برای تحمیل جنگ بر ایران نیاز به جعل تاریخ نیست

۷ بازدید  |  1405/07/21  | 

یک باستان شناس در واکنش به اظهارات وزیر امور خارجه امریکا علیه ایران، با این تاکید که «برای تحمیل جنگ بر ما نیاز به جعل تاریخ نیست» گفت: در ساحت پژوهش­ های تاریخی، غربیان همیشه تلاش کردند روایتی باژگون از این ماجرا بیان کنند. آن­چنان­که لشکرکشی اسکندر و به آتش کشیده شدن تخت­ جمشید در سال را یا انکار کردند یا در انتقام به ویرانی آکروپولیس شمردند. کوشیدند از خوی وحشی و تمدن­ ستیز او سپیدشویی کنند.

مشاهده آلبوم تصاویر
برای تحمیل جنگ بر ایران نیاز به جعل تاریخ نیست
برای تحمیل جنگ بر ایران نیاز به جعل تاریخ نیست

یک باستان‌شناس:

به گزارش انجمن خرد آورده شده از ایسنا؛نوروز رجبی، باستان­ شناسدر نوشتاری با عنوان "روایت جعلی جنگ­ افروزان از مدارک تاریخی و باستان شناسی: «و اکنون بار دیگر جنگ در جریان است» "، تحلیلی از آنچه مارکو روبیو وزیر امور خارجه آمریکا در یونان علیه ایران گفته است، ارائه کرد و نوشت: «مارکو روبیو، وزیر خارجۀ امریکا در تازه­ ترین سخنانش در آکروپولیس یونان - یکی از مراکز مهم آیینی و تاریخی و تمدنی جهان - با بهره­ گیری از مشاورینی تاریخ­ خوان، جامعه­ شناس و فلسفه­ خوان، در روایتی بلند، ادبی، عمیق و حماسی اما پرمغالطه و دست کاری شده سخن از دشمنی تاریخی غرب با ایران گفت و آشکارا روایت تجاوز به ایران را به ساحت جنگ تمدنی بر کشید تا هم حدود کار دولت آمریکا را برجسته و تبیین کند و هم در یکدستی بیشتر هم­ پیمانان غربی­ شان بکوشد و پای آنها را بیش از پیش به جنگ­ های آینده بکشاند.

به ­احتمال او، به زودی به رم خواهد رفت و در کنار ستون تراژان، کلوزئوم یا تاق کنستانتین، این­ بار هم سفسطه­ گرایانه، روایت دست کاری شده و نادرست دیگری از تاریخ را بیان می­ کند. باید توجه کرد گویندۀ این سخنان یک پژوهشگر، اندیشمند یا حتی کارگزار معمولی دولت آمریکا نیست. وزیر خارجه­ ای است که در تصمیم گیری های کلان و رهبری تجاوز و سلطه نقش مستقیم دارد و تلاش دارد خود را در قامت رئیس­ جمهور آینده معرفی کند. بنابراین هم باید آن را جدی گرفت و هم چشم امید طرد و رد او یا جریان فکری منحط و زیان­ بارش برای جهان و بشریت از سوی جامعۀ غربی را چون مبتنی بر واقعیت نیست، باید بست. فریفتن افکار عمومی و گسترش جنگ، درست مأموریت سیاسی اوست. وانگهی در معنا، دشمن اصیل غربیان همین جنگ­ افروزان هستند که از سخن و عملشان نفرت و آوارگی و تباهی می­ آید. بر این روایت نفرت­ انگیز و دروغین، از چشم تاریخ، چند گذاره را باید در نظر گرفت:

۱. روایت روبیو در اکروپولیس برای اهل دانش به­ ویژه تاریخ سیاسی، تازگی ندارد و بازگوکردن یک کلان­ روایت غربی است که از دوران باستان طرفدارانی داشت اما شمار مخالفان آن همیشه بیشتر بود.

۲. به روایت هرودت یونانی، در سال ۴۹۸ پیش از میلاد و در زمان حکومت داریوش­ شاه (۵۲۲ تا ۴۸۶ پیش از میلاد)، آتنی­ ها به شهر سارد که مرکز مهم ترین ساتراپی (ایالت) پارسی در آناتولی بود لشکر کشیدند و بخش زیادی از این شهر را ویران کردند و سوزاندند. سپاه ایرانی به فرمانده آرتافرنه برادر شاه و حاکم سارد، حملۀ آنان را دفع و از آناتولی و جزایر ایونی در کرانۀ دریای اژه بیرون­شان راند. آنگاه که خبر این تجاوز به گوش داریوش­ شاه در تختگاه شوش رسید، سوگند یاد کرد که این اقدام را بی­ پاسخ نگذارد و چنین شد. داریوش شش­ سال پس از آن، در سال ۴۹۲ پیش از میلاد به یونان و آتن لشکرکشی کرد، اما به دلایلی نتوانست آنچه را می خواست به سرانجام برساند و به ایران بازگشت.

۳. خشایارشاه (۴۸۶ تا ۴۶۵ پیش از میلاد) چهارمین پادشاه پارسی و فرزند بزرگ داریوش است، برجسته­ ترین اقدامش به سرانجام­ رساندن اقدام پدر در لشکرکشی به یونان و مجازات آتنیان به سال ۴۸۰ پیش از میلاد بود. با شکست یونان و گشودن آتن، تا سال­ ها قلمرو ایران از شر فتنه­ انگیزی و دخالت یونانیان در امور ایران و شهرهای ایرانی در امان بود. از این روی اقدام داریوش و خشایارشا تنها اقدامی دفاعی و در پاسخ به اقدام ماجراجویانۀ یونانیان بود. در ساحت پژوهش­ های تاریخی غربیان همیشه تلاش کردند روایتی باژگون از این ماجرا بیان کنند. آن­چنان­که لشکرکشی اسکندر، شاگرد ارسطو به ایران و به آتش کشیده شدن تخت­ جمشید در سال ۳۳۰ پیش از میلاد را یا انکار کردند یا در انتقام به ویرانی آکروپولیس شمردند و کوشیدند از خوی وحشی و تمدن­ ستیز او سپیدشویی کنند – آن­چنان که امروز برای خود چنین می­ کنند - اما مدارک روشن باستان­ شناسی چنین اجازه­ ای به آنها نمی­ دهد؛ زیرا که کاوشگران تخت­ جمشید چون هرتسفلد و اشمیت که از قضا آلمانی و آمریکایی بودند، بیش از یک متر لایۀ خاکستر و سوزاندن را در خزانۀ تخت­ جمشید به دست آوردند، اما در کاوش­ های باستان­ شناسی آکروپولیس که آن­ هم به­ وسیلۀ خود غربی­ ها انجام شد، چنین داده­ های باستان­ شناسی به­ دست نیامد. با این­ همه، چون سوگیری تاریخی دارند، تلاش شد مدارک باستان­ شناسی ناشی از تخریب آکروپولیس در جنگ میان دولت شهرهای یونانی آتن و اسپارت را به نام «آوار ایرانی» به شمار آورند! بنابراین روایت درست تاریخی آن نیست که روبیو بیان می­ کند.

۴. بیش از هزار سال (نیمۀ دوم هزارۀ اول پیش از میلاد و نیمۀ نخست هزارۀ اول میلادی) ستیز و کشمکش میان ایرانیان، یونانیان و رومیان جریان داشت؛ از ۵۰۰ پیش از میلاد تا ۲۳۰ پیش از میلاد هخامنشان با یونانیان، از ۲۳۰ پیش از میلاد تا ۲۲۲ میلادی، اشکانیان با سلوکیان و رومیان و از ۲۲۲ تا ۵۵۰ میلادی ساسانیان با رومیان و بیزانس در ستیز و جنگ بودند. ایران در این هزار سال نمایندۀ تمدن شرقی بود. زان­ پس در ساحت مسیحیت تقابل با اسلام هم گاهی از همین دریچه دیده شد. از چشم برخی غربیان، شرقیان (ایرانیان) گروه­ هایی بربر بودند که نشانی از هنر، تمدن و دانایی را نداشتند (پیشنهاد مؤکد دارم کتاب ۱۵ جلدی یونانیان و بربرها نوشته فرزند ایران امیرمهدی بدیع را بخوانید تا به درک بهتر چرایی، چیستی، درستی و نادرستی چنین نگاهی برسید زیرا برانگیزانندۀ این ریاضی­دان و فیلسوف ایرانی در پرداختن به تاریخ همین روایت جعلی جاری و ساری در غرب بود). دوگانگی تمدن شرق و غرب و مرزهایی از جنس فرهنگ و نظام­ های اجتماعی و سیاسی از همین جا آغاز شد و امروزه تفاوتی فهم­ شده و بنیادین از حیث جامعه­ شناختی به­ ویژه تاریخی شمرده می­ شود که موضوع پژوهش­ های گستردۀ تاریخی است. اینک روبیو آگاهانه و شناختی به­ نسبت دقیق از اصل ماجرا، سوگیرانه و به­ غایت نفرت­ انگیز و مزورانه، ما را به هزاره­ های پیش حواله می­ دهد و از تاریخ خاک برداری سیاسی می کند؛ برخی واقعیت­ ها را می­ بیند و تحریف می­ کند و برخی را به­ سادگی دور می­ ریزد. آمریکا و اروپا را در جزئی­ ترین ویژگی­ ها و آرمان­ ها، میراث­ دار یونانیان و رومیان باستان بر می­ شمرد و با القای خطر مشترک در کوس جنگ می­ دمد تا برای روزهای سخت پیش­روی جنگ با ایران افکار عمومی را فریفته، یارگیری بهتر و بیشتری انجام دهد و غرب را به دامن جنگ تاریخی تشویق کند؛ چه فرومایه سخنوری، چه دریوزیده کارگزاری!

۵. در چهارصدساله گذشته این استعمارگران آمریکا و اروپایی­ ها بودند که به خاستگاه­ های تمدنی شرقی چون مصر، عراق، سوریه، فلسطین، یمن، آناتولی، ایران، هند و دیگر لشکر کشیدند، کشتار و نسل­ کشی کردند و منابع و ثروت­ های ملت­ ها و سرزمین­ ها را به غارت بردند. صورتی از غارت اینان، تخریب و مثله­ کردن محوطه­ های تاریخی و دزدیدن آثار فرهنگی و تمدنی سرزمین­ های شرقی، برای پرکردن موزه­ ها و مجموعه­ های خصوصی و دولتی­ شان بود تا متقلبانه از این دزدی فرهنگی، صرفۀ اقتصادی برند. روبیو خوب می­ داند، زیستگاه همان «بربرها»، خاستگاه تمدن، معنویت، ادبیات، هنر، کشورداری و سیاست­ ورزی بود. او و همفکرانشان را به موزۀ متروپولیتن در نیویورک خودشان دعوت می­ کنیم. شاید موزه بهتر از مدرسه، دانشگاه و جامعه به آنها بیاموزد دست از ایدۀ دشمنی تاریخی و تمدنی بکشند: گوشه ای از موزه در ویترینی شفاف و شیشه­ ای زیر نور برخاسته از نیروگاه­ های برق آمریکایی، اثری مُهری استوانه­ ای را ببینند که سردار هخامنشی نیزه بر سردار متجاوز و زیاده­ خواه یونانی فرود می­ آورد و او را در هم می­ شکند. چه­ بسا این یافتۀ باستان­ شناسی، روایت تجاوز آتنی­ ها به سارد باشد. مُهری که از تخریب و غارت محوطه های تاریخی شرق و ایران به­ دست هم دستان نفوذی ترامپ و روبیو برای پرکردن موزه­ های امریکایی و غربی دزدیده شده و سر از موزۀ آمریکایی بیرون آورد.

در ۲۰۰ سال گذشته الگوی ثابت رفتاری غرب غارت منابع فرهنگی ملت­ های شرقی بود. آنچنان که امروز هم به­ کمک پیاده­ نظام­شان در ایران به آن مشغول­ هستند.

۶. در سخنان وزیر خارجۀ آمریکا برای تندروهای ما درسی است که از رویۀ ستیز و انکار تاریخ خود دست بکشیم و به برج بلند تاریخ پیوستۀ و معنوی ایران پناه ببریم. روبیوی تجاوزگر تلاش دارد، تاریخ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی غرب از یونان و روم تا به مسحیت و امروز را پیوسته و منسجم ببیند و از «تمدن ما» سخن می­ گوید تا آخر همه را به این نتیجۀ مطلوب که «و اینک جنگ در جریان است» هدایت کند. روایت باژگون این تندروی جنگ­ افروز بار دیگر یادآور می­ شود، آینده و حال بریده از گذشتۀ نیست. البته ما بر همان سنگر خشایارشای پارسی، مهرداد و ارد اشکانی، اردشیر، شاپور و انوشیروان ساسانی، اسماعیل سامانی، شاه­ عباس صفوی و نادرشاه افشاری ایستاده­ ایم و تا پای جان در دفاع از میهن و سرزمین و باروها و تاریخ­مان کوتاه نمی­ آییم. حال که دشمنان از تاریخ­­­ سازی، باژگونی و دستکاری گذشته ابایی ندارند، وظیفۀ ما پذیرش و بیان درست و سودمند تاریخ خود با پرهیز از بدگمانی و وهن، مقاومت ملّی و دفاع همه­ جانبه است. صورت وحشی، دریده، ریاکار، گستاخ و متوقع غرب را شرقیان بسیار تجربه کردند و ما ایرانیان با خوانش تاریخ­مان بهتر از هر دیگری آن را درک می­ کنیم. برای تحمیل جنگ بر ما نیاز به جعل تاریخ نیست. زینهار که هیچ ابزار دفاعی را در برابر این دشمن بی­رحم و زورگو به هیچ سببی نباید کنار گذاشت و دشمن را به طمع انداخت. سخنان ترامپ در تهدید به تخریب تخت­ جمشید در دولت نخستش در سال ۱۳۹۸ را بیاد آوریم تا عمق خطر و چرایی بازتولید سخنان روبیو را بیشتر درک کنیم. لازم باشد، اینان نه به تاریخ و میراث فرهنگی ما رحم می­ کنند، نه به محیط زیست و تمامیت ارضی ما و نه به جان زنان، کودکان و جوانان ما.»

منبع: https://www.isna.ir/news/1405072013538
مارکو روبیو باستان شناسي هخامنشيان حذف فیلتر
بازگشت به لیست

مطالب مشابه پیشنهادی