اقوام کهن ایران (بخش سوم: اقوام آسیای مرکزی الف؛ خوارزمیان)

اقوام کهن ایران (بخش سوم: اقوام آسیای مرکزی الف؛ خوارزمیان)

کوروش، در حدود ۵۳۰ میلادی، ضمن مبارزه با ماساژت‌ها در شرق دریای خزر کشته شد. بنابراین، هخامنشیان برای ایجاد سپر بلا، در مرزهای شمالی خود و همچنین برای تصرف اراضی، شروع به آباد ساختن و توسعه سرزمین‌های مرزی خود کردند، که اعراب آنها را بعدها، «ماورای جهان» نامیدند.

تاریخ ثبت: 1397/06/04 - تاریخ بروزآوری: 1397/06/04

گوردخمه (برج خاموشان) بین شهرهای خیوه و نقوس در ازبکستان

مقدمه:

در روزگاری که دشت آسیای مرکزی شکارگاه بدویان بود، اقوامی که روش آبیاری پیشرفته‌ای داشتند، شهرک‌های آبادی در حاشیه شرقی و جنوبی این دشت بنیان نهادند. از لحاظ اقتصادی و جغرافیایی، اوضاع برای یک زندگی شهری و متکی بر بازرگانی، مساعد بود. از نظر اجتماعی و اقتصادی، ناحیه‌ای که امروزه ترکستان شرقی و غربی را تشکیل می دهند، یک واحد را به وجود می‌آورد. با وجود این، موقعیت جغرافیایی سرزمین‌های مختلف این منطقه، منجر به ایجاد فرهنگ‌های مشابهی شد که در مرزهای مختلف، در نتیجه تأثیر همسایگان گوناگون بر آنها به وجود آمد، بدین ترتیب، در نواحی غربی، سبک‌های محلی تحت تأثیر عوامل یونانی و رومی و ایرانی قرار گرفت، در صورتی که در شرق، جایی که نفوذ هلنیستی رسوخ کرده بود، هندوستان بود که عناصر اصلی را در ایجاد سبکی فراهم آورد که با گذشت روزگار جنبه چینی به خود گرفت.

در روزگار باستان، ترکستان غربی به سه بخش کوچک ولی مهم یعنی سغد، فرغانه و خوارزم تقسیم میشد، که اغلب از استقلال سیاسی کاملی برخوردار بودند و گاه نیز به صورت دولت‌های تابع در می‌آمدند، این هر سه بخش، در سراسر تاریخ خود، به باکتریا (بلخ) کامل پیوستگی داشتند، کشوری که شامل بخش اعظم افغانستان کنونی و بخش جنوبی تاجیکستان بود و سغد در غرب، باکتریا در جنوب شرقی، هر دو مراکز فرهنگی پر رونقی بودند. در سراسر دوره هخامنشی، از حدود سده ششم تا سده چهارم پیش از میلاد، هر دو مسیرهای موازی را طی می‌کردند و نقشمایه‌ها و موضوعات بیشماری را از همسایگان ایرانی خود فرا می‌گرفتند و آنها را با سبک جانوری خویش، که در اصل بدوی و بیشتر سکایی بود، در هم می‌آمیختند.

هخامنشیان پس از غلبه بر سغد و باکتریا، دریافتند که تصرف این سرزمین‌ها، وظایف دشواری را به آنها محول ساخته است. مادها مهمترین این وظایف را که عبارت از حفظ اهالی در برابر بیابانگردان مهاجم بود، به خوبی انجام داده بودند، در واقع کوروش، در حدود ۵۳۰ میلادی، ضمن مبارزه با ماساژت‌ها در شرق دریای خزر کشته شد. بنابراین، هخامنشیان برای ایجاد سپر بلا، در مرزهای شمالی خود و همچنین برای تصرف اراضی، شروع به آباد ساختن و توسعه سرزمین‌های مرزی خود کردند، که اعراب آنها را بعدها، «ماورای جهان» نامیدند.

نقشه حکومت خوارزمشاهیان

پیشینه تاریخی خوارزم: 

 

تاریخ خوارزم، به اندازه تاریخ سغد کهن است اما با این وجود ، تا سال ۱۹۳۰ اطلاع زیادی درباره آن در دست نبود. در این تاریخ، تولستوف، مقداری بقایای عهد نوسنگی را در آنجا یافت که مربوط به هزاره چهارم و سوم پیش از میلاد بود، و سعی خود را مصروف گذشته خوارزم کرد. وی به این نتیجه رسید که ماهیگیران و شکارچیان این نواحی در عصر مفرغ، با ساکنان سواحل ولگا، غرب قفقاز و اورال، و همچنین با مردم شمال ایران تماس داشته‌اند. تا سده هشتم پیش از میلاد، با استفاده از یک روش آبیاری پیچیده توانسته بودند که جوامع بزرگی تشکیل دهند، خوارزمیان اگرچه در سده ششم پیش از میلاد مغلوب هخامنشیان شدند، ولی استقلال خود را در سده چهارم باز یافتند، اما در سده اول یا دوم میلادی تحت تسلط کوشانیان در آمدند، با وجود این، در سده دوم و سوم میلادی دوباره مستقل شده و توانستند سکه بزنند، تا سده دوازدهم به همین صورت آزاد ماندند و قلمرو آنها شامل دى، همدان و اصفهان بود و در این زمان قدرت سیاسی و نظامی آنان به پایه‌ای رسید که به فکر افتادند در ناحیه‌ای که اکنون تركية شرقی را تشکیل می دهد، جانشین سلجوقیان شوند.
کوشانیان اگرچه خوارزم را به قلمرو خود افزودند اما نتوانستند از پیدایی یک طبقه نیرومند اشراف و کشاورزان ثروتمند جلوگیری کنند. شاید به سبب نفوذ پارت‌ها بود که بعضی از آنها دهکده‌های نسبتاً وسیع و قصرهای بزرگی در روستاهای دور دست به وجود آوردند. به سبب اوضاع نا آرام سیاسی بود که بعضی از قصرهای دور افتاده‌تر را مستحکم کردند. گاهی در دیوار بلند دفاعی در پیرامون آنها می‌ساختند و برج و بارو و محل‌هایی برای دیده بانی یا تیراندازی در آن دیوارها تعبیه می کردند. به عنوان یک اقدام احتیاطی، مدخل‌ها را پیچ در پیچ می‌ساختند. دهکده‌های داخل این استحکامات در مراکز خود دارای ارگ‌های دو طبقه‌ای بودند که روی آنها راهروهایی وجود داشت و شبیه قصر بود. در حدود سده سوم میلادی، بیشتر جمعیت خوارزم زردشتی بودند و مانند همسایگان سغدی خود، بسیاری از مراسم مذهبی پیشین خویش را حفظ کردند. تعداد زیادی استودان در خوارزم کشف شده است که بیشتر آنها به شکل مربع هستند، و سرپوش آنها مزین به تندیس‌های انسانی است که در حالت نشسته نشان داده شده‌اند. بسیاری از آنها که به اندازه نیمه بدن انسان می‌باشد نشان دهنده شخص متوفی است. تعداد زیادی تندیس‌های کوچک از گل رس، با برجستگی‌های زیاد به دست آمده‌اند که نشانگر رب النوعي مثلاً سیاووش (ایزد)، و بعضی دیگر تجسم الهه مادر و آب و آبیاری بوده است.
در ۱۹۳۸، کاوش‌هایی در شهر توپراک کاله (توپراق قلعه) نزدیک تِرمِذ (یکی از شهرهای ازبکستان و مرکز استان سرخان‌دریا) صورت گرفت، این شهر از سده اول میلادی به بعد، مسکونی بوده و به عقيدة تولستوف تا سده ششم پایتخت خوارزم بوده و تا سده هفتم یعنی تا زمانی که به دست اعراب ویران شد، شهری مهم و توانگر بود. ترقی آن به سبب روش ماهرانه آبیاری بود. در روزگار کوشانیان این شهر بسیار آباد بود خانه‌هایی که در این زمان ساخته می‌شد دارای ده تا دوازده اطاق وسیع به شکل مربع یا مستطيل بود، ساکنانش برده‌دار بودند و ملازمان بسیار داشتند و بنا به رسم پدرسالاری زندگی می‌کردند. گذشته از قصر، آن شهر لااقل دارای سه آتشکده بزرگ بود. قصر شهر را بین سالهای ۱۹۴۵-۱۹۵۰ مورد کاوش قرار دادند. تصاویر دیواری این قصر در سه بخش قرار داشت، تندیس‌ها از لحاظ اندام شناسی به اندازه‌ای درست و طبیعی بود که امکان دارد الهام گرفته از آثار هلنی باشد.
اگرچه نقاشی‌ها و تندیس‌ها در خوارزم، با سبکی ساخته شده‌اند که امروزه آنرا مربوط به سغد می‌دانند، با وجود این، حاکی از آن نوع تصویر سازی است که در آثار باقی مانده در ورکشا، بالالیک تپه یا پنجکنت دیده نمی‌شود. گذشته از این، در سغد علاقه به تزیینات و آرایش بیشتر نتیجه توجهی بود که به لوازم و لباس‌ها و رسوم درباری می‌شد. در خوارزم، نفس هنر اهمیت داشت و بنابراین، نیازمند زمینه‌های آرایشی بود که معمولاً هنرمندان برای نشان دادن آن از مناظر طبیعی استفاده می‌کردند.
تزیینات دیواری در خوارزم گواه مهارت هنرمندان بومی آن سرزمین است و گذشته از این، روش زندگی روزانه و فرهنگ را در هزاره نخست میلادی نشان می دهد. وجود آنها سنتهای محلی را قادر ساخت که پس از جنبش‌های ناشی از غلبه اسلام زنده بمانند. در نتیجه، آن سرزمین توانست که از سده دهم تا سیزدهم در سیاست اسلامی بار دیگر سهمی مهم داشته باشد. اعراب، فرمانروایانی سخت گیر نبودند، زیرا می‌خواستند با بازرگانان بومی به علت نیاز به تجملات خود روابط دوستانه‌ای داشته باشند. با وجود این، در آسیای مرکزی، محبوب مردم نبودند و این امر شاید به سبب تصمیم آنها به محو هنر تصویری باستانی آن منطقه بود. وضع بدین منوال بود که در سده سیزدهم، افواج جهانگشای مغول بقایای تمدن آسیای مرکزی را از میان برداشت، بر اثر این حمله، هنرهای باستانی از آن میان رخت بربست، ولی منابع آن منطقه باقی ماند. کوزه گرانش، به ویژه کوزه گران اورگنج، و فلزکارانش زیباترین لوازم را برای اربابان مغول خود به وجود می‌آوردند. در زمان تیمورلنگ بود که آخرین شکوفایی هنری منطقه پایان گرفت. وی روش دقیق آبیاری خوارزم را از میان برد و بدان وسیله باعث شد که سنتهای صحرا به درون آن ناحیه راه یابد و آنچه را که ساکنانش طی پنج هزار سال ساخته بودند

نابود سازد، می‌گویند حافظ، پس از شنیدن خبر ویرانی خوارزم به دست تیمور چنین گفت:


 به ترکان دل منه حافظ بین آن بی وفاییها           که با خوارزمیان کردند ترکان سمرقند

1397/09/23 20:04
در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • «انجمن خرد» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • انجمن خرد از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • درج در قسمت هایی که با ستاره قرمز مشخص گردیده الزامی است.
  • تعداد کاراکترهای نام، ایمیل و نظر نباید به ترتیب بیش از 100، 300 و 500 بیشتر باشد . در صورت عدم رعایت متاسفانه نظر شما ثبت نخواهد گردید.
  • نظرات پس از تأیید مدیر سایت منتشر می‌شود.

نام:

پست الکترونیک:

متن نظر:

کد امنیتی:

نظرات: