بازی تاج و تخت - قسمت سوم : قاضی، شاه می‌شود

بازی تاج و تخت - قسمت سوم : قاضی، شاه می‌شود

یک سده پیش از آن که مادها، دیااُکو را به عنوان شاه برگزینند، نخستین پیکارها با آشور آغاز شد. «شمشی آداد پنجم» (۸۲۴ تا ۸۱۱ پ. م)، اولین شاه آشوری بود که خطر اقوام مادی را به خوبی درک و سعی در سرکوب آنان کرد. تاریخ ثبت: (1395/09/11 )  تاریخ بروزآوری: (1395/09/11 )

ایران و میان رودان بین 824 تا 600 پیش ازمیلاد

در دنیای باستان، نبرد برای آب، زمین، غذا و ثروت بیشتر، اصلی ترین محرک جنگ‌ها بوده است. نبردهایی که نمونه‌های آن را برای ایران، تاکنون در قسمت های اول و دوم «بازی تاج و تخت » خواندید. مجموعه روایت‌هایی درباره‌ی کسب قدرت در تاریخ ایران که در آن هر بار ماجرای پادشاهان ایرانی را برای کسب قدرت بیشتر روایت کنیم. در دو قسمت قبل این پرونده‌ی جدید، به سراغ نخستین تمدن ایران رفتیم و زندگی و نبرد برخی شاهان این سلسله‌ی باستانی در ایران را روایت کردیم: تمدنی که مردمانش را «هالتامتی یا «هاتامتی» می‌خواندند همسایگان غربی‌شان به آنها نام «ایلامیان» دادند. همانطور که در شماره‌ی قبل خواندید، این تمدن با شکست در برابر «آشوربانیپالی»، دیگر نتوانست چون گذشته به شکوفایی برسد و دچار اضمحلال شد. در شمال این تمدن، مردمانی دیگر در حال رشد و نمو بودند که ما آنها را «ماد» ها می‌نامیم و در این قسمت روایت آنها را برای شما تعریف می‌کنیم: اسب سواران و جنگجویانی قهار که همچون ایلامیان، بزرگترین دشمنشان آشوری ها بودند. مادها بارها در مقابل آشوری‌ها ایستاده بودند و هر بار شکست می‌خوردند، اما با قدرت رسیدن «دیااُکو» که یک قاضی بود، امید تازه‌ای در دل مردمان ماد درخشید.


نقشه امپراتوری آشور 

تپه (آتشکده) نوشیجان در نزدیکی ملایر استان همدان از آثار به جا مانده از دوره مادها

قاضی، شاه می‌شود

آنها در سرزمینهای کوهستانی و سردسیر زندگی می‌کردند و کار اصلی‌شان دامداری بود؛ به خصوص در پرورش اسب شهره بودند. این شهرت سرتاسر سرزمین‌های حاصلخیز را در می‌نوردید و وسوسه اقوام مختلف را برای یورش به آنان بر می‌انگیخت. نام این قوم، «ماد» بود. در یکی از روستاهای سرزمین ماد، جوانی خوش سیما و آینده‌نگر زندگی می‌کرد که پیکار بین نیکی و بدی، روشنایی و تاریکی، داد و بیداد، مهمترین دغدغه‌ی ذهن و زندگی‌اش بود. نامش «دیاکو» بود و دغدغه‌ی ذهنی‌اش در عمل نیز خود را نشان می‌داد، چنان که توانست با برقراری عدالت در روستای خود، احترام و جایگاه اجتماعی ویژه‌ای به دست آورد. این اعتبار، منجر به شهرتش در دادگری شد و بین روستاهای پیرامون گشت، تا جایی که از سرتاسر قلمرو اتحادیه‌ی مادها، برای قضاوت و حل مشکلات پیش دیااُکو می‌آمدند و نامش در تمامی محافل ورد زبان‌ها بود.

اسب های مادی براساس منابع آشوری. 

سرباز مادی (تخت جمشید)

* ماد و آشور

 یک سده پیش از آن که مادها، دیااُکو را به عنوان شاه برگزینند، نخستین پیکارها با آشور آغاز شد. «شمشی آداد پنجم» (۸۲۴ تا ۸۱۱ پ. م)، اولین شاه آشوری بود که خطر اقوام مادی را به خوبی درک و سعی در سرکوب آنان کرد. او در سال ۸۲۰ پ. م و پس از فتوحاتی پیرامون دریاچه ارومیه، لشکرکشی پردامنه‌ای را علیه مادها طراحی و آغاز کرد. شمشی آداد پنجم، در مسیر خود برای فتح سرزمین ماد، ابتدا از کوه «کولار» آشور گذشته، هدایای تقدیمی پادشاهان سرزمین‌های مختلف را بدون هیج خونریزی و مقاومتی دریافت کرد و در نهایت به کوهستان «گیزیل بوندا» در مجاورت دریاچه‌ی ارومیه رسید. شاه «گیزیل بوندا» که با همین لقب بر تخت حکمرانی مردمش نشسته بود، تلاش فراوانی برای شکست آشوریان انجام داد، اما سرانجام دیوار مقاومت او نیز قدرت ایستادگی در برابر ارتش منظم آشور را نداشت و با ۶۰۰۰ کشته و ۱۲۰۰ اسیر، در نهایت سر تعظیم در برابر شمشی آداد و سپاه او فرو آورد. گویی در آن زمان و مکان، هیچ قوم و قبیله‌ای توان و جرئت مقابله با آشوریان را نداشت و تعداد تاجداران خُرد و شاهکان حکمفرما، امکان اتحادی منسجم برای این مهم را در محیط همسایگان غربی مادها از بین برده بود. در این میان، مادها تسلیم آشوریان نشدند و تحت رهبری پیشوای واحد اتحادیه‌ی قبایل ماد با نام «هاناسیروکا» که در دژ «ساگ بیتو» (پیرامون ابهر امروزی) ساکن بود، پرچم مقاومت به دست گرفتند. او با همکاری دیگر قبایل مادی تلاش داشت با کشاندن آشوریان به کوه‌های پر برف البرز و زمین‌گیر کردن ارتش شمشی آداد بر آنان چیره شود؛ همان استراتژی معروفی که روس‌ها در جنگ جهانی دوم به رهبری استالین علیه هیتلر پیاده کردند و پیروز شدند. هاناسیروکا نتوانست نقشه‌ی خود را به خوبی اجرا کند و طی پیکار با سپاهیان زبده و مجهز آشور، ۲۳۰۰ تن از سربازان جسورش کشته شدند و ۱۴۰ سوارش به اسارت گرفته شد و در ادامه ۱۲۰ آبادی و روستا توسط آشوریان با خاک یکسان شد.

این پایان کار جنگجویان سلحشور ماد نبود و شمشی آداد پنجم در مسیر بازگشت به آشور، در حدود همدان امروزی که مقر اصلی اتحادیه‌ی مادها بود، توسط مردم عصبانی این سرزمین که «مون سوآرتا» یکی از اعضای اتحادیه‌ی انان را رهبری می‌کرد، مورد حمله‌ی انتقامجویانه قرار گرفتند. این بار نیز مادها شکست خوردند و عده‌ی کثیری از آنان به اسارت در آمدند. گویی شمشی آداد از قدرت گرفتن قبایل ماد آگاه شده

بود و مهمترین هدفش از این لشکرکشی، جدای از به دست آوردن ثروت و غنائم جنگی، جلوگیری از هر چه قدرتمند شدن این اتحادیه بود.

بین سال‌های 744 تا 678پ.م زمان دومین لشکرکشی‌های متعدد آشوریان به سرزمین‌های مادی، ماننایی و اورارتویی است که در سنت شفاهی این دوران، زنی زیبا با سیمای جنگاوری به نام «سمیرامیس» ملکه‌ی افسانه‌ای شده است و باغ‌های معلق بابل که یکی از عجایب هفتگانه‌ی دنیای باستان به حساب آمده، برای او ساخته شده. به احتمال، لشکرکشی‌های متعدد آشوریان در این تاریخ، به صورت تنها یک لشکرکشی در روایات شفاهی تا زمان هرودوت درآمده و منبع او، این روایات بوده است.

http://kherada.com/TitlePic2.aspx?Id=33

 

اتحاد قبایل مادی بوسیله دیااکو

*دیااُکو و آشوریان

دیگر لشکرکشی آشوریان به سرزمین ماد توسط «تیگلات پیلسر» در سال ۷۱۵ پ.م به اورارتو شروع شد که به شکستی سنگین و فتح ۲۲ قلعه‌ی آنان منجر شد. در این دوران دیااُکو بر مادها فرمان می‌راند. او پیش از شاه شدن، به روایت هرودوت به عنوان یک قاضی در سراسر سرزمین‌های ماد شهره بود. با گذر زمان پهنه‌ی شهرت و فعالیت دیااُکو آنچنان زیاد شد که او مجبور به کناره‌گیری از قضاوت شد. او می‌گفت این کار برایش دردسرساز شده است. با کناره‌گیری دیااُکو، آشوب، هرج و مرج و دزدی، دگرباره در سرزمین ماد رشد کرد، پس بزرگان اتحادیه با تشکیل جلسه‌ای، تنها چاره‌ی کار را دادن قدرت کامل به دیااُکو دیدند و تصمیم بر آن گرفتند که او را به پادشاهی قوم خود برگزینند. این چنین شد که تاج شاهی بر سر دیااُکو نهادند و او بر سریر شهریاری اقوام ماد تکیه زد. او حالا در کاخ می‌نشست و برای مقام شاهی تشریفات و اعتبارات خاصی قائل شده بود. در همین زمان، شاه آشور به بهانه‌ی همکاری دیااُکو با «روسای اول» (شاه اورارتو)، به سرزمین ماد لشکر کشید. سربازان مادی در این جنگ سلحشورانه جنگیدند اما شکست خوردند، کشته‌های فراوانی دادند و شاه آنان، دیااُکو به اسارت درآمد. «تیگلات پیلسر»، شاه ماد را همراه خانواده‌اش به «حُمص» در سوریه تبعید کرد و از سرزمین ماد غنائم و اسرای فراوانی به دست آورد. گرچه، این پایان کار نبود؛ لشکرکشی بعدی تیگلات پیلسر در سال ۷۱۳ پ.م به داخل خاک ماد به بهانه‌ی شورشی در منطقه‌ی «کارالا» (در یکی از دره‌های بخش علیای زاب کوچک) ادامه یافت؛ او در کتیبه‌ای خود می‌آورد که ایالت مادهای مقتدر را که یوغ خدای آشور را فرو افکندند و مانند دزدان به کوه‌ها و بیابان‌ها فرار کردند، فتح کرده و تمام دهکده‌های ایشان را پس از آتش زدن به تل‌های ویران شده، تبدیل کرده است. در ادامه، رؤسای اتحادیه که بدون شاه مانده بودند، تنها با پرداختن خراج به شاه آشوری می‌توانند بقای خود را ضمانت کنند. با مقایسه‌ی دو روایت موجود از هرودوت و کتیبه‌ی به جا مانده از سارگون، شاید بتوان احتمال داد که تبعید دیااُکو در سال ۷۱۵ پ.م به سوریه، همان کناره‌گیری او از قضاوت به روایت هرودوت است که با گذر زمان و تغییر روایت توسط شاهان مقتدر بعدی ماد، به این شکل در ادبیات شفاهی درآمده و به دست هرودوت رسیده است؛ شاید دیااُکو چند سال پس از تبعید دگرباره توانسته است با جلب رضایت آشوریان به سرزمین خود بازگردد و متحد بهتری برای آنان شود، زیرا ما می‌دانیم که شاه آشور هیچگاه نتوانست مردم سرزمین‌های فتح شده ماد را آنگونه که دلخواهش بود مطیع کند، زیرا پس از آن دگرباره در سال ۷۰۶ پ.م مجبور به لشکرکشی به این سرزمین شد. به هر روی، دیااکو را می‌توان نخستین پادشاه ماد دانست؛ اقوامی که با شجاعت در مقابل آشوریان خونریز ایستادند تا جایی که سارگون از آنان با لقب «مادهای مقتدر» یاد می‌کند و هرودوت آنان را «مردمانی شجاع» می‌نامد؛ اما بی شک او پادشاهی گسترده‌ای نداشت و تنها با اتحاد قبایل توانست قدرتی قابل احترام در مقابل مانناها، اورارتوها و آشوریان برای خود رقم بزند؛ دولتی که کمتر از یک سده پس از او توانست انقراض امپراتوری آشور را رقم بزند و احترام تاریخ را برای خود کسب کند.

 

نقوش دژهای مادی بر دیواره های کاخ سارگن دوم در دور شارکین (خرصآباد)

جنگجوی مادی

*قیام فرورتیش

 مرگ دیااُکو، فرزندش «فَروَرتیش» بر سریر شاهی مادها نشست. او پس از به قدرت رسیدن، راه پدرش و مقابله با آشوریان را در پیش گرفت و توانست اتحادیه‌ای قوی با همکاری دو دهکده‌ی دیگر با نام‌های «مامی تیارشو» و «دوساننی» به وجود بیاورد و در سال 673 پ.م، به آشوریان اعلام جنگ کند؛ فرورتیش به این شاهک‌ها بسنده نکرد و تاجداران سکاها و مانناها نیز باقیام خود علیه دشمن خونریز تمام مردم منطقه آغاز کرد. در ابتدا دژ اصلی «کیشه‌سو» فتح شد، دژهای دیگر آشوری یکی پس از دیگری همچو «خار خار» و «کاربیتو» به فتح آزادی‌خواهان مادی درآمد، تا جایی که سپاه فرورتیش آخرین گردنه‌های منتهی به جلگه‌ی میان رودان را هم مورد تهدید قرار داد و آشوریان تمامی سرزمین ماد به جز «زاموآ» و «پارسوا» را از دست دادند؛ این پیروزی مادها نشان از بهره بردن آنان از استراتژی‌ها و فنون جدید نظامی دارد که توانستند برقدرت آشوریان غلبه کنند. آشوریان که خود را در وضع بسیار بدی می‌دیدند، از اوایل سال ۶۷۲ پ.م، شروع به ارسال پیک‌هایی به تاجدار جدید ماد برای صلح کردند، اما فرورتیش به آنها وقعی ننهاد، پس آشوریان با دیپلماسی سیاسی روی به شاه سکاها که در این زمان «پارتاتوآ» بود، آوردند و «اسرحدون» برای تکمیل ثبات قرارداد آنان بر علیه مادها، دخترش را به نامزدی شاه سکاها در آورد؛ به این صورت با خیانت سکاها بر علیه فرورتیش و مادها، شورش اتحادیه‌ای ماد بر علیه آشوریان ناتمام ماند. البته این پایان کار نبود، مادها شعله‌ای نبودند که آشوریان که ابرقدرت سرزمین‌های بین‌النهرین بودند بتوانند به آسانی از پس خاموش کردن آن برآیند. سرانجام این جدال چه بود؟ آیا مقاومت مادها موجب آن شد که آنان به حکومت مستقل از آشور دست یابند یا سرنوشت، سرگذشتی دیگر برای آنان می‌نوشت؟ در قسمت بعد ماجرای به قدرت رسیدن شاه بزرگ ماد و نبرد او با آشور را روایت خواهیم کرد.

کوچاندن مادها به عنف- از نقش برجسته آشوری در نینوا

 

مادها پرورش دهندگان توانای اسب

* ماد شهرساز

 در روایات آشوری از قلعه‌های متعددی در سرزمین مادها نام برده شده است و روایت جالب هرودوت از ساخت دژ و شهر «هگمتانه» کاخی افسانه‌ای را به تصویر می‌کشد. او می‌آورد که: «دیوس دژ بزرگی ساخت که امروز «اکباتان» نام دارد، این قلعه، هفت حصار دارد که دایره‌وار آن را در برگرفته‌اند، چون این دژ و حصارهای آن، روی تپه‌ای ساخته شده‌اند و از دور فقط حصار اولی و کنگره‌ی حصارهای دیگر پیدا است. در میان حصار مرکزی، کاخ پادشاه ماد و خزائن او قرار دارد. به کنگره‌های حصار اولی سفیدند، دومی سیاه، سومی به انگر آخری، چهارمی آبی، پنجمی نارنجی و ششمی پوشیده از ورقه‌های طلا» دیگر مورخ یونانی با نام «پلیب» هم درباره‌ی زیبایی‌های این کاخ می‌آورد که چوب‌های این ساختمان از جنس سرو (گندر) یا شمشاد است و روکشی از طلاو نقره روی آن بخش‌های که قابل مشاهده است، کشیده شده بود. در نوشته‌های آشوری از استحکامات و قلعه‌های مادی بسیاری نیز یاد شده است؛ آنها استحکامات حصاردار مادی را «آلانی دننوتی» (دژ نیرومند) و مناطق حواشی آن را «آلانی سهروتی» (دژ پیرامونی) می‌نامیدند؛ نامگذاری‌ای که بعدها نام «کهندژ» و «شارستان» را در شهرسازی ایرانی به خود گرفت. دژهای «کیشه‌سو و خارخار» مشهورترین دژهای مادی در متون آشوری است و حتی نقوشی از آنها را به تصویر کشیده‌اند، همچنین دژهای دیگری چون: «شیکرک، بیت بگیه، گنگو حتو، کیندائو و غیره» وجود داشتند که تیگلات پیلسر آشوری پس از فتوحات خود در سالهای ۷۱۵ و ۷۱۴ پ.م، دستور به نقر حجاری و یادی از آنها در شهر خود «دورشاروکین» (خورس آباد) می‌دهد.

تپه هگمتانه

اسرا و بردگان در حال حمل سنگ و خاک (نقش برجسته از کاخ جنوبی سناخریب در نینوا))

 

گرفتن غنایم وبرده توسط آشوریان

نمایش فیلم:

https://www.aparat.com/video/video/embed/videohash/V25Ry/vt/frame
1398/06/02 11:05
در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • «انجمن خرد» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • انجمن خرد از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • درج در قسمت هایی که با ستاره قرمز مشخص گردیده الزامی است.
  • تعداد کاراکترهای نام، ایمیل و نظر نباید به ترتیب بیش از 100، 300 و 500 بیشتر باشد . در صورت عدم رعایت متاسفانه نظر شما ثبت نخواهد گردید.
  • نظرات پس از تأیید مدیر سایت منتشر می‌شود.

نام:

پست الکترونیک:

متن نظر:

کد امنیتی:

نظرات: