مومنی: شاغول نداریم/ سیاست های شکست خورده اقتصادی همچنان تکرار می شوند

۱۳ بازدید  |  1405/07/03  | 

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد با انتقاد از تداوم برخی سیاست های اقتصادی، گفت: در کشور سازوکاری روشن برای تشخیص زمان توقف سیاست های شکست خورده وجود ندارد و حتی تکرار نتایج نامطلوب نیز گاهی مانع ادامه آنها نمی شود.

مشاهده آلبوم تصاویر
مومنی: شاغول نداریم/ سیاست های شکست خورده اقتصادی همچنان تکرار می شوند
مومنی: شاغول نداریم/ سیاست های شکست خورده اقتصادی همچنان تکرار می شوند

به گزارش انجمن خرد آورده شده از ایسنا؛ فرشاد مومنی ـ رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ـ در نشستی با عنوان «جنگ و ظرفیت های ملی» و معرفی کتاب «بیا تماشا کن» که در موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار شد با اشاره به خاطراتی از دوران دفاع مقدس و برخی چهره های آن دوره، گفت: اگر بخواهیم درباره آن دوران با موازین اسلامی و اخلاقی سخن بگوییم، نباید دچار اغراق، خلاف گویی یا کم گویی شویم و باید حقوق همه کسانی را که در آن دوران نقش داشتند، به رسمیت بشناسیم.

وی با اشاره به خاطره ای از شهید حسن باقری اظهار کرد: در یکی از درگیری های نظامی، مهندس موسوی نیز برای حضور در خط مقدم به منطقه رفته بود. در آنجا چند سؤال تخصصی مطرح شد که فرماندهان حاضر نتوانستند پاسخ دهند. بعد از بازگشت، فرمانده مربوطه توضیح داده بود که سطح این سؤالات به اندازه ای بالا بوده که فقط شهید باقری می توانسته به آنها پاسخ دهد.

مومنی ادامه داد: مهندس موسوی در ذهن خود تصور می کرد شهید باقری باید فردی با ویژگی های خاص و متفاوت باشد؛ اما وقتی وارد شد و دید همان فردی است که او را می شناسد، او را در آغوش گرفت و بوسید و شهید باقری نیز توضیحات خود را ارائه کرد. من همچنین خاطرات نزدیکی از شهید داوود کریمی دارم و معتقدم او از جهات متعدد در تراز اولیای برجسته خدا بود.

هزاران انسان مؤثر که نامی از آنها باقی نمانده است

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: اگر بخواهیم منصفانه درباره آن دوره صحبت کنیم، باید ببینیم چه نمونه هایی به جامعه عرضه شدند. ما امروز نام برخی از آنها را می بریم، اما هزاران نفر در همان تراز بودند که نامی از آنها باقی نمانده است. حتی بسیاری از کسانی که امروز زنده اند، به دلیل اینکه نخواستند چاپلوسی کنند، دنیاپرست شوند یا با باندهای مختلف همراه شوند، کمتر شناخته شده اند.

مومنی با بیان اینکه از ذکر نام برخی افراد به دلیل حفظ رضایت آنها خودداری می کند، گفت: این افراد همچنان زنده اند و در تراز همان انسان های بزرگ قرار دارند، اما خودشان را به برخی مناسبات نفروختند و به همین دلیل نامی از آنها مطرح نمی شود. این توفیق برای ما وجود داشت که برخی از این افراد را از نزدیک ببینیم و عملکرد و وجود نورانی آنها را مشاهده کنیم. حقوق این افراد باید محترم شمرده شود.

۹۰ درصد بار انسانی دفاع مقدس بر دوش نیروهای داوطلب بود

مومنی در ادامه با اشاره به ضرورت توجه به نحوه اداره کشور در دوران دفاع مقدس اظهار کرد: در برخی موارد، افراط و تفریط، اغراق یا کم گویی های غیرعادی موجب تضییع حقوق کسانی می شود که اداره کشور در آن دوران را بر عهده داشتند.

وی افزود: وقتی در اسناد مختلف می بینیم که بخش عمده بار انسانی دفاع مقدس بر دوش نیروهای داوطلب بوده است، باید از خود بپرسیم چرا چنین اتفاقی رخ داد. بخش بزرگی از کسانی که برای دفاع رفتند، نظامی حرفه ای نبودند؛ آنها به دلیل احساس مسئولیت نسبت به کشور و انقلاب، لباس نظامی پوشیدند و داوطلبانه به جبهه رفتند. اینکه بخش بزرگی از جامعه، فرزندان و اعضای خانواده خود را با چنین آرامشی برای دفاع می فرستادند، نشان دهنده وجود سطوحی از امنیت اقتصادی و اجتماعی در کشور بود. نادیده گرفتن این واقعیت علاوه بر تضییع حقوق صاحبان آن دوران، موجب می شود از تجربه های مهم اداره اقتصاد ملی نیز محروم شویم.

بدون امنیت اقتصادی، چنین مشارکتی در جنگ شکل نمی گرفت

این اقتصاددان با اشاره به ادبیات توسعه گفت: در میان پژوهشگرانی که جنگ ها را از ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و بین المللی بررسی کرده اند، این دیدگاه وجود دارد که عالی ترین جلوه های حیات تمدنی انسان ها در شرایطی ظهور می کند که سطوحی از امنیت اقتصادی وجود داشته باشد.

وی ادامه داد: اگر مردم در آن دوران با مناسباتی مبتنی بر رانت، ربا، سوداگری، دروغ گویی و فریب مواجه بودند، نمی توانستند چنین سطحی از همدلی و همراهی با حکومت ایجاد کنند.

عالی نسب می گفت وقتی مسئولیت قبول می کنیم احساس نکنیم وارد مرکزی برای غارت، رانت خواری یا به کارگیری فامیل و هم محلی و هم قومی شده ایم

مومنی افزود: اگر یک رزمنده احتمال می داد که با خروج او از خانه، خانواده اش برای تأمین معاش با مشکلات جدی مواجه شود، آیا حاضر بود داوطلبانه به جنگ برود؟ بنابراین باید دید چه نظامی طراحی شده بود که مردم با احساس امنیت و اعتماد، داوطلبانه در دفاع از کشور مشارکت می کردند.

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تأکید کرد: برخی تلاش می کنند تمام آن اتفاق را به تحریک احساسات مردم نسبت دهند، اما سؤال این است که چه نوع احساسی می تواند هشت سال دوام بیاورد؟ آن مشارکت اجتماعی، به واقعیت های عینی و نوعی فداکاری و اعتماد متقابل میان مردم و حکومت متکی بود.

عالی نسب: ورود به دولت یعنی ورود به دریای خون

مومنی با اشاره به نقش مرحوم محسن عالی نسب گفت: زمانی که قرار شد با من مصاحبه شود تا به عنوان دستیار ایشان مشغول به کار شوم، بعد از پایان گفت وگوها به من گفتند شرط اصلی برای همکاری این است که من و تو با خدا عهد کنیم وقتی وارد ساختمان نخست وزیری می شویم، احساس نکنیم وارد مرکزی برای غارت، رانت خواری یا به کارگیری فامیل و هم محلی و هم قومی شده ایم.

وی ادامه داد: ایشان به من گفت باید با خودت عهد کنی که وقتی وارد نخست وزیری می شوی، احساس کنی پایت را در دریای خون گذاشته ای؛ چراکه بخش بزرگی از نزدیک ترین دوستان و هم رزمان او شهید شده بودند. پیام او این بود که خون هیچ کس از خون سربازی که در خط مقدم شهید می شود رنگین تر نیست. بنابراین مسئولیت دولتی، فرصتی برای غنیمت جمع کردن یا سوءاستفاده نیست.

این اقتصاددان گفت: همین مناسبات بود که در آن دوره شکل گرفته بود. حتی درباره نحوه زندگی شخصی مهندس موسوی نیز می توان گفت که او تلاش می کرد سطح زندگی خود را پایین تر از زندگی کسانی تنظیم کند که در خط مقدم جبهه بودند.

وقتی وزیر بازرگانی، خرید از بازار آزاد را حرام می دانست

مومنی با اشاره به حسن عابدی جعفری، وزیر بازرگانی دوران دفاع مقدس، اظهار کرد: چندی پیش در مراسمی از ایشان به عنوان استاد دانشگاه بازنشسته و نمونه تجلیل شد. همسر ایشان در آن مراسم خاطره ای نقل کرد که برای من بسیار تأثیرگذار بود. همسر ایشان گفت زمانی که قطعی شد عابدی جعفری به عنوان وزیر بازرگانی به مجلس معرفی می شود، او به خانواده اش گفته بود از امروز که وزیر بازرگانی می شوم، اگر برای تأمین نیازهایی که از طریق کوپن قابل تهیه نیست، از بازار آزاد خرید کنید، مرتکب فعل حرام شده اید؛ زیرا وزیر بازرگانی باید زندگی خود را متناسب با زندگی مردم تنظیم کند. چنین وزیر بازرگانی می توانست از دروازه های اقتصاد ملی دفاع کند و احساس آرامش و اعتماد ایجاد کند؛ به گونه ای که نیروهای داوطلب برای حضور در جبهه از یکدیگر سبقت بگیرند.

موسوی: اولویت من معیشت مردم است، نه منافع صاحبان نفوذ

مومنی با استناد به خاطرات منتشرشده از آیت الله هاشمی رفسنجانی از دی ماه ۱۳۶۰ گفت: در نخستین جلسه سران قوا پس از پذیرش نخست وزیری مهندس موسوی، او تأکید کرد که اولویت خود را دفاع از معیشت مردم قرار خواهد داد، نه منافع افراد پرنفوذ. در این خاطرات آمده است که مهندس موسوی تأکید کرده بود هیچ اقدامی که اعتماد مردم به دولت را متزلزل کند انجام نخواهد داد.

مومنی گفت: در آن دوره، تأمین نیازهای اساسی مردم از جمله اشتغال، مسکن، تغذیه، آموزش و پرورش و سلامت در صدر اولویت ها قرار داشت. بر اساس گزارشی که مرکز تحقیقات سپاه پاسداران درباره اقتصاد ایران در دوران جنگ تحمیلی منتشر کرده، در دوره هشت ساله جنگ، میزان تخصیص منابع به امور اجتماعی نسبت به دوره مشابه پیش از انقلاب افزایش قابل توجهی داشته است.

اگر یک سیاست بارها شکست خورده باید درباره آن تجدیدنظر کرد اما گاهی منافع گروه های خاص و مافیاها باعث می شود سیاست های شکست خورده همچنان ادامه پیدا کنند

این اقتصاددان با اشاره به حضور فرزندان و نزدیکان مسئولان در جبهه ها گفت: مردم می دیدند نزدیک ترین افراد به سران قوا، اعضای دولت و مجلس نیز در جبهه حضور دارند. این گونه نبود که عده ای مردم را به تحمل ریاضت دعوت کنند و خودشان در شرایط کاملاً متفاوتی زندگی کنند. صداقت در سطح نظر و عمل وجود داشت و مردم این رفتار را می دیدند. دولت نیز تلاش می کرد تا حد امکان فشار کمتری به مردم وارد شود، حتی اگر این مسئله به معنای تحمل فشار بیشتر از سوی دولت باشد. این رفتارها و نشانه های صداقت بود که موجب همراهی مردم شد.

مقابله با دلالی و حمایت از تولید در دوران دفاع مقدس

مومنی با اشاره به مواضع مهندس موسوی در جلسات سران قوا اظهار کرد: یکی از محورهای مورد تأکید او، تشویق تولید و افزایش هزینه فرصت مفت خواری بود. محور دیگر، عبور از مصرف های لوکس و تمرکز منابع ارزی و ریالی کشور بر تأمین نیازهای اساسی مردم بود.

این اقتصاددان ادامه داد: محور سوم، مقابله با دلال سالاری در تجارت داخلی و خارجی و اختصاص بیشترین حمایت ها به ارتقای بنیه تولید ملی بود. پایبندی به چنین تعهداتی در یک اقتصاد سیاسی رانتی، نیازمند پایداری و شجاعت است؛ زیرا منافع گروه های قدرتمند را تحت تأثیر قرار می دهد.

سیاست های شکست خورده نباید بارها تکرار شوند

مومنی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: یکی از گرفتاری های ایران این است که برای هر کارنامه یا فردی که افتخارآفرینی کرده، روایت های جعلی و نمونه های بدلی ساخته می شود تا جامعه نتواند اولویت های واقعی خود را تشخیص دهد. در چهار دهه گذشته، سیاست هایی بارها شکست خورده اند، اما دوباره همان سیاست ها با این استدلال که باید یک بار دیگر آنها را آزمایش کنیم، تکرار شده اند. اگر یک سیاست بارها شکست خورده است، باید درباره تکرار آن تجدیدنظر کرد. اما گاهی منافع گروه های خاص و مافیاها باعث می شود سیاست های شکست خورده همچنان ادامه پیدا کنند.

توقف سیاست های مخرب، بخشی از راه حل است

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: برخی منتقدان سیاست های اقتصادی به سیاه نمایی یا نداشتن راه حل متهم می شوند، در حالی که گاهی نخستین گام برای حل مسئله، متوقف کردن سیاست های مخربی است که نتایج نامطلوب آنها بارها مشاهده شده است. وقتی آثار یک سیاست در آمارهای رسمی نیز مشاهده می شود، نمی توان صرفاً با شعار از ادامه آن دفاع کرد.

مومنی ادامه داد: ممکن است فردی خود را صادقانه مدافع فقرا بداند، اما همزمان آمارهای رسمی نشان دهد سیاستی که تحت مسئولیت مجموعه او اجرا شده، فشار سنگینی بر معیشت مردم وارد کرده است. در چنین شرایطی باید به جای تداوم سیاست های مسئله زا، ابتدا درباره توقف و اصلاح آنها تصمیم گرفت.

وی تأکید کرد: تجربه دفاع مقدس نشان می دهد اعتماد عمومی، عدالت، صداقت مسئولان، تأمین نیازهای اساسی مردم و احساس مسئولیت دولت در برابر جامعه، عواملی هستند که می توانند سرمایه اجتماعی ایجاد کنند؛ بنابراین اگر امروز از کاهش اعتماد و مشارکت اجتماعی سخن می گوییم، باید ریشه های اقتصادی و اجتماعی این مسئله را نیز مورد توجه قرار دهیم.

با چند گرم گوشت و پنیر نمی توان خسارت سیاست های تورم زا را جبران کرد

این اقتصاددان با انتقاد از سیاست های حمایتی مبتنی بر کالابرگ گفت: قدرت خرید کالابرگی که امروز توزیع می شود، در برابر خسارت هایی که سیاست های تورم زا به معیشت خانوارها وارد کرده، بسیار محدود است.

وی افزود: وقتی یک سیاست تورم زا اتخاذ می شود، هزینه آموزش، درمان و حمل ونقل خانوار افزایش پیدا می کند و دسترسی آن به لوازم خانگی و سایر نیازهای ضروری کاهش می یابد. حالا نمی توان با چند گرم گوشت قرمز، چند گرم گوشت سفید و مقداری پنیر، خسارت هایی را که به خانوار وارد شده جبران کرد. اگر از سر دلسوزی و با نگاه کارشناسی بگوییم که باید مراقب سیاست های اقتصادی باشیم، متهم می شویم که با دولت مشکل سیاسی داریم. در حالی که مسئله ما دفاع از معیشت مردم است.

جنگ روایت ها نباید جای واقعیت های اقتصادی را بگیرد

این اقتصاددان با اشاره به مفهوم «جنگ روایت ها» اظهار کرد: در جنگ روایت ها، کسانی که در داخل و خارج از کشور از پشتیبانی شبکه های رسانه ای برخوردارند، می توانند برخی صداها را بیش از اندازه برجسته و برخی دیگر را کاملاً خاموش کنند. مسئله من دفاع از یک فرد یا یک دستگاه نیست. بحث من درباره نظام تبلیغاتی است که می گوید باید چشم بسته از افراد، گروه ها یا حتی سیاست های غلط دفاع کرد.

مومنی گفت: در پنج ماه گذشته، ۱۴ بار خطاب به سران قوا گفته ام یک «شاغول» به ما بدهید تا بدانیم اگر یک سیاست اقتصادی چند بار شکست خورد، چه زمانی قرار است از آن دست برداریم. در گذشته گفته می شد یک بار شکست برای کنار گذاشتن یک سیاست کافی است، اما امروز در عمل به نظر می رسد حتی شکست های متعدد نیز برای توقف برخی سیاست ها کافی نیست.

وی ادامه داد: سیاست های غلط، اقتصاد ملی را تضعیف و کشور را در حوزه هایی که توان تولید داخلی داریم به واردات وابسته می کنند و نتیجه آن افزایش فقر و فشار بر مردم است. در برخی سیاست های اقتصادی نیز منافع اقلیت بر منافع اکثریت ترجیح داده می شود.

مردم زیر فشار معیشتی؛ اما اولویت ها جای دیگری است

مومنی با انتقاد از برخی تصمیم های اقتصادی گفت: مردم از نظر تبلیغاتی بسیار بی پناه شده اند. گاهی مقام رسمی اعلام می کند که برای رفاه مردم مجوز مالکیت و خریدوفروش کالاهای لوکس صادر شده است، در حالی که گزارش های رسمی از گستردگی فقر و آسیب پذیری بخش بزرگی از جمعیت حکایت دارد. اگر بخش بزرگی از جامعه با یک شوک کوچک در قیمت مواد غذایی ممکن است به زیر خط فقر سقوط کند، چگونه می توان سیاستی را که اولویت آن تأمین رفاه اقلیت است، سیاست رفاهی نامید؟

مومنی تاکید کرد: همزمان از یک سو درباره فقر و حمایت از مردم سخن گفته می شود و از سوی دیگر، سیاست هایی اجرا می شود که موجب جهش قیمت مواد غذایی، پوشاک، آموزش و سلامت می شود. حتی در حوزه دارو، مسئله امروز فقط قیمت نیست، بلکه گاهی دسترسی به دارو نیز به مشکل تبدیل شده است.

مقام پولی باید مسئول حفظ ارزش پول ملی و کنترل تورم باشد، اما اگر به جای انجام این وظایف، از محل واردات طلا یا سوداگری در بازار ارز به سودهای بالا دست پیدا کند، این مسئله نیازمند بررسی جدی است

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با اشاره به ساختار نقدینگی کشور گفت: درباره نقدینگی دائماً صحبت می شود، اما باید به نحوه توزیع آن نیز توجه کرد. بخش قابل توجهی از سپرده های بلندمدت بانکی در اختیار درصد بسیار کوچکی از سپرده گذاران است و این نشان دهنده ابعاد جدی نابرابری در اقتصاد ایران است. وقتی درباره این وضعیت سؤال می کنیم که چه سیاست هایی چنین توزیعی را ایجاد کرده اند، ممکن است به سیاه نمایی متهم شویم؛ در حالی که باید درباره واقعیت های اقتصادی کشور صحبت کرد.

وقتی سیاست گذار پولی از سوداگری سود می برد

وی با انتقاد از آنچه تعارض میان وظایف سیاست گذار پولی و فعالیت های سوداگرانه می خواند، اظهار کرد: مقام پولی باید مسئول حفظ ارزش پول ملی و کنترل تورم باشد، اما اگر به جای انجام این وظایف، از محل واردات طلا یا سوداگری در بازار ارز به سودهای بالا دست پیدا کند، این مسئله نیازمند بررسی جدی است.

مومنی افزود: نهادی که باید منافع ملی و مصالح اکثریت مردم را در اولویت قرار دهد، نباید به گونه ای عمل کند که فشار مضاعفی بر معیشت خانوارها و بقای واحدهای تولیدی وارد شود. اگر چنین فعالیت هایی سودآوری ایجاد کند و سپس همین سودآوری مبنای پاداش های بزرگ قرار گیرد، با تعرض مضاعف به حقوق مردم مواجه هستیم.

تفاوت اقتصاد دوران جنگ با امروز

مومنی تأکید کرد: اگر شرایط اقتصادی و اجتماعی دوران دفاع مقدس با امروز تفاوت داشت، دلیلش این بود که مناسبات اقتصادی و مدیریتی نیز متفاوت بود. در آن دوره، اصل بر این بود که هر هزینه ای لازم است برای حفظ حریم کشور و امنیت مردم پرداخت شود. البته همیشه استثنا وجود داشته است، اما گرایش غالب این بود که منافع شخصی، خانوادگی، قومی و گروهی در اولویت قرار نگیرد.

مومنی با اشاره به موضوع تخصیص دلارهای نفتی گفت: در دوران جنگ، مسئولان به این جمع بندی رسیدند که تخصیص منابع ارزی باید شفاف شود، حتی اگر شفافیت باعث شود برخی اختیارات محدود شود. این تصمیم از نظر کارشناسی به نفع کشور تشخیص داده شد. برخی این استدلال را مطرح می کردند که اگر اطلاعات منابع ارزی شفاف شود، دشمنان از آن مطلع خواهند شد. اما با توجه به دسترسی گسترده جهان امروز به اطلاعات، پنهان کردن منابع و مصارف ارزی از دیگران عملاً امکان پذیر نیست.

مردم محرم هستند یا نه؟

این اقتصاددان گفت: من در حوزه تجارت خارجی فعالیت داشته ام و به داده های بین المللی دسترسی داشته ام. نمی توان حتی یک سنت درآمد ارزی کسب کرد که دیگران از آن مطلع نشوند یا یک سنت هزینه کرد که قابل ردیابی نباشد. بنابراین مسئله اصلی این نیست که دیگران چه می فهمند؛ مسئله این است که آیا مردم خودمان را محرم می دانیم یا نه. وقتی از مشارکت مردم در سرنوشت کشور سخن می گوییم، این مشارکت الزاماتی دارد. نمی توان از دانشگاهیان خواست در تصمیم گیری های اقتصادی مشارکت کنند، اما اطلاعات واقعی را در اختیار آنها قرار نداد.

وی با اشاره به تجربه ای در زمینه بودجه گفت: حتی اگر به یک استاد دانشگاه گفته شود برای مشارکت در تدوین بودجه کشور دعوت شده است، اما در عمل هماهنگی های لازم انجام نشود و او پشت درهای دستگاه اداری بماند، نمی توان بعداً گفت دانشگاهیان آمدند و نتوانستند کمکی کنند.

اقتصاد را نمی توان با شعار اداره کرد

مومنی با انتقاد از برخی استدلال های اقتصادی گفت: امروز گاهی اظهاراتی درباره سیاست های اقتصادی مطرح می شود که با اصول اولیه علمی سازگار نیست. برای مثال، اگر سیاستی موجب افزایش شدید قیمت کالاهای اساسی شود و بخش بزرگی از مردم را تحت فشار قرار دهد، نمی توان بعداً گفت اگر این سیاست اجرا نمی شد، قحطی رخ می داد.

مومنی ادامه داد: در اقتصادی که بخش عمده نیازهای اساسی آن در داخل تولید می شود و واکنش تولیدکننده، به ویژه در بخش کشاورزی، با وقفه زمانی نسبت به تغییرات قیمت صورت می گیرد، نمی توان انتظار داشت که یک شوک قیمتی امروز، بلافاصله تولید فردا را افزایش دهد. اگر مبنای تصمیم گیری علم است، باید این واقعیت ها در سیاست گذاری مورد توجه قرار گیرد.

دو شاغول برای سنجش عملکرد اقتصاد

مومنی با اشاره به تجربه دوران دفاع مقدس گفت: در آن دوران، دو «شاغول» برای سنجش عملکرد اقتصادی وجود داشت که حاصل مطالعات تخصصی چندین ساله بود.

وی نخستین شاغول را چنین توضیح داد: مناسبات اقتصادی و اجتماعی باید به گونه ای باشد که یک انسان با یک شیفت کار شرافتمندانه بتواند از عهده یک زندگی شرافتمندانه برآید. این مسئله امروز نیز قابل اندازه گیری است. شاخص های مربوط به تغذیه، مسکن و سایر نیازهای اساسی در اختیار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، کمیته امداد، بهزیستی و دیگر دستگاه ها قرار دارد. حتی بر اساس قانون، دولت هنگام تعیین حداقل دستمزد باید هزینه های زندگی را در نظر بگیرد. بنابراین این موضوع یک مسئله مجهول یا غیرقابل اندازه گیری نیست.

شاغول دوم؛ کاهش وابستگی اقتصاد به خارج

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد شاغول دوم را میزان استقلال و کاهش وابستگی اقتصاد ایران به خارج دانست و گفت: هیچ کشوری نمی تواند بدون داشتن استقلال اقتصادی روی پای خود بایستد.

وی با اشاره به گزارشی از مرکز پژوهش های مجلس در مهرماه ۱۳۹۲ اظهار کرد: بر اساس آن گزارش، در دوره هشت ساله دولت احمدی نژاد، وابستگی هر واحد تولید ناخالص داخلی ایجادشده در ایران به خارج از کشور، نسبت به دوره هشت ساله مشابه قبل، به میزان قابل توجهی افزایش یافته بود. این مسئله به معنای وابستگی یک سویه رشد اقتصادی به اقتصاد جهانی است، نه یک وابستگی متقابل و متوازن.

اقتصاد مستقل باید از الگوی خام فروشی فاصله بگیرد

وی گفت: اگر ایران بخواهد مستقل باشد، باید از الگوی سنتی تقسیم کار بین المللی که در آن کشورهای در حال توسعه صادرکننده مواد خام و واردکننده کالاهای ساخته شده هستند، فاصله بگیرد.

مومنی با اشاره به تصمیم های سال های نخست پس از انقلاب افزود: از نخستین تصمیم های شورای انقلاب، کاهش صادرات نفت خام ایران بود؛ به گونه ای که صادرات نفت خام از حدود چهار میلیون بشکه در روز در سال ۱۳۵۶، به هدف ۸۰۰ هزار بشکه در روز کاهش یابد. امروز باید بررسی شود که در سال های بعد چه اتفاقی برای روند خام فروشی در کشور رخ داده است. حتی گاهی صادرات برخی محصولات وابسته به نفت با عنوان صادرات غیرنفتی معرفی می شود، در حالی که این تغییر عنوان، ماهیت اقتصادی آن را تغییر نمی دهد. تعمیق خام فروشی یکی از مهم ترین ریشه های شکنندگی اقتصاد ملی است.

مونتاژ نباید به نام تولید داخلی معرفی شود

وی افزود: در کنار خام فروشی، پدیده دیگری نیز شکل گرفته که مونتاژ کالا به صورت CKD را به عنوان تولید داخلی معرفی می کند. این روند در بلندمدت به اقتصاد کشور آسیب می زند؛ زیرا وقتی اقتصاد بر خام فروشی و مونتاژ متکی باشد، نمی تواند برای نیروهای متخصص و تحصیل کرده خود فرصت های شغلی و چشم انداز مناسبی ایجاد کند.

وی ادامه داد: ما بهترین و بااستعدادترین فرزندان خود را برای تحصیل در بالاترین سطوح علمی می فرستیم، اما اگر ساختار اقتصاد بر تعمیق خام فروشی استوار باشد، نمی توانیم برای آنها فرصت های شغلی مناسب ایجاد کنیم و بخشی از این سرمایه انسانی را از دست می دهیم.

نفوذ واقعی را باید در ساختار اقتصادی جست وجو کرد

مومنی گفت: باید درک خود را از مفهوم نفوذ اصلاح کنیم. هر اقدامی که ایران را در الگوی سنتی اقتصاد جهانی، یعنی صادرکننده مواد خام و واردکننده کالاهای ساخته شده، نگه دارد، باید از منظر استقلال اقتصادی مورد توجه قرار گیرد. مسئله نفوذ فقط در اقدامات آشکار سیاسی خلاصه نمی شود؛ گاهی ساختارهایی که اقتصاد کشور را برای سال ها به خام فروشی و واردات وابسته می کنند، آثار عمیق تری بر استقلال کشور دارند.

مومنی با اشاره به شاخص «رابطه مبادله» اظهار کرد: برای سنجش این مسئله می توان از شاخصی استفاده کرد که در صورت آن قیمت کالاهای صادراتی و در مخرج آن قیمت کالاهای وارداتی قرار می گیرد. در کتابی که درباره تاریخ نگاری ۶۰ ساله اقتصاد ایران منتشر کرده ام، با استناد به داده های مستند نشان داده ام که شاخص رابطه مبادله در دوره پس از جنگ، سه سقوط بزرگ داشته است.

مومنی بیان کرد: سقوط رابطه مبادله به معنای تعمیق خام فروشی، تضعیف بنیه تولیدی و افزایش اتکا به واردات برای اداره امور جاری کشور است.

عرضه آیفون ۱۸ در ایران دو روز پس از رونمایی در آمریکا

این اقتصاددان در ادامه با اشاره به تحولات اقتصادی روزهای اخیر گفت: برای فهم بهتر این موضوع کافی است به اخبار اقتصادی هفته پایانی شهریور ۱۴۰۵ نگاه کنیم. در شرایطی که ایران از سوی مقامات آمریکایی تحت فشار شدید تحریمی معرفی می شود، همزمان شاهد ورود سریع برخی کالاهای مصرفی و فناوری های جدید به بازار ایران هستیم.

مومنی با اشاره به عرضه سریع آیفون ۱۸ در ایران به فاصله ۴۸ ساعت پس از رونمایی آن در آمریکا گفت: بلافاصله پس از این عرضه نیز تمام آیفون ها به فروش رسید. این مسئله پرسش های مهمی درباره ساختار واردات، مسیرهای تأمین کالا و اولویت های ارزی کشور ایجاد می کند.

وی تأکید کرد: باید همه این مسائل را در کنار هم دید و درباره آنها پرسش کرد. اینکه یک سیاستگذار در یک حوزه دچار خطا می شود، به معنای نادیده گرفتن سوابق و عملکرد طرف مقابل نیست؛ اما از سوی دیگر، نباید اجازه داد روایت های فریبکارانه مانع دیدن واقعیت های اقتصادی کشور شود.

مومنی در پایان گفت: مسئله اصلی این است که باید شاغول های روشن و قابل اندازه گیری برای سنجش عملکرد اقتصادی داشته باشیم؛ شاغول هایی مانند توانایی یک خانوار برای تأمین یک زندگی شرافتمندانه با یک شیفت کار و میزان وابستگی اقتصاد به خارج. اگر این معیارها مبنا قرار گیرند، بسیاری از روایت های فریبکارانه کنار می روند و درباره راه حل های اقتصادی نیز می توان دقیق تر تصمیم گرفت.

مردم مهم ترین ظرفیت اجتماعی در دوران دفاع مقدس

در ابتدای این نشست محمدصادق درویشی، نویسنده کتاب «بیا تماشا کن»، در سخنانی با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای ایران و شهدای دوران دفاع مقدس گفت: انتخاب آغاز جنگ برای بزرگداشت دفاع مقدس می تواند نشان دهنده این واقعیت باشد که ایران آغازگر جنگ نبود و در موضع دفاع قرار داشت.

این نویسنده اظهار کرد: با همه تلخی ها، سختی ها و جنایت هایی که بر ملت ایران رفت، کشور در موضع دفاع قرار داشت؛ آن هم در شرایطی که پس از انقلاب، آمادگی لازم برای یک جنگ تمام عیار وجود نداشت. به نظر من، همین مسئله یکی از مهم ترین وجوه اخلاقی دفاع ملت ایران است؛ ملتی که زیر شدیدترین حملات ارتش عراق قرار گرفت، اما از کشور خود دفاع کرد.

درویشی با اشاره به حضور اقشار مختلف مردم در جنگ گفت: وجه دیگری که شکوهمندی و شرافتمندی دفاع مردم را نشان می دهد، انسان هایی هستند که در جنگ حضور پیدا کردند؛ افرادی که آموزش نظامی ندیده بودند و اساساً برای جنگاوری تربیت نشده بودند، اما از گوشه و کنار کشور خود را به صحنه نبرد رساندند. زن و مرد، پیر و جوان، هر کدام به نحوی تلاش کردند در دفاع از کشور و تمامیت سرزمینی و اجتماعی خود نقش داشته باشند. به نظر من، همین حضور مردم، وجه اخلاقی دفاع را تکمیل می کند.

وی با بیان اینکه بسیاری از ظرفیت های اجتماعی و ملی کشور را می توان در همین افراد مشاهده کرد، گفت: اگر بخواهیم منابع اجتماعی و ظرفیت های ملی را بشناسیم، یکی از نمادین ترین نمونه های آن همین انسان هایی هستند که در جنگ اثرگذار بودند. معرفی این افراد، وجه اخلاقی جنگ ما را پررنگ تر و کامل تر می کند.

هنر حکمرانی در شناخت و به کارگیری ظرفیت های اجتماعی

درویشی با طرح این پرسش که ظرفیت های اجتماعی چگونه در دوران جنگ مورد استفاده قرار گرفتند، اظهار کرد: موضوع نحوه استفاده از این ظرفیت های ملی و مردمی، به مسئله حکمرانی بازمی گردد. اینکه این ظرفیت ها چگونه شناخته شدند، به رسمیت درآمدند، استخراج و به کار گرفته شدند و مهم تر از همه، چگونه تجهیز شدند و به درجات بالاتری رسیدند، موضوع مهمی برای بازخوانی تجربه تاریخی ماست.

وی ادامه داد: اگر بخواهیم تجربه جنگ را بازخوانی انتقادی کنیم، باید ببینیم حکمرانی در آن مقطع تاریخی چگونه از ظرفیت های اجتماعی خود استفاده کرد و امروز نیز در مقطع مهمی که قرار داریم، با این ظرفیت ها چگونه مواجه می شود.

این نویسنده با اشاره به پیچیدگی ظرفیت های اجتماعی گفت: در صنعت نفت، یک چرخه مشخص از اکتشاف و استخراج تا پالایش و تبدیل منابع طبیعی به ثروت اقتصادی وجود دارد و در تمام این مراحل، دانش، تجربه و یک ذخیره دانایی از آن پشتیبانی می کند. اما منابع اجتماعی بسیار پیچیده تر و چندلایه تر هستند.

درویشی افزود: هنر حکمرانی این است که در بزنگاه های مهم، وقتی شیپور جنگ به صدا درمی آید، بتواند ظرفیت های اجتماعی را بشناسد، آنها را به رسمیت بشناسد، استخراج و به کارگیری کند و در نهایت این منابع را تجهیز و تقویت کند.

تجربه دفاع مقدس و بسیج ظرفیت های ملی

وی با بیان اینکه تجربه هشت سال جنگ بدون کاستی و ضعف نبود، اظهار کرد: در تجربه جنگ هشت ساله، در حوزه های نظامی، پشتیبانی، مدیریت جنگ و تبلیغات، قطعاً ضعف ها و کاستی هایی وجود داشته است؛ اما به نظر می رسد تجربه جنگ ایران و عراق از این منظر قابل توجه است که بخش مهمی از ظرفیت های اجتماعی کشور در آن به کار گرفته شد.

درویشی ادامه داد: از دل تجربه های متعدد و متنوع جنگ می توان صدایی را از اعماق جامعه ایران شنید؛ جامعه ای که میل به ماندگاری و بقا داشت و نشان داد مستحق شکست نیست.

وی گفت: تنوع و تکثر نیروهایی که وارد صحنه جنگ شدند، نشان می دهد که جامعه ایران توانسته بود در آن مقطع از نیروهای اجتماعی و ظرفیت های ملی خود استفاده کند. همین ظرفیت ها به نیرویی بزرگ و مثبت برای حفاظت از کشور تبدیل شدند و حتی بسیاری از خرده ظرفیت های موجود نیز در جریان جنگ تعریف و رشد پیدا کردند.

شهید حسن باقری؛ نمونه ای از ظرفیت های اجتماعی جنگ

این نویسنده با اشاره به نمونه هایی از فرماندهان دفاع مقدس اظهار کرد: یکی از نمونه های روشن، شهید حسن باقری است. او پیش از ورود به جنگ، تجربه نظامی نداشت و به عنوان یک روزنامه نگار و فردی آموزش ندیده در حوزه نظامی وارد صحنه جنگ شد، اما بعدها به یکی از چهره های برجسته و تأثیرگذار در فرماندهی و سازماندهی جنگ تبدیل شد.

درویشی افزود: شهید حسن باقری به یک فرمانده راهبردی و سازمان ساز تبدیل شد و از جمله افرادی بود که در تغییر شیوه جنگیدن و ایجاد بنیان های جدید در حوزه های مختلف نقش داشت.

وی ادامه داد: در کنار شهید حسن باقری، فرماندهان و رزمندگان دیگری مانند شهید مهدی باکری، شهید احمد کاظمی، شهید محمد و شهید داود کریمی و بسیاری از فرماندهان و رزمندگان گمنام نیز در این مسیر نقش داشتند.

روایتی از ظرفیت های اجتماعی جنگ

درویشی درباره کتاب خود گفت: روایت زندگی شهید مهدی باکری در مقاطع مختلف، بخش مهمی از این کتاب است. باکری یکی از فرماندهان مهم و ماندگار دفاع مقدس بود، اما پیش از ورود به جنگ نیز در عرصه های مختلف اجتماعی حضور داشت. باکری در دوران پیش از انقلاب در تبریز فعالیت داشت و پس از انقلاب نیز به عنوان نخستین شهردار منتخب تبریز در نخستین انتخابات شهرداری ها در سال ۱۳۵۸ و همچنین مدیر جهاد سازندگی آذربایجان فعالیت کرد.

این نویسنده ادامه داد: تجربه زندگی افرادی مانند شهید باکری نشان می دهد که چگونه ظرفیت های اجتماعی موجود در جامعه توانستند وارد صحنه جنگ شوند و در قالب نیروهای رزمنده و نیروهای اثرگذار، بخشی از بار دفاع از کشور را بر دوش بگیرند.

وی با تأکید بر نقش مردم در روایت دفاع مقدس گفت: اساساً بدون مردم، روایت جنگ ناقص خواهد بود. نمی توان جنگ را صرفاً از زاویه فرماندهان نظامی و نهادهای نظامی روایت کرد؛ چراکه مردم، یکی از مهم ترین نمادهای ظرفیت های ملی و منابع اجتماعی در دوران جنگ بودند.

بازخوانی تجربه جنگ برای آینده ایران

درویشی گفت: تلاش شده است در کتاب «بیا تماشا کن» روایت جنگ بر این واقعیت استوار باشد که جنگ ایران و عراق چگونه توانست در شرایطی خاص، فرماندهان، نیروهای شاخص و نمادهای خود را از دل جامعه به وجود آورد. اسناد و خاطرات فراوانی در مراکز مختلف وجود دارد و به نظرم این تجربه باید بازخوانی شود؛ نه صرفاً برای روایت گذشته، بلکه برای اینکه بتوانیم از آن برای آینده ایران استفاده کنیم.

این نویسنده در پایان با اشاره به مفهوم امید گفت: اگر قرار است تجربه تاریخی خود را دوباره بازآفرینی کنیم، باید به آینده امیدوار باشیم. امید به آینده، یکی از مهم ترین فضیلت های اخلاقی است و می تواند به عنوان نیرویی برای بازآفرینی و ادامه مسیر تاریخی ایران مورد توجه قرار گیرد.

منبع: https://www.isna.ir/news/1405070301436
فرشاد مومني عابدی جعفری شاغول اقتصادی حذف فیلتر
بازگشت به لیست