پر جمعیت‌ترین شهرهای باستانی جهان - چاتال‌هویوک شهر بی کوچه

بازدید: ۸ | تاریخ: 1404/11/10 | نگارنده: کیارش کاظمی

چاتال‌هویوک، برخلاف شهرهای نوسنگی‌ای مانند اریحا که دارای حصار دفاعی مشخص بوده‌اند، و نیز برخلاف سکونت‌گاه‌هایی نظیر خیروکیتیا، فاقد دیوار دفاعی مستقل و شبکهٔ معابر است.

مشاهده آلبوم تصاویر

چاتال‌هویوک — یکی از قدیمی‌ترین سکونت‌گاه‌های بشری

چاتال‌هویوک (به ترکی: Çatalhöyük یا Çatal Hüyük) یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین سکونت‌گاه‌های دوران نوسنگی و مس‌سنگی در جنوب آناتولی (ترکیهٔ کنونی) است که قدمت آن به حدود ۹۰۰۰ سال پیش از میلاد بازمی‌گردد. این محوطه به‌عنوان یکی از نخستین نمودهای گذار انسان به زندگی ساکن، کشاورزی سازمان‌یافته و شکل‌گیری الگوهای اولیهٔ زیست شهری شناخته می‌شود.

این سایت باستان‌شناسی در دشت قونیه، در بخش مرکزی جنوب ترکیه و در حدود ۱۴۰ کیلومتری جنوب‌شرقی شهر کنیا قرار دارد و به سبب اهمیت استثنایی تاریخی، فرهنگی و انسان‌شناختی خود، از سال ۲۰۱۲ در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.

انقلاب نوسنگی

محوطه‌های نوسنگی مرحلۀ گذر از زندگی کوچ‌نشینی به شیوه‌های زندگی یکجانشینی و کشتکاری را به نمایش می‌گذارند. کشاورزی در منطقۀ هِلال حاصلخیز و میان‌رودان از حدود 9000 پیش از میلاد آغاز شد. در آن زمان گروه‌های قبیله‌یی شکارچی-گردآورنده به‌تدریج شیوه‌های اولیۀ کاشت گندم، جو، و بعدها برخی بقولات مثل عدس و نخود را کشف کردند. به‌دست گرفتن اختیار تولید مواد غذایی به‌معنای پیدایش سازماندهی، نظام‌مندی، و پیشرفت‌های فناورانه بود. گمان می‌رود که ضرورتِ ماندن در یک مکان برای به انجام رساندن مراحل کاشت و داشت و برداشت، که پس از آن نیز ذخیره‌سازی و انبارداری و روندهای توزیع و مصرف فرآورده‌ها را به دنبال داشت، در نهایت نقطۀ پایانی بر 40000 سال زندگی کوچ‌نشینی بشر گذاشت. با این ‌حال، برخی پژوهشگران به عکس این استدلال گرایش دارند و نظرشان این است که ساخت سرپناه‌هایی با استحکام و ماندگاری بیشتر نتیجۀ گرمایش دائمی زمین پس از دوران داغ‌گُلیِ نورس (the Younger Dryas)، بازگشتی کوتاه به عصر یخبندان در حدود 11000 پیش از میلاد، بوده و پیدایش مکان‌های گرم و مرطوب مناسب برای کشت و کار سبب‌سازِ گرایش به اهلی کردن گیاهان و حیوانات شده است. در هر صورت، شیوۀ جدید یکجانشینی، که در اوایل دورۀ «نوسنگی کهن» باب شد، راه را برای دگرگونی‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در زندگی بشر هموار کرد، روندی که امروزه «انقلاب کشاورزی» نامیده می‌شود.

 

یافته‌های باستان‌شناسی از پیوندی محکم بین نخستین جوامع کشتگر و برخی پیشرفت‌های فرهنگی سرنوشت‌ساز خبر می‌دهند. یادمان‌های خرسنگیِ گوبِکلی تپه یا تپۀ گوبِک (Göbekli Tepe)، قدیمی‌ترین محوطۀ نوسنگی که تا کنون پیدا شده، با چیدمان دایره‌شکل خود و نمادهای چندمعنایی که روی پیکرشان حکاکی شده از گردهمایی‌های آیینی در این مکان خبر می‌دهند. از جنبۀ اقتصادی، بخشی از این محوطه بنا بر شواهد به عنوان انبار عمومی مورد استفاده بوده است. با این حال، هنوز هیچ نشانه‌ای از جریان داشتن زندگی روزمره در گوبِکلی تپه به‌دست نیامده است. ظاهر شدن این نشانه‌ها به مدت ها دیرتر از زمان پیدایش این محوطه و به زمان ساخته شدن خانه‌ها و ساختارهای شهری محوطه های نوسنگیِ پیشا-سفالگری مثل تل السلطان در اریحا (حدود 8500 تا 7500 پیش از میلاد)، عاشیکلی هویوک (حدود 8200 تا 7400 پیش از میلاد)، و چاتال‌هویوک (حدود 7500 تا 5600 پیش از میلاد) برمی‌گردد.

ویژگی‌های ساختاری و معماری

ساختار و گسترهٔ سایت

چاتال‌هویوک در اصل از دو تل باستانی مجزا تشکیل شده است که هر یک نمایانگر دوره‌ای متفاوت از سکونت انسانی‌اند. تل شرقی (Eastern Mound) شامل بیش از ۱۸ لایهٔ فرهنگی متعلق به دوران نوسنگی است و بازه‌ای زمانی میان حدود ۷۴۰۰ تا ۶۲۰۰ پیش از میلاد را دربرمی‌گیرد. در مقابل، تل غربی (Western Mound) بازتاب‌دهندهٔ استقرارهای دوران مس‌سنگی است که تاریخ آن‌ها به حدود ۶۲۰۰ تا ۵۲۰۰ پیش از میلاد می‌رسد. هر دو تل به صورت تپه‌هایی مصنوعی شکل گرفته‌اند که در نتیجهٔ انباشت پیوستهٔ بقایای معماری، تا حدود ۲۰ متر بالاتر از سطح دشت اطراف ارتفاع یافته‌اند.

خانه‌ها و بافت شهری

ساختار سکونت‌گاهی چاتال‌هویوک به‌طور بنیادین با روستاهای شکارچی‌ـ‌گردآورنده تفاوت دارد. خانه‌ها به‌طور کامل به یکدیگر چسبیده‌اند و هیچ‌گونه خیابان، کوچه یا معبر عمومی میان آن‌ها وجود ندارد. ورود به واحدهای مسکونی تنها از طریق پشت‌بام صورت می‌گرفته و ساکنان با استفاده از نردبان یا پلکان به فضای داخلی خانه‌ها دسترسی پیدا می‌کرده‌اند. این نظم کالبدی فشرده، موجب شکل‌گیری جامعه‌ای بسیار متراکم و همبسته شده و یکی از کهن‌ترین نمونه‌های سازمان‌یافتگی «شهری» در تاریخ بشر به‌شمار می‌رود.

چاتال‌هویوک، برخلاف شهرهای نوسنگی‌ای مانند اریحا که دارای حصار دفاعی مشخص بوده‌اند، و نیز برخلاف سکونت‌گاه‌هایی نظیر خیروکیتیا، فاقد دیوار دفاعی مستقل و شبکهٔ معابر است. با این حال، چسبیدگی کامل خانه‌ها به یکدیگر و دسترسی از طریق بام‌ها، نوعی سامانهٔ دفاعی جمعی ایجاد کرده است. این شیوهٔ معماری موجب افزایش استحکام سازه‌ها نسبت به خانه‌های منفرد و تسهیل دفاع از سکونت‌گاه می‌شده است؛ به‌گونه‌ای که اگر مهاجمی موفق به تخریب دیوار بیرونی شهر می‌شد، به‌جای ورود به فضای باز، وارد خانه‌ای دیگر می‌گردید که مدافعان آن بر بام ساختمان مستقر بودند. چنین وضعیتی برای مهاجمان خطرآفرین و بازدارنده بوده و نشان‌دهندهٔ وجود تفکری جمعی و برنامه‌ریزی‌شده در طراحی فضایی این سکونت‌گاه است.

جمعیت، اقتصاد و سبک زندگی

بر اساس داده‌های باستان‌شناسی، جمعیت چاتال‌هویوک در دوره‌های اوج سکونت ممکن است میان ۳۰۰۰ تا حتی ۸۰۰۰ نفر بوده باشد؛ رقمی بسیار قابل توجه برای یک محوطهٔ نوسنگی. این تراکم جمعیتی بالا، همراه با شواهد معماری و اقتصادی، از سطح بالایی از سازمان اجتماعی حکایت دارد.

اقتصاد و معیشت

ساکنان چاتال‌هویوک از نخستین جوامعی بودند که به‌طور جدی به کشاورزی سیستماتیک روی آوردند. کشت غلات و گیاهان خوراکی و نیز دامداری و اهلی‌سازی حیوانات، بنیان معیشت این جامعه را شکل می‌داد. این گذار از اقتصاد شکارچی‌ـ‌گردآورنده به یک نظام تولیدیِ پایدار، بازتابی روشن از انقلاب نوسنگی و تغییرات بنیادین در شیوهٔ زیست انسان است.

سوسیو-فرهنگ، هنر و اعتقادات

نقاشی‌ها و هنر

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های چاتال‌هویوک، وفور آثار هنری و نمادین است. دیوارنگاره‌ها و کنده‌کاری‌های متعددی در فضای داخلی خانه‌ها کشف شده‌اند که صحنه‌هایی از شکار، حیوانات، اشکال هندسی و نمادهای گوناگون را به تصویر می‌کشند. افزون بر این، آثار مجسمه‌سازی و سفالینه‌ها، از جمله مجسمهٔ مشهور «زن نشستهٔ چاتال‌هویوک»، نشان‌دهندهٔ پیچیدگی فرهنگی، باورهای آیینی و نظام نمادین پیشرفتهٔ این جامعه‌اند.

آداب تدفین

در چاتال‌هویوک، مردگان معمولاً در زیر کف خانه‌ها دفن می‌شدند؛ رسمی که بیانگر پیوند عمیق میان زندگان و نیاکان و برداشت خاصی از مرگ و تداوم حیات است. در برخی موارد، جمجمهٔ مردگان جدا شده و با گچ بازسازی شده است که احتمالاً کارکردی آیینی یا نمادین داشته و به باورهای مذهبی و هویتی جامعه مربوط می‌شود.

نقشه، مصالح و تزیینات معماری

نقاشی کشف‌شده بر دیوارهٔ یکی از فضاهای آیینی چاتال‌هویوک نشان می‌دهد که این سکونت‌گاه بر اساس نقشه‌ای از پیش طراحی‌شده بنا شده است. اگرچه اندازهٔ خانه‌ها با یکدیگر تفاوت دارد، اما همگی از الگویی معماری تقریباً یکسان پیروی می‌کنند که حاکی از وجود نوعی استانداردسازی در ساخت‌وساز است.

دیوارها از خشت خام ساخته شده‌اند و دیوارها و کف اتاق‌ها معمولاً اندود و رنگ‌آمیزی می‌شده‌اند. از نظر نقشهٔ معماری، بناهای آیینی یا معابد تفاوت اساسی با خانه‌های مسکونی ندارند، اما تمایز آن‌ها در تزئینات داخلی است؛ به‌گونه‌ای که دیوارهای این فضاها با نقاشی‌ها و نمادهای مذهبی، به‌ویژه مرتبط با الههٔ مادر، آراسته شده‌اند. این امر نشان می‌دهد که آیین‌ها و باورهای دینی در بطن زندگی روزمره و فضای مسکونی مردم جریان داشته است.

اهمیت باستان‌شناسی و پژوهش‌ها

چاتال‌هویوک به سبب برخورداری از لایه‌های متوالی سکونت به عمق چند هزار سال، یکی از مهم‌ترین محوطه‌ها برای مطالعهٔ تحول اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی انسان به‌شمار می‌رود. این سایت نمونه‌ای کلیدی از گذار بشر از جوامع شکارچی‌ـ‌گردآورنده به اجتماعات کشاورز، ساکن و دارای ساختارهای فرهنگی پیچیده‌تر است.

کاوش‌های اولیهٔ این محوطه در دههٔ ۱۹۶۰ میلادی توسط جیمز ملارت انجام شد و در دههٔ ۱۹۹۰ میلادی، پژوهش‌های گسترده‌تر با روش‌های نوین باستان‌شناسی تحت هدایت ایان هادِر از سر گرفته شد.

تحقیقات نوین و دیدگاه‌های تازه

در سال‌های اخیر، مطالعات ژنتیکی انجام‌شده بر روی بقایای انسانی کشف‌شده در چاتال‌هویوک نشان داده‌اند که ساختار اجتماعی این جامعه احتمالاً بر اساس الگوهای مادری سازمان یافته بوده است. در این الگو، زنان نقش مرکزی در خانوار داشته‌اند و مردان پس از ازدواج به خانهٔ همسر می‌پیوسته‌اند؛ امری که می‌تواند نشانه‌ای از وجود نظمی اجتماعی با گرایش ماتری‌لاینال در این جامعهٔ باستانی باشد.

کاوش‌های باستان‌شناسی چاتال‌هویوک

کاوش‌های علمی چاتال‌هویوک نخستین‌بار در سال ۱۹۶۱ میلادی به سرپرستی باستان‌شناس بریتانیایی جیمز ملارت آغاز شد. ملارت و گروهش بیش از ۱۵۰ بنا و اتاق را شناسایی کردند که بسیاری از آن‌ها با نقاشی‌های دیواری، حکاکی‌ها و مجسمه‌ها تزئین شده بودند. این یافته‌ها تأثیر چشمگیری بر ادبیات باستان‌شناسی، به‌ویژه در حوزهٔ مطالعهٔ فرایند شکل‌گیری ساختارهای فرهنگی، اجتماعی و آیینی در خاور نزدیک نوسنگی داشت.

ملارت بر این باور بود که چاتال‌هویوک یکی از مراکز اصلی پرستش الههٔ مادر در دوران نوسنگی بوده است، اما بسیاری از باستان‌شناسان این تفسیرها را بیش از حد فرضی و فاقد شواهد کافی دانستند. پس از اخراج ملارت از ترکیه، این محوطه برای حدود ۳۰ سال از فعالیت‌های کاوشی بازماند تا آنکه در دههٔ ۱۹۹۰ میلادی پژوهش‌ها دوباره آغاز شد.

مسئلهٔ جعلیات و بازنگری انتقادی

در سال ۲۰۱۸ میلادی، زمین‌ـ‌باستان‌شناس سوئیسی–آلمانی ابرهارد زانگر با همکاری پسر جیمز ملارت گزارشی منتشر کرد که نشان می‌داد ملارت برای پشتیبانی از برخی نظریات خود به مجموعه‌ای گسترده از جعل اسناد و شواهد باستان‌شناختی دست زده است. بررسی‌های انجام‌شده در خانهٔ ملارت آشکار کرد که بسیاری از نقاشی‌ها، نقشه‌ها و «یافته‌های» منتسب به چاتال‌هویوک ساخته و پرداختهٔ شخص او بوده و او عملاً نوعی کارگاه جعل شواهد را اداره می‌کرده است.

این افشاگری‌ها سبب شد بخش‌هایی از تفسیرهای اولیهٔ مربوط به چاتال‌هویوک مورد بازنگری انتقادی جدی قرار گیرد و بر ضرورت روش‌شناسی دقیق، مستندسازی علمی و راستی‌آزمایی داده‌ها در مطالعات باستان‌شناسی تأکید دوباره‌ای شود.

منبع:
شهرهای باستانی قونیه ترکیه حذف فیلتر

مطالب مشابه پیشنهادی

پاورقی‌ها