خانِ مغول چنگیز، به ایران نیامد، اما خویشاوندانِ او، قرنها بر این سرزمین حکومت کردند. چنگیزخان، زبانِ مادریِ مغولی را میدانست و به زبانِ تُرکی تکلم میکرد.(۱)حکّامِ مغولی، اغلب چند نوع خط برای نوشتنِ الواح، احکام و مسکوکات به کار میبردند: یک خطِ ایغوری بود که معمولاً چنگیز و تعدادِ کمی از آن استفاده میکردند و دیگری خطی چینی که تازه اختراع شده بود و قوبیلای خان آن را برای مدتی به کار برد و خیلی زود هم از رونق افتاد.(۲)حاکمانِ مغول در ایران، خطِ ایغوری و عربی را در ضربِ سکهها به کار بردند. یک بار نیز از همان خطِ جدیدِ اختراعِ چینی بر روی سکهی غازانی استفاده شد. در عصرِ ابوسعید، خطِ مغولی روی مسکوکات بیشترست و تا پایانِ حکومتِ مغول کماکان دیده میشود.
الواح و اسناد هم به زبانِ مغولی نوشته میشد.(۳)اما بعدها با اقتدارِ مغولان زبانِ عربی و فارسی هم در اسناد هم متداول شد.(۴)در دربارِ مصریان، مترجمانِ مغولی که معمولاً بَردِگانِ دشتِ قیچاق بودند، از عهدهی ترجمهی مکتوباتِ مغولی بهخوبی برمیآمدند. در اروپا و از جمله دربارِ پاپ، انگلستان و فرانسه مشکل بیشتر برای ترجمهی نامههای مغولی و یا فارسیِ دربارِ مغولان وجود داشت و مکاتبات میبایست ابتدا به زبانِ لاتین ترجمه شود که اغلبِ سفرای مغول این کار را انجام میدادند. مسیحیان و بهویژه نسطوریانِ دربارِ مغول که به طورِ کلی به زبانِ عربی و سریانی تلفظ داشتند، میبایست زبانِ مغولی را بیاموزند، همانگونه رشیدالدین فضل الله برای اطلاع از اسنادِ مغولی، این زبان را تا حدی آموخته بود.(۵)(ص ۲۷۸)