سلیمان» و «بیابانی» از مجموعه «کارنامه سپنج» محمود دولت آبادی با صدای فرهاد دولت آبادی منتشر می شوند. نسبت میان تجربه زیسته، شاعرانگی و قابلیت اجرایی ترانه در نشست مجموعه ترانه «چهیل» بررسی شد.

مشاهده آلبوم تصاویر
انتشار ۲ داستان از محمود دولت آبادی با صدای پسرش/ بررسی نسبت میان تجربه زیسته و شاعرانگی
انتشار ۲ داستان از محمود دولت آبادی با صدای پسرش/ بررسی نسبت میان تجربه زیسته و شاعرانگی

به گزارش انجمن خرد آورده شده از ایرنا؛از روابط عمومی نشر، داستان های «هجرت سلیمان» و «بیابانی» از مجموعه داستان «کارنامه سپنج» نوشتهمحمود دولت آبادینویسنده مطرح ادبیات معاصر ایران با صدایفرهاد دولت آبادیپسر این نویسنده، در روزهای ۲۶ و ۲۹ مهر ۱۴۰۵ به صورت انحصاری از فیدیبو منتشر می شوند.

«کارنامه سپنج» مجموعه ای داستانی از محمود دولت آبادی است که داستان های آن بین سال های ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۳ نوشته شده اند. این مجموعه با پرداختن به موضوعاتی همچون فقر، بی عدالتی، ظلم، مشکلات زنان و روابط حاکم بر جامعه، بخشی از دغدغه های اجتماعی و جهان داستانی این نویسنده را بازتاب می دهد.

از دیگر داستان های «کارنامه سپنج» می توان به «سفر»، «از خم چنبر»، «آوسنه بابا سبحان»، «با شبیرو»، «عقیل عقیل»، «دیدار با بلوچ»، «روز و شب یوسف» و «گاواربان» اشاره کرد.

انتشار این ۲ اثر، ادامه عرضه نسخه های صوتی مجموعه «کارنامه سپنج» در فیدیبو است؛ مجموعه ای که پیش از این، داستان های «گلدسته ها و سایه ها» و «ادبار و آیینه» از آن با صدایبهنام تشکرو به تهیه کنندگی رادیو گوشه در بهار سال ۱۴۰۱ تولید و از این پلتفرم پخش شده بودند.

ترانه؛ پیوند تجربه زیسته و شاعرانگی در روزگار هوش مصنوعی

به گزارشایرنااز روابط عمومی باغ کتاب، نشست ادبی «منظومه» با موضوع نقد و بررسی مجموعه ترانه «چهیل» اثرسامی تحصیلداری، عصر شنبه ۲۵ مهرماه با حضور این شاعر،مهدی موسویبه عنوان کارشناس مهمان و جمعی از شاعران و علاقه مندان ادبیات، در سروستان باغ کتاب تهران برگزار شد.

در این نشست، موسوی با بررسی ویژگی های مجموعه «چهیل»، به نسبت میان تجربه زیسته، شاعرانگی و قابلیت اجرایی ترانه پرداخت و نقش هوش مصنوعی در آینده شعر و ترانه را مورد توجه قرار داد.

امیرعلی سلیمانی، شاعر و میزبان نشست، در آغاز برنامه با اشاره به پیشینه شعر اجتماعی و جایگاه آن در شکل گیری ترانه معاصر، قطعه ای ازعلی اکبر دهخدارا در رثایمیرزا جهانگیرخان صوراسرافیلخواند و اظهار کرد: ترانه امروز وام دار آثاری است که توانسته اند مسائل اجتماعی و تجربه های انسانی را با نگاهی تازه روایت کنند. این مسیر به شکل گیری گونه های مختلف شعر محاوره و ترانه انجامیده است که امروز هم در قالب کتاب و هم در پیوند با موسیقی عرضه می شوند.

وی با اشاره به انتشار چهارمین مجموعه ترانه سامی تحصیلداری، «چهیل»، این کتاب را فرصتی برای بررسی ترانه به عنوان اثری مکتوب و برخوردار از ظرفیت های ادبی دانست. مجموعه «چهیل» در سال ۱۴۰۳ در نوزدهمین دوره جشنواره بین المللی شعر فجر شایسته تقدیر شناخته شد.

ترانه؛ میان تجربه زیسته شاعر و صدای خواننده

در ادامه،مهدی موسویبا اشاره به آشنایی دیرینه خود با آثار تحصیلداری، درباره جایگاه ترانه در ادبیات معاصر و ضرورت ثبت و انتشار آثار ادبی سخن گفت. وی با طرح این پرسش که در عصر گسترش هوش مصنوعی چه ضرورتی برای نوشتن و انتشار آثار وجود دارد، بر اهمیت تجربه زیسته، مشاهده و نقش متمایز انسان در آفرینش ادبی تأکید کرد.

این شاعر و منتقد با بررسی ویژگی های ترانه های تحصیلداری، مؤلفه هایی همچون حفظ شاعرانگی در کنار رعایت ضرب آهنگ و اقتضائات موسیقایی، توجه به روایت و بازتاب تجربه های انسانی را از ویژگی های آثار او برشمرد.

موسوی با اشاره به دشواری ایجاد تعادل میان ظرفیت های ادبی شعر و قابلیت اجرای موسیقایی ترانه، اظهار کرد: ترانه سرا باید بتواند در کنار حفظ ویژگی های شخصی و تجربه زیسته خود، به صدای خواننده و اقتضائات اجرای اثر نیز توجه داشته باشد. در آثار تحصیلداری، تلاشی برای برقراری تعادل میان این دو وجه دیده می شود.

وی همچنین با بررسی نمونه هایی از ترانه های «چهیل»، به شیوه روایت پردازی، استفاده از تکنیک های آشنایی زدایی و بازنمایی موضوعاتی همچون فراق و جدایی پرداخت. به گفته او، بازتاب این مفاهیم در ترانه معاصر، متأثر از تغییر شکل روابط انسانی و تحولات ارتباطی، از بیان صرف گلایه فراتر رفته و به بازنگری در تجربه های فردی و عاطفی نزدیک شده است.

چاپ ترانه؛ ضرورتی برای استقلال اثر ادبی

بخش دیگری از سخنان موسوی به تأثیر هوش مصنوعی بر آینده شعر و موسیقی اختصاص داشت. وی با اشاره به پیشرفت فناوری در حوزه تولید و تنظیم موسیقی، بر اهمیت حفظ مسیر مستقل شعر و ترانه تأکید کرد و تجربه زیسته و لایه های ناخودآگاه انسانی را از وجوه متمایز آفرینش ترانه دانست.

او همچنین با اشاره به شیوه نگارش و رسم الخط ترانه های مجموعه «چهیل»، پرهیز از اعراب گذاری غیرضروری را از ویژگی های بصری این اثر برشمرد.

در ادامه نشست، موسوی بخشی از شعر خود را برای حاضران خواند و شاعران حاضر نیز به شعرخوانی پرداختند. در بخش پایانی، بر اهمیت انتشار ترانه در قالب کتاب و امکان مواجهه مستقل مخاطب با آن، فارغ از اجرا و موسیقی، تأکید شد؛ موضوعی که ضرورت برخورداری ترانه از ظرفیت های ادبی و قابلیت خوانش به عنوان یک اثر مکتوب را برجسته می کند.

در پایان، سامی تحصیلداری ضمن قدردانی از حاضران و برگزارکنندگان، به طور ویژه از همسر خود تشکر کرد و قطعه ای از مجموعه «چهیل» را برای حاضران خواند. امضای تابلوی یادگاری با تصویر کتاب «چهیل» نیز پایان بخش این نشست بود.

نشست های ادبی «منظومه» با میزبانی امیرعلی سلیمانی، با هدف فراهم کردن فضایی برای گفت وگو، نقد و بررسی آثار ادبی و تعامل میان شاعران و علاقه مندان به شعر، عصرهای شنبه در باغ کتاب تهران برگزار می شود.

روایت نقش بهمن بیگی در تحول آموزش و زندگی کودکان عشایر

سخنرانان نشست نقد و بررسی کتاب «بخارای من، ایل من» در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، با مرور تجربه های آموزشی محمد بهمن بیگی و ویژگی های آثار او، به نقش این نویسنده و بنیان گذار آموزش وپرورش عشایری ایران در پرورش استعدادهای کودکان عشایر و ثبت فرهنگ و زندگی ایلی پرداختند.

به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، پنجاه ونهمین نشست «صد کتاب ماندگار قرن»، یکشنبه ۲۶ مهرماه ۱۴۰۵ در مرکز همایش های بین المللی این سازمان برگزار شد. در این نشست،اسفندیار معتمدی، پژوهشگر تاریخ آموزش وپرورش وامرالله فرهادی آردکپان، طراح گرافیک و مدرس دانشگاه، درباره کتاب «بخارای من، ایل من» سخن گفتند واحسان الله شکراللهی، رئیس اندیشگاه فرهنگی سازمان، دبیری برنامه را بر عهده داشت.

شکراللهی در آغاز نشست، با اشاره به جایگاه بهمن بیگی در آموزش عشایری گفت: «او خود زاده و پرورده ایل قشقایی بود و تجربه تحصیل در محیط های گوناگون، از دارالفنون تا دانشگاه تهران را داشت.»

وی با اشاره به زمینه های علاقه مندی این نویسنده به نوشتن افزود: «آشنایی با مهدی حمیدی شیرازی، معلم انشایش، به دوستی و تشویق او به نویسندگی انجامید و سرانجام برای مجموعه شعر استادش، با عنوان اشک معشوق، مقدمه نوشت. او فرصت شغلی مناسبی در بانک ملی به دست آورد، اما پس از دو سال آن را رها کرد و نوشت که اعداد و ارقام با همه خشکی و تلخی شان نتوانستند قدرت نویسندگی را از او بگیرند.»

وی ادامه داد: «بازگشت او به ایل، در عنوان کتابش نیز بازتاب یافته است؛ بهمن بیگی با الهام از شعر رودکی، ایل را بخارای خود می خواند و از پیوند عمیقش با زادگاه و زندگی ایلی سخن می گوید.»

در ادامه، اسفندیار معتمدی، پژوهشگر تاریخ آموزش و پرورش، با اشاره به آشنایی خود با یکی از شاگردان بهمن بیگی گفت: «توانایی او در فعالیت های علمی و ارتباط با دیگران، مرا علاقه مند کرد که بهمن بیگی و شیوه معلمی او را از نزدیک بشناسم. در بازدید از مدارس عشایری شیراز، توانایی علمی، سرعت عمل و ادب دانش آموزان برایم بسیار جالب و به یادماندنی بود.»

وی با یادآوری اجرای آزمایش تجزیه آب به دست یکی از دانش آموزان بیان کرد: «دست های این بچه ها خوب کار می کرد و بیش از دست ها، ذهنشان فعال بود. در کلاس تاریخ نیز دانش آموزان درباره عباس میرزا و ضرورت بهره گیری از دانش جدید توضیح می دادند. آنچه از آموزش وپرورش انتظار داشتیم، از تفکر و کار عملی تا توانایی برقراری ارتباط، در آنجا دیدم.»

این پژوهشگر با اشاره به تدوین زندگی نامه معلمان اثرگذار ایران در مجموعه ای شش جلدی گفت: «چهره هایی چون رشدیه، باغچه بان، خزائلی و بهمن بیگی، آثار ماندگاری در آموزش کشور برجای گذاشته اند.»

وی تاکید کرد: «هنوز کسانی هستند که با همه وجود برای آموزش فرزندان این سرزمین کار می کنند و دیدن تلاش آنان، امید به آینده کشور را زنده نگه می دارد.»

امرالله فرهادی آردکپان، طراح گرافیک و مدرس دانشگاه، نیز با مرور تجربه تحصیل خود در مدارس عشایری اظهار کرد: «مکتب بهمن بیگی، مکتب انسان ساز بود. تحصیل را در مدرسه ای سیار و زیر چادر آغاز کردم و پس از پایان دوره ابتدایی، یکی از چهل دانش آموزی بودم که در آزمون پذیرش دانش آموزان عشایری در شیراز پذیرفته شدند و زمینه شکل گیری دبیرستان عشایری شیراز با حضور آنان فراهم شد.»

وی با تشریح امکانات این دبیرستان گفت: «دانش آموزان به صورت شبانه روزی تحصیل می کردند و در کنار آزمایشگاه ها و آموزش های فنی، امکان فعالیت در زمینه تئاتر، موسیقی، نقاشی، عکاسی و فیلم برداری نیز وجود داشت.»

فرهادی آردکپان افزود: «در بازدیدهای مهمانان از دبیرستان، عکاسی می کردیم و پیش از پایان بازدید، عکس ها را ظاهر و چاپ می کردیم و در قالب آلبوم به آنان می دادیم. توجه بهمن بیگی به توانایی های هنری من و پیگیری او، زمینه ورودم به دانشکده هنرهای تزیینی و سپس فعالیت در طراحی گرافیک و تدریس را فراهم کرد.»

این مدرس دانشگاه با اشاره به توانایی بهمن بیگی در جلب حمایت برای گسترش آموزش بیان کرد: «او ارتباطات و موقعیت اجتماعی خود را برای فراهم کردن فرصت تحصیل کودکان عشایر به کار می گرفت. فعالیت هایش نیز به تأسیس دانشسرا و دبیرستان محدود نبود و آموزش های فنی وحرفه ای، قالی بافی، امکانات ورزشی و کتابخانه و سینمای سیار را در بر می گرفت. خواندن آثاری چون بوستان، گلستان، حافظ و کلیله ودمنه نیز بخشی از تربیت دانش آموزان در این مکتب بود.»

فرهادی آردکپان در پایان، با اشاره به طراحی نوشتار نام محمد بهمن بیگی بر سنگ مزار او و همکاری در آماده سازی آثارش گفت: «آرشیوی غنی از عکس ها و فیلم های مرتبط با آموزش عشایری در اختیار دارم و وعده داده ام مجموعه ای از آن را به کتابخانه ملی ایران اهدا کنم.»

وی افزود: «اگر بهمن بیگی نبود، امروز من در خدمت شما نبودم؛ مسیر تحصیل و فعالیت هنری من با فرصت هایی شکل گرفت که او برای کودکان ایل فراهم کرد.»

در پایان نشست، کلیپی از زندگی و آثار محمد بهمن بیگی پخش شد و حاضران به پرسش و پاسخ پیرامون این اثر پرداختند.

زیارت و مقوله بدن مندی؛ پژوهشی بر مبنای روایت عراقی ها از آیین پیاده روی اربعین

نویسنده کتاب «روایت زیارت؛ مطالعه مردم شناختی آیین زیارت اربعین» گفت: زیارت اگرچه در نگاه اول امری متعالی و روحانی به نظر می رسد، اما بدون بدن معنا ندارد. اگر بدن مندی را تبیین نکنیم، زیارت اربعین را نخواهیم فهمید. فهم تجربه قدسی با بدن همراه است.

به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل خانه کتاب و ادبیات ایران، نشست «با قافله قلم از پیاده روی تا اندیشه ورزی؛ خوانش تحلیلی متون اربعین پژوهی» با معرفی و بررسی کتاب «روایت زیارت؛ مطالعه مردم شناختی آیین زیارت اربعین» نوشته زهرا زارع یکشنبه (۲۶ مهر ۱۴۰۵) در سرای اهل قلم برگزار شد. در این نشست محمدرضا خوش رو؛ دبیر شورای علمی ستاد فرهنگی اربعین و زهرا زارع؛ عضو هیئت علمی پژوهشکده مردم شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و محمود دامغانی؛ معاون بین الملل بنیاد جهانی خورشید ولایت و مدیر انتشارات نیکتاب (به عنوان دبیر) حضور داشتند. «روایت زیارت؛ مطالعه مردم شناختی آیین زیارت اربعین» در یازدهمین جایزه جهانی اربعین، عنوان اثر برگزیده را به خود اختصاص داد.

زارع در این نشست گفت: نوشتن «روایت زیارت» برای من یک نذر فرهنگی بود. خرداد سال ۱۴۰۰ پس از دریافت نتایج آزمایش ها، پزشکان به من اعلام کردند سرطان در مناطق مختلف بدنم و از جمله کبد به شدت پیشرفته شده است. جراحی با شرایط جسمی من ممکن نبود و شیمی درمانی نیز دیگر پاسخ نمی داد. متاستاز کارسینوما سرطانی کشنده است که به فاصله کوتاهی پس از کبد، ریه، مغز و قلب را درگیر می کند. فرصت زیادی برای حیات من باقی نمانده بود.

وی افزود: پزشکان به همسرم گفتند امیدی وجود ندارد و بهتر است مرا به منزل ببرند. مدارک پزشکی را به تیم های مختلف در داخل کشور، تیم کبدی شیراز و تیم هایی در استرالیا و کشورهای دیگر ارائه کردیم و همه به اتفاق اعلام کردند برداشتن تومور از کبد ممکن نیست؛ چون تومور در وسط شریان های اصلی کبد قرار دارد، عمل جراحی دست کم ۱۲ تا ۱۳ ساعت طول می کشد و بدن من توان تحمل آن را ندارد. به منزل بازگشتم؛ در حالی که بدنم بسیار ضعیف بود و حتی با ویلچر به سختی برای آزمایش به بیمارستان می رفتم.

زارع درباره تصمیم خود برای سفر اربعین توضیح داد: در آخرین مشورت، از پزشک پرسیدم چقدر زمان دارم. ایشان گفتند اگر صادقانه صحبت کنند، امیدی به خروج من از مطب و رسیدنم به منزل ندارند. در همان لحظه مهریه ام را به همسرم بخشیدم و تنها یک خواهش از او داشتم: یک بار دیگر سفر اربعین را تجربه کنم. این سفر تقریباً یک ماه پیش از اربعین محقق شد. پزشک به همسرم گفته بود بردن من در آن وضعیت با سیستم ایمنی بسیار پایین، به معنای بازنگشتن است؛ اما با این پیش فرض که ممکن است در این مسیر بازگشتی نباشد، سفر را به جان و دل خریدیم.

وی درباره تجربه این سفر ادامه داد: بیماری که با ویلچر جابه جا می شد، رفت و برگشت این مسیر را تحمل کرد. قرار بود از نجف با ماشین برویم. پس از گذشتن از دو سوم راه احساس کردم کسی از من می خواهد راه را خودم بروم. از همسرم خواهش کردم چند قدم پیاده راه برویم. در نهایت با پای خود تا حرم اباعبدالله الحسین (ع) رفتیم. همان جا نذر کردم. از امام حسین (ع) خواستم که من فقیر و بی چیز، چیزی برای نثار ندارم، اما قلمی دارم که همه دار و ندار من است. از ایشان خواستم این توفیق را به من بدهند که در فضای اربعین با قلمم خدمت کنم.

زارع درباره تغییر مسیر درمانش پس از بازگشت از سفر اربعین شرح داد: تیمی در بیمارستان مسیح دانشوری خود درخواست کرد این عمل را با همه ریسکش انجام دهد. این درمان انجام شد. از سال ۱۴۰۱ تا سال ۱۴۰۳، سه سال کار میدانی این کتاب ادامه یافت. در این سه سال، هر بار به مدت ۱۰ تا ۱۲ روز در میدان اربعین حضور داشتم و مطالعه مردم شناختی این آیین را پیش بردم.

پاسخ علمی به شبهات اربعین

زارع درباره انگیزه علمی خود از نگارش «روایت زیارت» گفت: هیات داوران جایزه جهانی اربعین رویکرد کاملاً علمی این کتاب را ارج نهادند. نام «روایت زیارت» ممکن است این تصور را ایجاد کند که مخاطب با یک گزارش سفر روبه روست؛ اما در آن کوشیدم تا شبهات موجود درباره اربعین را با زبان علمی پاسخ دهم. در فضای آکادمیک ساعت ها با استادان مختلف جامعه شناسی و انسان شناسی گفت وگو می کردم. برخی از آنها خود تجربه زیارت اربعین را داشتند، اما می گفتند آنچه در اربعین رخ می دهد برایشان قابل فهم نیست؛ اینکه انسان ها این گونه خالصانه از همه چیز می گذرند و کسی خانه و زندگی و همسر و فرزندش را به خدمت می گیرد تا از زائران امام حسین پذیرایی کند، با هیچ یک از قواعد جامعه شناسی مطابقت نمی کند. تبلیغات رسانه ای نیز همواره می کوشد فروغ اربعین را خدشه دار کند. این ها بر آنم داشت که پاسخی علمی به آنچه در اربعین رخ می دهد، بدهم.

وی درباره دشواری کار میدانی این پژوهش توضیح داد: عزیزان مشرف شده به این آیین، می دانند پیاده روی مستمر در گرمای ۵۰ درجه برای یک خانم با پوشش و محدودیت های فیزیولوژیکی، کار دشواری است. با یکی از استادان دانشگاه علامه صحبت می کردم. ایشان گفتند سال گذشته تیمی ۱۰ نفره از استادان و دانشجویان دکتری جامعه شناسی برای این کار رفتند و کار را تمام نکردند. چگونه می توانید تنهایی این کار را انجام دهید؟ حق با ایشان بود. اربعین حقیقتی چندوجهی با اضلاع بسیار گسترده است و مطالعه آن طرحی عظیم و همه عمر است.

تمرکز روایت بر میزبان عراقی

زارع در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به این نکته که «روایت زیارت» حول محور کنشگران عراقی نگاشته شده و اربعین را از زاویه دید خادمان گزارش کرده است، گفت: کتاب بر مدار مصاحبه های بسیار مفصلی تدوین شده که برخی از آنها تا دو یا سه ساعت طول کشید. در موکب های عراقی، ایرانی و بین المللی حضور مستقیم داشتم و با آنها گفت وگو کردم. می خواستم نگاهشان به این کنشگری دینی را به تصویر بکشم و تجربه زیسته شان را دریابم؛ چون در انسان شناسی زیارت، فهم تجربه زیسته کنشگران می تواند منشا اثر باشد.

وی افزود: کوشیدم در عین توصیف عمیق آیین ها و مناسک، تفسیر علمی نیز ارائه کنم. در انسان شناسی زیارت، این مقوله مطرح است: زیارت اگرچه در نگاه اول امری متعالی و روحانی به نظر می رسد، اما بدون بدن معنا ندارد. بدن مندی در زیارت یکی از مقولات بسیار مهم است. اگر بدن مندی را تبیین نکنیم، زیارت اربعین را نخواهیم فهمید. تاولی که بر پای زائران اربعینی می نشیند، این سفر را از سایر سفرهای زیارتی به کربلا متمایز می کند؛ چون فهم تجربه قدسی با بدن همراه است.

زارع ادامه داد: زائران بر اساس تجربه زیسته خود در این مصاحبه ها می کوشند آن اتفاق قدسی را بازآفرینی کنند. لحظه به لحظه، تجربه امر قدسی در آنها رخ می دهد. بر اساس مقولاتی که دیوید ساتن مطرح کرده است، این مقاله را نگارش کردم و به مفهوم خوراک آیینی پرداختم. در همه آیین ها و زیارت ها، خوراک آیینی یکی از ارکان است. در مسیحیت نیز عشای ربانی بدون خوراک آیینی اهمیت مناسکی ندارد. خوراک آیینی زاویه ای از تجربه امر قدسی است. هم کسی که غذا را به زائر تقدیم می کند و هم زائری که آن را می خورد، هر دو تجربه امر قدسی را می چشند.

وی با اشاره به واکنش یکی از همکارانش به این کتاب گفت: پیش از سفر یکی از همکاران که باور چندانی به مقوله اربعین نداشت، با لحنی تمسخرآمیز گفت این سفری که می روید قبول باشد، اما این یک فستیوال غذاست و من چیزی بیش از این در این آیین نمی بینم. پس از سفر، مقاله ای به زبان انگلیسی برای همایشی تدوین کردم. پیش از ارسال، آن را برای همین همکار فرستادم و خواستم آن را نقد کند. وی پس از مطالعه گفت حق با شما بود؛ من تصور می کردم آنچه در رسانه ها از پذیرایی های گسترده می بینیم، همین است، اما اکنون فهمیدم و بابت آن عبارت سخیف عذرخواهی می کنم.

ناآشنایی زائران ایرانی با فرهنگ عراق

زارع با اشاره به ناآشنایی زائران ایرانی با فرهنگ عراق گفت: در بخشی از کتاب کوشیدم با نگاهی تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی، تصویری از عراق و فضای فرهنگی این کشور ارائه دهیم تا مخاطبان با آداب، رسوم و پوشش مردم عراق آشنا شوند. در اغلب مصاحبه ها این نکته برای ما رخ داد که زائران ایرانی آشنایی چندانی با فرهنگ مردم عراق ندارند. احساس کردم لازم است برای این مقوله پرونده جداگانه ای باز شود و کارهای فرهنگی بیش از پیش ارتقا یابد. در کمیته فرهنگی و آموزشی اربعین کارهای ارجمندی انجام شده و انجام خواهد شد، اما ما هنوز در ابتدای راه هستیم.

وی درباره سامانه ای که برای گردآوری داده های این کتاب طراحی شده بود، افزود: سامانه ای برای این کار طراحی کردیم که نزدیک به ۱۷ هزار نفر در آن حضور یافتند و پاسخ مکتوب دادند. دوستانی که مطالعات جامعه شناسی و انسان شناسی دارند می دانند این رقم قابل توجهی است؛ چون در پژوهش های کیفی، معمولاً با ۱۸ تا ۲۰ مصاحبه و در پروژه های ملی با ۴۰ تا ۵۰ مصاحبه عمیق کار پیش می رود. سال اول حدود ۸۰۰ نفر از زائران، موکب داران و مسئولان در این سامانه حاضر شدند و به پرسشنامه مفصلی با ۲۷ پرسش پاسخ دادند. قرار بود تحلیل تماتیک این پاسخ ها اساس کار قرار گیرد.

زارع اضافه کرد: در جریان جنگ ۱۲ روزه، چون همسرم خارج از کشور بود نتوانستیم هزینه سایت را بپردازیم. پس از جنگ متوجه شدیم تمام داده های سامانه از میان رفته است. دو سال زحمت بر باد رفت و تنها یک نسخه پشتیبان بسیار ابتدایی از آن داشتیم. به همسرم گفتم دیگر توان ادامه ندارم. به حضرت ام البنین (س) توسل کردم و از ایشان خواستم کمک کنند، چون دستم تهی بود. پیش تر آدرس سامانه را به دوستان در ستاد اربعین داده و خواسته بودم آن را در اختیار دیگران قرار دهند، اما این کار انجام نشده بود. به عنایت حضرت ام البنین همان شب سامانه روی سایت سما رفت و فردای آن روز با جامعه ای ۱۶ تا ۱۷ هزار نفری از سراسر ایران روبه رو شدیم. اکنون کتابخانه ای بسیار غنی در اختیار داریم. با افتخار این کتابخانه ارزشمند را رایگان و با مشاوره در اختیار همه دانشجویان ارشد و دکتری که بخواهند در حوزه اربعین پژوهی کار کنند، خواهیم گذاشت.

تجربه امر قدسی؛ قلب کتاب «روایت زیارت» است

زارع بخش «تجربه امر قدسی» را قلب کتاب دانست و گفت: زیارت امری قدسی است. کوشیدم از منظر دین شناسان بزرگی چون رودلف اتو، ترنر و گیرتز توضیح دهیم تجربه امر قدسی چگونه و در چه بستری اتفاق می افتد و کنشگران این آیین چگونه این آیین را با امر قدسی پیوند می دهند. در اربعین، همه عناصر آینه ای هستند. حتی پیکسل هایی که ظاهراً حمل می شوند و کوله پشتی که همراه زائر است، تبیین انسان شناسانه دارد و تنها کارکرد عبادی یا زیارتی ندارد. اربعین به عنوان یک متن زنده فرهنگی، بیان فرهنگی و سیاسی نیز در خود دارد و در سال های اخیر به شدت مورد توجه قرار گرفته است.

وی درباره آنچه اربعین را از سایر پیاده روی های معاصر متمایز می کند، گفت: به نظر می رسد کنشگران آیینی در فضای اربعین، اتوپیا و مدینه فاضله را تصویر می کنند. یکی از جامعه شناسان بزرگ کشور به من می گفت نمی توانم بفهمم کسی همه چیزش را به رایگان برای زائر اختصاص دهد؛ این که عراقی ها منزل خود را تخلیه می کنند و ده روز از زائران پذیرایی می کنند، لباس زائر را می شویند و پای او را ماساژ می دهند، با نظریات مبادله قابل تبیین نیست. در مبادله، بده و بستان وجود دارد، اما آنجا بده و بستانی اتفاق نمی افتد. فرهنگ ایثار و گوی سبقت ربودن از یکدیگر برای خدمت به زائر جاری است، چون کنشگر عراقی معتقد است با خدمت به زائر، ثواب زیارت می برد و با آن امر قدسی ارتباط برقرار می کند.

زارع درباره تم های اصلی به دست آمده از مصاحبه های این پژوهش اشاره کرد: از مصاحبه ها چند تم اصلی به دست آمد. یکی فهم امر قدسی بود که تقریباً همه کنش های آیینی را می توان بر مدار آن تعریف کرد. دیگری فرهنگ ایثار است. اربعین گفتمانی و هویتی ایجاد کرده که در سال های اخیر قابل توجه است. در گفتمان هویت اربعینی، دین و مسلک و زبان اهمیت ندارد و تنها این مهم است که فرد زائر امام حسین (ع) است. شیعه یا سنی بودن، ایرانی یا پاکستانی بودن، فارس یا ترک زبان بودن تفاوتی ایجاد نمی کند. این هویت تازه سبب می شود خادم همه دارایی خود را در طبق اخلاص قرار دهد.

وی درباره تعلیق عقلانیت ابزاری به عنوان یکی دیگر از عوامل مهم گفت: تجربه امر قدسی، به تعبیر دین شناسان، امری فراعقلانی است. فراعقلانی به معنای ضدعقلانی نیست، بلکه به معنای امری است که ورای عقلانیت ابزاری قرار می گیرد. در عالم اندیشه، دو مفهوم intellect و reason وجود دارد که گاهی با یکدیگر اشتباه می شوند. هربرت مارکوزه در نقد سرمایه داری و صنعت فرهنگ، عقلانیت ابزاری را به شدت نقد می کند. او معتقد است صنعت فرهنگ در روزگار مدرن سبب شده عقل شهودی که بشر از ابتدای عالم بر مبنای آن کار می کرده، به کنار نهاده شود. آنچه در اربعین دیده می شود intellect است و نه reason. بسیاری از شبهاتی که درباره اربعین مطرح می شود نیز ناظر به همین عقلانیت ابزاری است. اگر این بحث برای مخاطب باز شود، جایی برای شبهه باقی نمی ماند.

لزوم ترجمه «روایت زیارت» برای اندیشکده های جهانی

محمدرضا خوش رو نیز در این نشست گفت: مدت ها چشم به راه انتشار این کتاب بودیم و از تلاش های خانم زارع در این مسیر خبر داشتیم. نگارش و انتشار کتاب سه یا چهار سال وقت گرفته است؛ شاید به نظر برسد برای رویدادی با این اهمیت که باید ثبت و ماندگار شود، این کار کمی دیر شروع شد. تصور من این است که این کار باید به دیگر زبان های بین المللی ترجمه شود و در اختیار پژوهشگران و اندیشکده های دیگر کشورها قرار گیرد تا این رویداد را بهتر بشناسند.

وی افزود: کشورها و جوامع به برگزاری مناسک جمعی نیاز دارند. بخشی از نیازهای انسان در خلوت خود ارضا می شود، اما از منظر جامعه شناختی و نگاه های کلان راهبردی، حضور مردم در کنار یکدیگر برای دنبال کردن هدفی جدی تر انرژی ایجاد می کند. اربعین اگرچه تاریخچه مفصلی دارد، اما در عصر حاضر پدیده متفاوتی را به جهانیان عرضه کرده است؛ رویدادی که نظم نوینی را که در انتهای عقلانیت ابزاری طراحی شده، به هم می ریزد.

خوش رو با اشاره به نمونه ای از بازتاب جهانی اربعین گفت: در نمایشگاهی در لهستان، دوستان ما در کمیته فرهنگی عکس هایی را روی دیوار نصب کرده بودند. در حاشیه همایشی که برگزار می شد، خانمی در لابی این عکس ها را نگاه می کرد و می گریست. از وی پرسیدند چه نسبتی با این موضوع دارد. وی گفت استاد دانشگاه است و برای همایش به اینجا آمده، این تصاویر را دیده و متأثر شده است. اطلاعات خواست و برای او درباره عکس ها و اربعین توضیح دادند. دوباره گریست و گفت از خودش پشیمان است که چرا چنین اتفاقی در گوشه ای از جهان رخ می دهد و وی از آن بی خبر است. این خانم می گفت: حدود ۱۴۰۰ سال از شهادت یک فرد گذشته و هم چنان مراسمی با این شمار کنشگر میدانی و این سفره های عظیم برگزار می شود. این فرد قطعاً فرد خاصی بوده است که من او را نمی شناسم و مسئولیت اجتماعی خودم را در قبال این رویداد انجام نداده ام.

دبیر شورای علمی ستاد فرهنگی اربعین ادامه داد: در روایات ما آمده است که در آخرالزمان، مردم جهان امام زمان (عج) را به واسطه امام حسین (ع) می شناسند. یکی از تحلیل ها این است که مراسم اربعین سبب شناساندن امام حسین (ع) می شود. واکنش آن استاد دانشگاه نشان می دهد این مسیر کار خود را انجام می دهد. اربعین رویدادی است که می تواند از سانسور رسانه های رسمی و عمومی جهان نیز بگریزد. رسانه های عمومی جهان یا این رویداد را نمی بینند، یا آن را تقلیل می دهند، یا تحریف می کنند. برخی می گویند سپاه پاسداران در خاک عراق مانوری به نام مراسم اربعین برگزار می کند و برخی نسبت های اهل بیت (ع) را تحریف می کنند تا اختلاف منتشر شود. این نوع بازنمایی، رسالت ما را سنگین تر می کند تا با همین جنس ادبیات و پژوهش و کتاب، این بایکوت را بشکنیم.

تمرکز بر میزبان عراقی، از نقاط قوت کتاب است

خوش رو درباره نقاط قوت کتاب گفت: بخش قابل توجهی از پژوهش مصور است و کتاب های این گونه مورد پسند مخاطب قرار می گیرند. تمرکز بر زاویه دید میزبان، از بخش های ارزشمند کتاب است. یکی از توجه های جدی رهبر شهید انقلاب در موضوع اربعین همواره این بود که میزبانی عراقی ها را از آنان نگیریم و اگر کشور همسایه ای کمک می کند، عراقی بودن مراسم حفظ شود. سیاست ما نیز همواره این بوده است که موکب های ایرانی به کمک موکب های عراقی بروند. در این پژوهش کوشش شده تا میزبانی عراق حفظ و این بازنمایی ارائه شود که ما زائر ایرانی هستیم و برگزارکننده نیستیم.

وی اضافه کرد: پشتوانه نظری منسجمی با توجه به تخصص خانم زارع در حوزه مردم شناسی و انسان شناسی نمادین و پدیدارشناسی در این کتاب دیده می شود. پدیدارشناسی از جمله رویکردهایی است که در نظریه پردازی موضوعات معنوی کمتر به آن توجه کرده ایم. پدیده نوینی مانند اربعین فعلی نیازمند پدیدارشناسی است. توجه نوآورانه به مردم شناسی حسی نیز از نقاط قوت آن است؛ پرداختن به طعم اطعام نذری ها، صداها، لمس کردن، خستگی جسمانی و رنجی که در متون داده ها از آن به عنوان رنج قدسی یاد شده است، همراه با جزئی نگری به اشیا و نمادها مانند کوله پشتی، پیشانی بند، پرچم و دستمال هایی که کودکان در مسیر به زائران می دهند.

خوش رو در پایان گفت: اگر بخواهیم وجه علمی کار را حفظ کنیم، ارائه اطلاعات آماری مشخص تر از روش نمونه گیری هدفمند و تمرکز جغرافیایی پرسشگری ها ضروری است. احساسی بودن پژوهش نیز هم نقطه قوت است و هم نیازمند مراقبت؛ تأثیر احساسات پژوهشگر بر کیفیت کار، نکته ای است که باید در پژوهش های بعدی به آن توجه شود.

منبع: https://www.irna.ir/news/86296127
باغ کتاب تهران ترانه سرا محمود دولت آبادی حذف فیلتر
بازگشت به لیست